شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۶ - ۲:۱۲
گزارش اختصاصی «دنیای‌خودرو» از حادثه در انبار بزرگ‌ترین شرکت قطعه‌ساز کشور

آتش‌نشانی در همسایگی کروز ؛ چرا حریق همان ابتدا مهار نشد؟

اینجا یک سوال در کنار دهها سوال دیگر مطرح است. ایستگاه آتش‌نشانی شماره ۴۵ در همسایگی شرکت کروز است. پس چرا آتش در همان ابتدا مهار نشد؟!

به گزارش اخبار خودرو ، بعد از ۲۲ساعت همچنان دود سیاه نشانه کارخانه کروز در جاده کرج است که پنجشنبه آتش در جانش افتاد. آتش حریص است و ولعش تمام نمی‌شود، به همین دلیل هر چه آب و خاک رویش می‌ریزند، راه گریز دیگری پیدا می‌کند و باز سرک می‌کشد.

خودروهای آتش‌نشانی، بی‌صدا یا آژیرکشان به سمت دود می‌روند و آنها که از قبل خالی شده‌اند، از در جنوبی بیرون می‌آیند تا راه برای تازه‌واردها باز شود.

حرف دقیقی وجود ندارد، جز این که سه طبقه انبار کارخانه فرو ریخته است و تیرآهن‌ها هم آب شده‌اند. پلاسکو برای آتش بس نبوده و این بار بلای جای قطعات تولیدی شده است.

کارخانه کروز، بزرگ‌ترین تولیدکننده قطعات خودرو ساعت ۱۹ پنجشنبه ۲۴ فروردین گرفتار حریق شد.

کارخانه کروز، بزرگ‌ترین تولیدکننده قطعات خودرو ساعت ۱۹ پنجشنبه ۲۴ فروردین گرفتار حریق شد.

کارخانه کروز، بزرگ‌ترین تولیدکننده قطعات خودرو ساعت ۱۹ پنجشنبه ۲۴ فروردین گرفتار حریق شد.

بلافاصله واحدهای آتش‌نشانی از سراسر تهران به سمت این کارخانه حرکت کردند. منبع آتش، بخش انبار است که در قسمت شمالی قرار دارد. سوله‌ای سه طبقه به مساحت پنج‌هزار مترمربع که ساعت‌به‌ساعت با گسترش آتش و اطفای آن، تبدیل به یک طبقه شده و آن یک طبقه هم تل آوار است.

به‌گفته یکی از آتش‌نشانان که از سحرگاه به دل آتش زده، آتش همچنان در حال پیشروی است. او می‌گوید: «‌در مرحله لکه‌گیری و آوار برداری، با رسیدن هوا به بخش‌های زیرین و آتش مانده در زیر آوار، آتش جان می‌گیرد و باز زبانه می‌کشد.»

دود سیاه که از کیلومتر ۸ جاده کرج به وضوح دیده می‌شود، به همین دلیل است. به‌گفته او، تنها دو نفر در دام آتش گرفتار شدند و آنها نیز به سرعت توسط نیروهای امداد و نجات از مهلکه جان به در بردند و خسارت جانی در میان نیست.»

به‌گفته جلال ملکی، سخنگوی آتش‌نشانی، در دقایق نخست حادثه بیش از ۴۰ دستگاه انواع خودروی سواری و پیش از ۱۰۰ آتش‌نشان در محل حضور داشتند و عملیات آغاز شد.

ورودی کارخانه خلوت است و انگار نه انگار اتفاقی رخ داده، اما در بخش نگهبانی داخل، کارمندان و کارگران جمع هستند، می‌روند و می‌آیند. چندتایی مرخص می‌شوند و قرار می‌شود برای روز شنبه و کار به آنها خبر داده شود. در نهایت شنبه تعطیل اعلام شد. دو کارمند خانم، تنها می‌دانند سه طبقه فرو ریخته و چیزی باقی نمانده است.

یکی از کارمندان بخش حراست، یونیفرم سرمه‌ای به تن دارد و صورتش از دود سیاه است، می‌گوید: « خفه شدم از دود. به هیچی نمی‌شود دست زد، انگار آتش‌فشان فوران کرده است.» از پنجشنبه‌شب آستین بالا زده و کنار نیروهای امدادی در حال کار است.

یکی از نگهبانان، می‌گوید:« سوخت، همه‌چیز سوخت.» اما نمی‌داند یا نمی‌خواهد بگوید که علت آتش چه بوده یا از کجا شروع شده است، فقط می‌گوید: « ساعت ۷ شب پنجشنبه، انبار آتش گرفت و به سرعت گسترش یافت.»

کارمندی که صورتش از دود آتش و امداد سیاه است، می‌گوید:«‌تیرآهن‌ها هم ذوب شده است. هیچی نمانده است.» صدایی از میان خودشان می‌گوید: ‌«این اتفاق چرا باید می‌افتاد. مگر انبار ایمنی نداشت؟!» توضیح بیشتری نمی‌دهد.

آقای قریب، مدیر روابط عمومی در صحنه حاضر است. اجازه ورود خبرنگاران دست اوست که دریغ می‌کند. البته اول به‌شرط ورود بدون دوربین قبول می‌کند اما پیشنهادش را پس می‌گیرد.

مدیر ارشدی که کنار اوست نیز زیر بار نمی‌رود. علت حادثه را نمی‌داند، میزان خسارت و ویرانی را نمی‌داند. این که انبار چه قطعاتی بوده، نمی‌داند و فقط می‌گوید انبار بوده است. در پایان فقط می‌گوید: «‌آتش‌نشانان در حال کار هستند.»

حتی در مورد این که بعد از گذشت ۲۰ ساعت، هنوز دود سیاه به آسمان می‌رود و هنوز آتش جان دارد، می‌گوید: «در تلاش برای اطفای حریق هستیم.»

او هم جزو کسانی است که ترجیح می‌دهد اخبار بدون شاهد دست‌به‌دست شود، پلاسکو را نماد تلخی از انتشار اخبار می‌داند و مخالف حضور خبرنگاران حتی با شرط عدم مزاحمت و دست‌و‌پاگیری است. او نمی‌داند اخبار در حال گردش است، فقط صحت آن محل ایراد و شک است و حالا مدام می‌گویند نمی‌دانیم.

در بخش شمالی کارخانه، دود پررنگ‌تر است. ماشین آتش‌نشانی میان انبوه خودرو و دود در حال باز کردن راه است، او هم مانند بقیه ناتوان است. هر چه به دود نزدیک‌تر می‌شویم، حجم دود و بوی سوختگی با حجم خودروها بیشتر می‌شود. پیکانی به شانه راست کشیده و نمی‌رود، یعنی رفتنش با پیاده راه رفتن فرق چندانی ندارد.

از اینجا کارخانه فروریخته، ستون‌های دود‌زده و حجم خودروهای آتش‌نشانی کاملا مشخص است. ساعتی قبل چند نفری هم پیاده می‌شدند برای عکس و فیلم گرفتن اما از حدود ساعت ۴ عصر، داربستی در کنار جاده بالا رفت و پرده‌ای سفید روی آن کشیده شد تا مانع ترافیک و توقف مردم شود. اما هیچ پرده‌ای نمی‌توانست دود را به حصار بکشد.

اینجا یک سوال در کنار دهها سوال دیگر مطرح است. ایستگاه آتش‌نشانی شماره ۴۵ در همسایگی شرکت کروز است. پس چرا آتش در همان ابتدا مهار نشد؟!


به اشتراک بگذارید:
نظرات کاربران :
  1. ناشناس
    در ارتباط با مطلب : آتش‌نشانی در همسایگی کروز ؛ چرا حریق همان ابتدا مهار نشد؟

    سوال بسیار بی ربطی بود
    کلیه شرکتهای پتروشیمی دارای چندین دستگاه خودرو مجهز و چندین لایه آتش نشانی هستند
    پس چرا در ایران و جهان در پتروشیمی ها آتش سوزی رخ می دهد
    وقتی پیشگیری از حریق نباشد و به فکر اطفا هستیم اینگونه است
    سکوهای نفتی وسط آب دریا طعمه حریق میشوند
    باید پیشگیری شود
    ۵۰۰۰ متر پر از مواد شیمیایی بدون سیستم اطفا مناسب بلافاصله اتش می گیرد و کاری هم از دست کسی بر نمیاید

  2. محمد
    در ارتباط با مطلب : آتش‌نشانی در همسایگی کروز ؛ چرا حریق همان ابتدا مهار نشد؟

    سلام .علت حادثه گرانفروشی ،احتکار ،و … .خودروسازها عبرت بگیرید ، قیمت زیاد بشه ، خدا دوباره اتیش میزنه .

دیدگاه شما