شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۰ - ۱۳:۰۹

کاندیدای احمدی‌نژاد برای انتخابات یازدهم کیست؟

کاندیدای احمدی‌نژاد برای انتخابات یازدهم کیست؟… نامزدهایی که فعلا بیشترین شانس را دارند می توان به شرح زیر دانست :

1-اسفندیار رحیم مشایی

جلوه تام و تمام احمدی نژاد در مشایی متجلی است . او قطعا اصلی ترین گزینه رئیس دولت برای اتمام راه ناتمام است ، اما حساسیتی که رقبای احمدی نژاد درباره نام مشایی از خود نشان داده اند شاید هسته تصمیم گیری را – که کسی جز رئیس دولت و رئیس دفتر او نیست – به این نتیجه برساند که مشایی تا دقیقه 90 نقش کاندیدا را بازی کند و سپس با یکی دیگر از نامزدهای فرعی جایگزین شود . او در این مدل حتی می تواند نقش قربانی ، شهید و مظلوم را بازی کند . این کار ضمنا سبب می شود احمدی نژاد در تعامل با بزرگان اصولگرا و حتی سطوح بالاتر موفق تر عمل کند تا مثل ماجرای معاون اولی ، امتیاز دادن و کوتاه آمدن جلوه کند و در عوض امتیاز تعیین کننده بگیرد .

کسانی که مشایی و روحیات او را از نزدیک می شناسند می دانند او جاه طلب نیست و از آنجایی که تداوم گفتمان برای دولتی ها مهم است چندان فرقی نمی کند که چه کسی پشت فرمان بنشیند زیرا در هرصورت رئیس اصلی برای همه معلوم است .

آن چیزی که اصولگرایان از آن غافلند افزایش تدریجی محبوبیت مشایی در بین طبقه متوسط است ؛ همان طبقه ای که احمدی نژاد در آن پایگاه نداشت و مشایی وعده داده بود برای دور آینده از بدنه 13 میلیونی آن یارگیری خواهند کرد .

2-محمدرضا رحیمی

اگرچه او یکی از پرحاشیه ترین اعضای دولت است اما حداقل به صفت معاون اولی ، عده ای شانس بیشتری برای او قائل می شوند . این عده البته نمی خواهند به روی خود بیاورند که در دولت دهم ، بیشتر از دولت های قبل ،‌ معاون اولی یک پست تشریفاتی است و بویژه با ایجاد مجدد پست معاون اجرایی ، باز هم محدود تر می شود . قائم مقام واقعی و امین و مستشار رئیس جمهور ، رئیس دفتر اوست .

رحیمی حاشیه هایی دارد که ممکن است برای او کار ساز شود (از جمله مدرک تحصیلی ،‌ توزیع پول در مجلس توسط مدیرکل او ، پرونده خیابان فاطمی ، و بعضی پرونده های قدیمی تر ) هر چند این از ایرادات کشور ماست که اتهامی به یک مقام عالیرتبه دولتی زده می شود اما کار یکطرفه نمی شود و همه در سلامت کامل به سر می برند ! در حالی که در همه جای دنیا اگر اتهام آن مقام به اثبات برسد بلافاصله مجازات می شود واگر به اثبات نرسد و منجر به تبرئه او شود با ادعای شرف ، کسانی که ذهنیت جامعه را به تشویش کشیده اند مجازات می شوند .

رحیمی دو مزیت دارد که البته برای این گزینش اتفاقا نقطه ضعف تلقی می شود :

اولا ، در حالی که اکثریت اعضای دولت چهره هایی کم شهرت و بعضا ناشناخته ای اند رحیمی از دیرباز در زمره چهره های مطرح سیاسی بوده است . او از نزدیکان ناطق نوری در وزارت کشور دهه 60 به شمار می آمد و از این رو در انتخابات 76 نیز شجاعانه برای او به میدان آمد . او یکی از 3 راس طیف کرج ( کردان ، رحیمی ، جهرمی) را تشکیل می داد که ارتباطات و تاثیرگذاری قابل توجهی بر لجنه های اصولگرایی داشتند .

ثانیا ، سابقه مدیریت او از رئیس جمهور بیشتر است . احمدی نژاد اولین پست مدیریتی کلان خود را در دولت دوم هاشمی تجربه کرد و پیشتر از آن به مدت کوتاهی مشاور وزیر علوم و سالها فرماندار بوده است . زمانی که احمدی نژاد حکم استانداری خود را برای استان تازه تاسیس اردبیل دریافت کرد از استانداری رحیمی سالها می گذشت . احمدی نژاد حتی در دوره ای ، فرماندار رحیمی بوده است .

3- سید ابوالحسن فقیه

فقیه که جوانترین عضو حلقه اصلی رئیس جمهور محسوب می شود ارتباط خود را از طریق روابط عمومی جمعیت ایثارگران و روزنامه سیاست روز متعلق به یکی از اعضای شورای مرکزی این جمعیت آغاز کرد و سپس در شهرداری تهران در زمره رابطان رسانه ای شهردار احمدی نژاد به شمار آمد . او در دولت نهم ، سازمان خدماتی عریض و طویل بهزیستی را عهده دار بود و در دولت دهم هدایت جمعیت هلال احمر را به عهده گرفت ؛ کاری که اولا مطالبه گر ندارد تا آدمی به واسطه آن ناکارامد جلوه کند ، ثانیا می تواند از ارتباطات بین المللی این پست به نفع رهبر تیم مدد بگیرد و ثالثا فراغت کاری آن به نحوی هست که بتوان ماموریت های سیاسی را در ساعات غیر اداری به انجام رساند .

اگرچه نحوه قبولی اولیه او در دانشگاه پزشکی ، هر از چندی توسط طیف عدالتخواه اصولگرایی ، داغ می شود اما او مجموعا و شخصا\” غیر جنجالی است . چهار سال مدیریت او بر بهزیستی، پختگی های مدیریتی را برایش به ارمغان آورد ، ضمن آن که ‌عملکرد نسبتا خوب نیز بهانه ای به دست منتقدان نمی دهد .

فقیه به عکس بذرپاش که با تداوم اختلافاتش با نزدیکترین یار رئیس جمهور ، طومار خود را پیچید ، رابطه خوبی با مشایی دارد . شاید از همین زاویه است که مسئولیت ستاد انتخاباتی یاران دولت برای مجلس نهم به او سپرده می شود ،‌ مسئولیتی کلیدی که او را در کانون فعالیت های انتخاباتی احمدی نژاد قرار می دهد و ظرفیت خوبی برای ارتباط و تاثیر گذاری بر تمامی کنشگران سیاسی هوادار احمدی نژاد فراهم می سازد .

4-علی اکبر صالحی

هر چند او تازه ترین وزیر دولت محسوب می شود اما مسئولیت سازمان انرژی اتمی ، صندلی عضویت کابینه را پیشتر به او داده بود . دکتر علی اکبر صالحی دانشگاهی ترین عضو دولت است . او در سال های پایانی دهه 60 و اوایل دهه 70 ریاست مشهورترین دانشگاه مهندسی کشور را به عهده داشته است ؛ دانشگاهی که همه والدین آرزو دارند فرزندشان در آنجا تحصیل کند . او سپس در کسوت معاونت آموزشی وزارت علوم تا آخر دولت دوم هاشمی رفسنجانی مهمترین معاونت این وزارتخانه را اداره کرد و پس از آن به فعالیت های بین المللی روی آورد و به سازمان کنفرانس اسلامی پیوست . صالحی پس از ابراهیم یزدی ، ‌وزیر خارجه دولت موقت ، اولین وزیر خارجه ای است که به زبان انگلیسی تسلط کامل دارد . وزیران پیشین ، اگرچه انگلیسی بلد بودند و برخی از آنان حتی در آمریکا تحصیل کرده بودند اما زباندانی آنان نه در آن حد است که بدون لهجه و ضمنا مسلط به ظرایف لغوی و ضرب المثل ها باشند ؛ آنگونه که در جمع دیپلمات های بین المللی و بویژه غربی بتوانند به اتکای ارتباطات کلامی ، نگین جمع شوند . صالحی اما چنین است و می تواند این توانایی خود را حتی در تاک شوهای تلویزیونی چالش برانگیز نیز به نمایش بگذارد . افزون بر این ، تسلط او به زبان عربی برای کشوری که داعیه میدانداری اسلامی ، تعمیق روابط با کشورهای منطقه و ناکام گذاردن پروژه «ایران هراسی» را در سر دارد ، یک امتیاز ویژه محسوب می شود . روزهای ابتدایی تصدی او بر وزارت خارجه و پس از دیدارش از بغداد بود که وزیر خارجه عراق به زباندانی او مباهات کرد .

صالحی اگر چه جوان نیست اما سایر ویژگی های مورد نظر رئیس دولت دهم را داراست (‌همراهی ، درگیرنبودن با دیگران ، ناتوانی اصولگرایان در ایجاد رقابت دو قطبی با وی) . مزید بر آنها ، ‌نخبه پسند بودن و جمال نسبی از ویژگی های اوست ؛ مزیتی که کمتر در مردان احمدی نژاد دیده می شود .

5-حمید بقایی

در بین دولتی ها ،‌ بقایی پیش و بیش از همه با مشایی مرتبط بوده است و از این رو برکشیده و برآمده مشایی دانسته می شود . ریاست سازمان میراث فرهنگی نیز زمینه مناسبی برای پیگیری و طرح موضوع ایرانیت را از سوی او فراهم آورده است ؛ موضوعی که یکی از کلید واژه های اختصاصی ، انحصاری و ممیزه «نگره دولت» شناخته شده است .

عده ای بر این باورند که تایید صلاحیت بقایی برای انتخابات ریاست جمهوری ممکن است با چالش هایی مواجه باشد اما نمی توان این احتمال را بهانه ای برای حذف او از فهرست نامزدهای محتمل احمدی نژاد دانست ؛ چه ، رئیس دولت نشان داده است در محقق کردن نظرات خود ، معمولا\” ابتکار عمل داشته است .

بقایی شاید بیش از دیگر نامزدهای این فهرست ، خودی تلقی شود . او وامدار هیچ کس دیگری به جز دوگانه احمدی نژاد – مشایی نیست و اتکاء و اعتماد به روسای خود را کافی و لذا بی نیاز از بهبود رابطه ( و اساسا هر گونه رابطه) با دیگران می داند . همین حس و رفتار ، ‌او را وامدارتر و مآلا خودی تر می نماید و می نمایاند .

با احیای مجدد پست معاونت اجرایی رئیس جمهوری و انتصاب او به این سمت ، پاستور نشین شد و او را منبعد بیشتر در عکسهای رئیس می بینیم ، کما این که در دیدار نوروزی هیات دولت با استانداران و در حالی که همه وزیران روی صندلی های صحن نشسته بودند تنها چهار نفر در جایگاه هیات رئیسه جلوس کرده بودند : رئیس ، رئیس دفتر ، معاون اول و بقایی . هم زمان و با وجودی که حکم معاونت اجرایی صادر نشده بودند همه فهمیدند که این پروتکل فاقد پیام نبوده است .

6-علی نیکزاد

«مسکن مهر» شاید به یکی از نقاط توفیق دولت تبدیل شود . اگرچه کارشناسان اقتصادی ، قدرت این پروژه بر مهار بحران مسکن در کلانشهرها را تقریبا بی تاثیر می دانند اما بدون شک این پروژه در جایگزینی بافت های فرسوده روستایی و یا ساخت مسکن ارزان در شهرهای متوسط ،‌ یعنی خاستگاه های رای احمدی نژاد موثر خواهد افتاد ، ضمن آن که چنانچه با دیگر سیاست دولت (‌مشوق های مهاجرت معکوس و تخلیه تهران) می تواند بخشی از بار مسکن را سبک کند . مجری این طرح ،‌ وزیر بی حاشیه مسکن است که علاقه و حمایت احمدی نژاد از او اخیرا با واسپاری سرپرستی وزارت راه و احتمال تلفیق ماموریت وزارت راه در وزارت تحت تصدی او مشهود است .

نیکزاد یک مزیت دیگر هم دارد . او آذری است که فی نفسه ظرفیت بالای رای به دنبال دارد . هر چند متقابلا لهجه او به قدری شدید است که فارس زبانان به سختی حرفهای او را می فهمند و ممکن است این مزیت به ضد خود تبدیل شود .

ممکن است نام نیکزاد در بین چهره های مشهور تر پیش گفته به چشم نیاید ولی سیاست به ما آموخته است خیلی از پدیده ها ، پیش بینی های خطی و به ظاهر منطقی را در می نوردند و همگان را به تعجب وا می دارند . راستی مگر خود احمدی نژاد تا خرداد 84 این چنین نبود؟

7- سید محمد حسینی

در بین اعضای کابینه دهم کم اند کسانی که قبل از دوره احمدی نژاد هم در محافل اصولگرایان چهره نام آشنایی بوده باشند . محمدرضا رحیمی ،‌ مرضیه وحید دستجردی ، کامران دانشجو ، مجتبی ثمره هاشمی و سید محمد حسینی از آن زمره اند ؛ هر چند در این صفت هم اندازه نیستند .

حسینی به چند دلیل رابطه خوبی با اصولگرایان سنتی داشته است . او فارغ التحصیل اولین دوره دانشگاه امام صادق (ع) و لذا مورد علاقه آیه الله مهدوی کنی و معاون وقت آموزشی این دانشگاه است که در چند سال اخیر و در کسوت امامت جمعه مشهد به چهره ای شاخص تبدیل شده است . او در مجلس پنجم نماینده مردم رفسنجان و عضو فعال فراکسیون راست بوده است . داماد شیخ عباس پور محمدی ، رقیب ذی نفوذ خاندان هاشمی و مرعشی در رفسنجان است .

در کابینه دهم یکی از مشکلاتی که چهره های سیاسی اصولگرا با آن مواجهند پارادوکس همراهی با رئیس جمهور و سکوت تایید آمیز در قبال رفتار و گفتار مغایر مشهورات اصولگرایی است . این تعارض نما را البته رئیس دولت با اقتدار حل کرده است . واکنشی که احمدی نژاد در چند روز پایانی ماموریت دولت نهم به اعتراض چند وزیر نشان داد حداقل این پیام را داشت که وزیران در چارچوب رفتار همگرایی دیوانی نباید برای رئیس خود که جامه وزارت را بر تن آنان کرده است ، شاخ شوند و اگر هم به مشی ، روش یا منش او عتراض دارند منطقا باید ابتدا استعفا دهند و سپس رفتار واگرا داشته باشند . همان ماجرا سبب شد معدود همراهان دولت دهم که سابقه فعالیت تشکیلاتی در جبهه اصولگرایان را در کارنامه خود داشته اند مراقب باشند که آموزه های خود و یا انتظارات مرشدان و دوستان قدیمی را به جنگ رئیس دولت نیاورند . از همین رو ، محال است که یک خبرنگار ورزیده بتواند از این افراد جمله ای در نقد کوروش ، ‌مکتب ایرانی ، مرتبت فاقد اولویت روحانیت و مرجعیت ، حضور خواننده های لس آنجلسی در تهران ، ‌حضور بانوان در ورزشگاه ها ، دعوت شاه اردن به ایران و مسائلی از این دست – که خطوط قرمز اصولگرایان دانسته می شود – بکشد .

یک ویژگی حسینی در میان شاخص های یاد شده ، برجسته تر می نماید :‌ همراهی . به عکس وزیر سلف ، ‌معاونین اصلی به او تحمیل شده اند و لذا خود را با مبادی دیگری در دولت تنظیم می کنند ، شمقدری با تاسیس شورای عالی سینما از سهم و نقش وزیر کاست ،‌ انتزاع سازمان حج و زیارت از وزارت ارشاد به سازمان ایرانگردی و جهانگردی که سه سال پیش با دخالت دفتر رهبری ناکام ماند این بار با دستور وزیر انجام شد ،‌ خلع ید از سازمان چاپ و انتشارات ، طی مقدمات انتزاع خبرگزاری اسلامی از وزارت ارشاد به دفتر ریاست جمهوری ،‌ تغییر دبیر کمیسیون فرهنگی دولت از وزیر ارشاد به رئیس دفتر رئیس جمهوری ، بی اختیاری وزیر ارشاد در توزیع 1500 میلیارد تومان یارانه فرهنگی استانها که بودجه سیصد میلیاردی وزارتخانه در مقابل آْن ناچیز است ،‌ ماجرای غیبت در اختتامیه جشنواره فیلم فجر ( برای اولین بار در تاریخ سی ساله مهمترین رویداد سالانه سینما) و … که هر یک به تنهایی برای آشفتن یک وزیر و قهر و استعفای او کافی بود ، اما حسینی نشان داده است که همراهی ویژه ای دارد .

خبرآنلاین

نویسنده : مدیر سایت

لینک کوتاه : http://www.donyayekhodro.com/?p=887
به اشتراک بگذارید:
نظرات کاربران :

دیدگاه شما