رئیس شورای سیاستگزاری روزنامه دنیای خودرو در این باره نوشت :
از زمانی که شورای رقابت تنظیمکننده صنعت خودرو شد و این شورا هم موضوع قیمتگذاری را به سازمان حمایت از مصرفکننده و تولیدکننده سپرد، عملا بحث قیمتگذاری وارد یک بوروکراسی طولانی گردید و گاهی این فرآیند دو تا سه ماه زمان میبرد تا حاصل کار خود را بهوزارت صمت ارسال میکرد و همین امر باعث تبعاتی از جمله کاهش تولید میشد.
با همه این تفاصیل هماکنون تالار اول عملا جمع و وظایف آن بهتالار دوم واگذار شد و تالار دوم چنانچه بهدرستی وظایف خود را در تامین ارز مورد نیاز واحدهای خودروساز و قطعهساز جهت تامین مواداولیه عمل کند میتواند یاور صنعتخودرو و قطعهسازی شده و موجبات حداقل افزایش تولید را فراهم نماید.
از سوی دیگر وقتی که خودروسازان و قطعهسازان برای تامین ارز مورد نیازشان به تالار دوم مراجعه کنند و با عنایت به مکانیزم اجرایی آن که افزایش قیمت شدید را بهدنبال خواهد داشت، دیگر توجیهی برای قیمتگذاری دستوری باقی نمیماند.
علاوهبر آن خودروسازان هم مشکلات عدیدهای دارند که بارزترین آن تعهدات معوق است و ریشه این مشکل هم به تامین نشدن بهموقع ارز برمیگردد و جای بسی تاسف است. میتوان به صراحت گفت که تامین نیازهای ارزی صنعتخودرو و قطعهسازی از طریق تالار دوم همراه با افزایش شدید قیمت آن خواهد بود که طبیعیترین پیامد آن افزایش قیمت بالای محصول نهایی یعنی خودرو و نیز قطعات خواهد بود و درنهایت بازار خودرو را تحتتاثیر قرار داده و این بازار از اوایل سال آینده آرام نبوده و پیوسته گرفتار نوسانات شدید قیمتی خواهد شد.
از اینها که بگذریم و کارنامه و عملکرد 60 ساله صنعتخودرو را تحت مداقه قرار دهیم، به عمق ناکامی این صنعت و بهتبع آن صنعت قطعهسازی میرسیم که جدا مایه تاسف است.
چند ماه پس از تاسیس شورای رقابت نگارنده در یک گپ و گفت دوستانه با روانشاد دکتر جمشید پژویان، نخستین رئیس آن درباره انگیزهها و دلایل ایجاد شورای رقابت پرسید که نامبرده در پاسخ گفته بود: «من میان وجه تسمیه شورای رقابت و شرح وظایف و عملکرد آن تضاد و تناقض بسیار میبینم!» همه این نابسامانیها بیتردید از سیاستگزاری ناشی میشود. زیرا صنعتی که پس از 60 سال قدمت هنوز فاقد یک استراتژی مدون است و باری به هرجهت روزگار میگذراند معلوم است که نتیجه کار آن وضعیت سردرگم فعلی است.
پذیرفتن این حقیقت که یک صنعت بزرگ پس از 6 دهه قادر به تامین نیازهای ارزی خود نبوده و ناتوان از پاسخگویی نیاز بازار داخلی نیز است، هرچند خیلی سخت، ولی متاسفانه عینیت دارد. پس:
باطلسحر صنعت خودرو
در سیاستگزاریاش باشد
شیوهها و سیاست مطلوب
عامل رستگاریاش باشد
***
چون سیاستگزاریاش غلط است
میرود هر زمان بر آن بیداد
ورنه ما هم به قدر چینیها
بهره داریم ز هوش و استعداد
فرجام سخن اینکه: باید از گذشته پند بگیریم و بهترین تصمیمات را در صنعتخودرو و نیز بازار داخلی اتخاذ و اجرا کنیم و اجازه ندهیم این بخش از صنایع کشور موجب وهن جامعه فنی و مهندسی ایران شود.
