این شرکت در حوزه تولید انواع تایر رادیال، تایر بایاس و تیوب فعالیت دارد و محصولات آن در طیف گستردهای از خودروهای سواری، تجاری و صنعتی مورد استفاده قرار میگیرد. سهام این شرکت در بازار سرمایه ایران با نماد «پکرمان» دادوستد میشود و بر اساس آخرین اطلاعات مالی منتشرشده در سامانه کدال، سرمایه ثبتشده شرکت به ۱۹۶۹ میلیارد تومان رسیده است. رقمی که نشاندهنده ابعاد عملیاتی قابل توجه و جایگاه این شرکت در صنعت تایر کشور است.
از آنجا که سال مالی گروه صنعتی بارز منتهی به پایان اسفندماه است، این شرکت طبق الزامات افشای اطلاعات، در دیماه هر سال علاوه بر ارائه گزارش عملکرد همان ماه، گزارش تجمیعی تولید و فروش ۱۰ ماهه را نیز منتشر میکند.
بررسی گزارش اخیر منتشرشده در سامانه کدال نشان میدهد که عملکرد عملیاتی شرکت در ماه دی و دوره ۱۰ ماهه، حاکی از تداوم روند رو به رشد درآمدهاست. بر این اساس، فروش شرکت در دیماه به رقم ۱۲۶۶ میلیارد تومان رسیده که بیانگر حفظ سطح بالای تقاضا برای محصولات این شرکت در بازار است.
همچنین مجموع فروش شرکت طی ۱۰ ماه سپریشده از سال مالی جاری به ۱۵ هزار و ۶۶ میلیارد تومان بالغ شده است. این رقم در مقایسه با فروش ۱۰ ماهه دوره مشابه سال ۱۴۰۳، رشد قابل توجه ۴۷ درصدی را نشان میدهد؛ رشدی که میتواند ناشی از افزایش حجم تولید، بهبود ترکیب فروش، رشد نرخهای فروش و یا توسعه بازارهای هدف باشد.
چنین افزایشی در شرایطی که بسیاری از صنایع با محدودیتهای هزینهای و نوسانات بازار مواجه هستند، اهمیت ویژهای پیدا میکند و بیانگر توان شرکت در مدیریت تولید و فروش است. در میان محصولات گروه صنعتی بارز، تایر رادیال همچنان نقش محوری در ساختار درآمدی شرکت ایفا میکند. این محصول بیشترین سهم از فروش کل را چه در عملکرد ماه دی و چه در مجموع ۱۰ ماهه به خود اختصاص داده است.
تمرکز بر تایرهای رادیال، که بهطور معمول از فناوری بالاتر و حاشیه سود مناسبتری برخوردارند، نشان میدهد شرکت در مسیر همراستایی با نیاز بازار و ارتقای سبد محصولات خود حرکت میکند.
افزایش سهم این محصول در فروش میتواند به بهبود کیفیت سودآوری شرکت در میانمدت و بلندمدت منجر شود. افزایش تولید و فروش برای گروه صنعتی بارز صرفا به معنای رشد اعداد و ارقام درآمدی نیست، بلکه آثار مثبت گستردهتری بر ساختار مالی و عملیاتی شرکت دارد .
اگر به خاطر داشته باشیم از حدود دو تا سه ماه گذشته موجی از افزایش قیمت در بازار خودرو آغاز شد و این موضوع در ظاهر به دنبال افزایش نرخ ارز بود، اما دلیل آن صرفا افزایش نرخ دلار نبود و عوامل مهمتر آن، محدودیت در عرضه بود. کمتر از سه ماه پیش، عرضه خودرو متوقف شده بود و اعلام میشد که قرار است ارز از تالار اول به تالار دوم منتقل شود. در همان مقطع یکبار قیمتها افزایش یافت و پس از آن نیز بار دیگر شاهد افزایش قیمت بودیم. به نظر میرسد که دولت بیش از اندازه تاوان این موضوع را میپردازد.
دولت هزینه روانی ناتوانی در کنترل قیمتها را پرداخت میکند، در حالی که دلیلی ندارد بیش از این هزینه بدهد. دولت در این زمینه یا ذینفع است ؛ اما اگر چنین نیست، دولت باید قانون را اجرا کند و واردات را برای افراد و شرکتها آزاد بگذارد تا بازار رقابتی شکل بگیرد و در این شرایط هر گونه افزایش قیمتی سیگنال شدیدی به بازار وارد نمیکند.
دههها است که یک سیکل معیوب در این حوزه تکرار میشود: شرکتهای خودروسازی قیمتها را افزایش میدهند، سپس دادستانی، شورای رقابت یا سازمان حمایت اعتراضهایی مطرح میکنند و قیمتها بهصورت دستوری کاهش مییابد، اما اثر افزایش قیمت در بازار باقی میماند.
در نهایت، هیچ نظم مشخصی وجود ندارد و قیمتها همچنان بالا میماند. از مهمترین مزایای رشد تولید، افزایش بهرهوری از ظرفیتهای موجود خطوط تولید است. با افزایش حجم تولید، هزینههای ثابت نظیر استهلاک، نیروی انسانی و سربار کارخانه بهصورت موثرتری جذب شده و بهای تمامشده هر واحد محصول کاهش مییابد؛ موضوعی که میتواند حاشیه سود ناخالص شرکت را تقویت کند.
از سوی دیگر، رشد فروش و افزایش مقیاس فعالیتها باعث تقویت جریانهای نقدی عملیاتی میشود. این جریان نقدی بالاتر، توان مالی شرکت را برای بازپرداخت بدهیها، تامین سرمایه در گردش و همچنین اجرای طرحهای توسعهای افزایش میدهد.
در صنعتی مانند تایر که نیازمند سرمایهگذاری مستمر در ماشینآلات، فناوری و مواد اولیه است، برخورداری از نقدینگی پایدار یک مزیت رقابتی مهم به شمار میرود. افزایش تولید همچنین میتواند جایگاه گروه صنعتی بارز را در بازارهای صادراتی ارتقا دهد.
با توجه به اینکه بخشی از محصولات شرکت به خارج از کشور صادر میشود، رشد ظرفیت تولید این امکان را فراهم میکند که شرکت حضور پررنگتری در بازارهای منطقهای داشته باشد و از فرصتهای ارزی ناشی از صادرات بهرهمند شود. این موضوع بهویژه در شرایط نوسانات نرخ ارز، میتواند به متنوعسازی درآمدها و کاهش وابستگی به بازار داخلی کمک کند.
در نهایت، تداوم رشد تولید و فروش میتواند پیام مثبتی برای سهامداران و فعالان بازار سرمایه نیز به همراه داشته باشد.
عملکرد قوی عملیاتی، در صورت مدیریت مناسب هزینهها و حفظ حاشیه سود، میتواند به افزایش سودآوری و بهبود چشمانداز مالی شرکت منجر شود.
مجموعه این عوامل نشان میدهد گزارشهای اخیر منتشرشده از عملکرد گروه صنعتی بارز، نهتنها بیانگر رشد مقطعی فروش، بلکه حاکی از تقویت بنیانهای عملیاتی و افزایش ظرفیتهای سودآوری «پکرمان» در مسیر توسعه پایدار است.
