اقتصاد ایران در حال حاضر با نوعی انجماد در تصمیمگیری مواجه است. این وضعیت موجب شده نهتنها برای شرایط فعلی، بلکه برای آینده نیز برنامه روشنی وجود نداشته باشد و اقتصاد در مسیر جریانها حرکت کند، نه اینکه خود جریانساز باشد.
به بیان دیگر، نبود تصمیمسازی فعال و فقدان برنامهریزی برای سناریوهای محتمل آینده، صنایع کشور را در موقعیتی پرریسک و شکننده قرار داده است. این درحالیاست که اگر قرار است اتفاق مثبتی در اقتصاد رخ دهد، باید این اتفاق بهصورت آگاهانه و مبتنی بر تصمیمسازی رقم بخورد.
ادامه وضعیت انفعالی، تنها به فرسایش بیشتر اقتصاد و تضعیف توان صنایع منجر میشود.برای عبور از شرایط موجود، طراحی سناریوهای مشخص و برنامهریزی متناسب با هر سناریو ضروری است. نخستین سناریو، تداوم وضعیت فعلی است؛ شرایطی که نه جنگ محسوب میشود و نه صلح و اقتصاد در حالت بلاتکلیفی به سر میبرد.
در این وضعیت، تمرکز اصلی باید بر افزایش تابآوری صنایع باشد، چرا که صنایع در چنین فضایی بهشدت در معرض آسیب قرار دارند.سناریوی دوم، ورود کشور به شرایط جنگی است. در این حالت، ادامه مسیر با راهبردهای فعلی امکانپذیر نخواهد بود و تغییر اساسی در استراتژیهای صنعتی، تامین، تولید و پشتیبانی اجتنابناپذیر است. اما در سناریوی سوم و در صورت ایجاد گشایش و بهبود شرایط و رفع تحریمها، این وضعیت نیز بدون برنامهریزی میتواند برای صنعت خطرآفرین باشد.
باز شدن درهای اقتصاد، اگر بهدرستی مدیریت نشود، میتواند به همان اندازه شرایط فعلی، به صنایع داخلی آسیب وارد کند.در شرایط گشایش، باید از پیش مشخص باشد چه حمایتهایی از صنایع انجام میشود، چه کنترلهایی اعمال خواهد شد و چگونه میتوان از تمامیت و بقای صنایع کشور صیانت کرد.
باز شدن اقتصاد بدون سیاست صنعتی شفاف، میتواند منجر به تضعیف تولید داخلی شود.صنعت ایران بیش از هر چیز به نقشه راه روشن، تصمیمسازی شجاعانه و برنامهریزی سناریومحور نیاز دارد. تنها در این صورت میتوان از فرسایش تدریجی اقتصاد جلوگیری کرد و صنایع را از شرایط پرریسک فعلی عبور داد.
