image.png

در سال‌های اخیر بازار جهانی روغن پایه با سرعتی چشمگیر در حال تغییر است؛ تغییراتی که نه‌تنها ناشی از رشد مصرف در کشورهای پرجمعیت آسیایی است، بلکه به‌واسطه رقابت شدید میان تولیدکنندگان و فشار برای کاهش وابستگی به واردات نیز شکل گرفته است.

در این میان، آسیا به‌عنوان موتور محرک مصرف روانکارها، بیش از هر منطقه دیگری تحت تاثیر این تحولات قرار دارد. افزایش تعداد خودروها، توسعه صنایع سنگین و رشد بخش حمل‌ونقل، تقاضا برای روغن پایه را به سطحی رسانده که بسیاری از کشورها ناچار شده‌اند راهبردهای تازه‌ای برای تامین پایدار این ماده حیاتی تدوین کنند. این تغییرات تنها به معنای افزایش ظرفیت تولید نیست؛ بلکه بازتعریف جایگاه کشورها در زنجیره ارزش جهانی روانکارهاست.

برای ایران و دیگر کشورهای خاورمیانه، این روند یک هشدار جدی و در عین حال فرصتی تازه محسوب می‌شود؛ هشدار از آن جهت که ورود بازیگران جدید و افزایش ظرفیت تولید در آسیا می‌تواند رقابت را سخت‌تر کند و فرصت از آن جهت که بازآرایی بازارها امکان حضور فعال‌تر را فراهم می‌آورد.

هند در آستانه یکی از بزرگ‌ترین تحولات صنعت روانکارهای خود قرار دارد؛ چرا که شرکت‌های ملی نفت این کشور برنامه‌ریزی کرده‌اند تا ظرفیت تولید روغن پایه را تا سال ۲۰۲۸ بیش از دو برابر کنند و به سطح ۲.۹۱ میلیون تن در سال برسانند. این خبر در کنفرانس آسیایی روغن پایه و روانکارها در سنگاپور توسط یکی از مدیران ارشد شرکت هندوستان پترولیوم اعلام شد و بازتاب گسترده‌ای در میان فعالان بازار داشت.

بر اساس آمار رسمی، مصرف روغن پایه در هند طی سال مالی ۲۰۲4-۲۰۲3 به حدود ۴.۱ میلیون تن رسید؛ رقمی که نسبت به سال قبل رشد قابل‌توجهی نشان می‌دهد. این افزایش مصرف ناشی از رشد سریع ناوگان خودرویی کشور است که اکنون بیش از ۳۲۶ میلیون دستگاه خودرو را شامل می‌شود. در حال حاضر ظرفیت تولید چهار شرکت ملی نفت هند مجموعا ۱.۴۱ میلیون تن در سال است، اما با اجرای طرح‌های توسعه‌ای، این رقم طی چهار سال آینده بیش از دو برابر خواهد شد.

شرکت نفت هند (IOC) بیشترین سهم را در این توسعه دارد و قرار است تا سال ۲۰۲۶ ظرفیت خود را به ۱.۲۵ میلیون تن برساند و به بزرگ‌ترین تولیدکننده روغن پایه در کشور تبدیل شود. هندوستان پترولیوم نیز ظرفیت خود را از ۵۰۰ هزار تن به ۷۵۰ هزار تن افزایش خواهد داد. چنای پترولیوم ظرفیت تولید را دو برابر کرده و به ۴۸۰ هزار تن خواهد رساند، در حالی که ظرفیت شرکت بهارات پترولیوم در سطح ۴۳۰ هزار تن ثابت باقی می‌ماند.

این افزایش ظرفیت به‌طور مستقیم واردات روغن پایه گروه II و III را کاهش خواهد داد؛ به‌ویژه در بخش‌هایی مانند 150N و بالاتر که تاکنون بخش عمده‌ای از نیاز هند از کره جنوبی تامین می‌شد. با این حال، کارشناسان هشدار داده‌اند که عرضه Bright Stock همچنان محدود خواهد بود و واردات روغن‌های با ویسکوزیته پایین ادامه خواهد داشت.

آمار واردات نشان می‌دهد که هند در سال گذشته حدود ۳.۶۸ میلیون تن روغن پایه وارد کرده که نسبت به سال قبل افزایش داشته است. بیشترین رشد مربوط به گروه II بوده، در حالی که واردات گروه I و III اندکی کاهش یافته است. سه شرکت خصوصی بزرگ شامل Savita Oil Technologies، Apar Industries و Raj Petro Specialities (زیرمجموعه گروه آلمانی Brenntag) بیشترین سهم را در واردات داشته‌اند.

به گفته کارشناسان، افزایش ظرفیت داخلی علاوه بر کاهش وابستگی به واردات، می‌تواند در صورت مازاد عرضه، زمینه صادرات مقطعی از سوی شرکت‌های ملی نفت هند را فراهم کند. این موضوع احتمالا فشار تازه‌ای بر قیمت‌های جهانی روغن پایه وارد خواهد کرد و تعادل بازار آسیا را تغییر خواهد داد.

تصمیم شرکت‌های ملی نفت هند برای افزایش ظرفیت تولید روغن پایه به بیش از ۲.۹ میلیون تن در سال تا ۲۰۲۸ را باید یکی از مهم‌ترین تحولات بازار روانکارها در آسیا دانست. این اقدام نه‌تنها ساختار عرضه داخلی هند را متحول می‌کند، بلکه پیامدهای گسترده‌ای برای تجارت منطقه‌ای و جهانی روغن پایه خواهد داشت. هند با جمعیتی بیش از ۱.۴ میلیارد نفر و ناوگان خودرویی بالغ بر ۳۲۶ میلیون دستگاه، یکی از بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان روانکار در جهان است. مصرف روغن پایه این کشور در سال ۲۰۲4-۲۰۲3 حدود ۴.۱ میلیون تن بوده که نسبت به سال قبل رشد قابل‌توجهی نشان می‌دهد. در چنین شرایطی، افزایش ظرفیت تولید داخلی می‌تواند وابستگی هند به واردات را کاهش دهد و تعادل جدیدی در بازارهای منطقه‌ای ایجاد کند.

از منظر منطقه‌ای، این توسعه ظرفیت بیشترین فشار را بر صادرکنندگان کره‌ای و خاورمیانه‌ای وارد خواهد کرد. همان‌طور که در گزارش اشاره شده، واردات روغن پایه هند در سال گذشته به حدود ۳.۷ میلیون تن رسید که بخش عمده آن از گروه II و III تامین شد. با افزایش ظرفیت داخلی، نیاز به واردات این گروه‌ها کاهش می‌یابد و این موضوع می‌تواند بازارهای صادراتی کره جنوبی و برخی تولیدکنندگان خاورمیانه را تحت فشار قرار دهد. برای ایران، که به‌طور سنتی بخشی از بازار منطقه‌ای را هدف قرار داده، این تغییرات دو پیامد دارد؛ نخست، کاهش فرصت صادرات مستقیم به هند و دوم، افزایش رقابت در بازارهای همسایه، زیرا تولیدکنندگان منطقه‌ای برای جبران کاهش سهم خود در هند، به بازارهای جایگزین روی خواهند آورد.

از سوی دیگر، افزایش ظرفیت تولید در هند می‌تواند به ایجاد مازاد عرضه در برخی مقاطع منجر شود. همان‌طور که مسئولان شرکت‌های هندی اشاره کرده‌اند، در صورت مازاد تولید، احتمال عرضه محموله‌های صادراتی به‌صورت اسپات وجود دارد. این موضوع می‌تواند قیمت‌های جهانی روغن پایه را تحت فشار قرار دهد و برای تولیدکنندگان ایرانی که با هزینه‌های بالاتر و محدودیت‌های تحریمی مواجه‌اند، چالش جدی ایجاد کند. در عین حال، فرصت‌هایی نیز وجود دارد؛ اگر ایران بتواند با ارتقای کیفیت تولید و تمرکز بر گروه‌های خاص مانند Bright Stock یا روغن‌های با ویسکوزیته پایین، جایگاهی در بازارهای منطقه‌ای تثبیت کند، می‌تواند از خلأهای ایجادشده در ساختار عرضه بهره ببرد.

نکته مهم دیگر، تاثیر این توسعه بر ساختار قیمت‌گذاری است. با افزایش عرضه داخلی در هند، فشار بر قیمت‌های گروه II و III در بازار آسیا افزایش خواهد یافت. این موضوع می‌تواند حاشیه سود تولیدکنندگان منطقه‌ای را کاهش دهد و آن‌ها را به سمت تنوع‌بخشی محصولات و توسعه بازارهای جدید سوق دهد. برای ایران، این شرایط یک هشدار جدی است؛ بدون سرمایه‌گذاری در فناوری‌های جدید و ارتقای کیفیت، رقابت با تولیدکنندگان بزرگ آسیایی دشوار خواهد بود.

در مجموع، دو برابر شدن ظرفیت تولید روغن پایه در هند را باید یک تحول راهبردی دانست که پیامدهای آن فراتر از مرزهای این کشور خواهد رفت. این اقدام نه‌تنها ساختار واردات هند را تغییر می‌دهد، بلکه رقابت در بازارهای خاورمیانه و آسیا را تشدید می‌کند. برای ایران، این شرایط هم تهدید و هم فرصت است؛ تهدید از جهت فشار قیمتی و کاهش سهم بازار و فرصت از جهت بازتعریف جایگاه در بخش‌های خاص و همکاری‌های منطقه‌ای. موفقیت در این فضا نیازمند برنامه‌ریزی دقیق، ارتقای کیفیت و توسعه شبکه‌های صادراتی است؛ در غیر این صورت، تولیدکنندگان ایرانی با چالش‌های جدی در سال‌های آینده مواجه خواهند شد.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =