صنعت خودرو

خودروسازان بزرگ، قطعه‌سازان پیشرو و شرکت‌های فناور باید در قالب یک اکوسیستم هم‌افزا گرد هم آیند، دانش و تجربه خود را به اشتراک بگذارند و سرمایه‌گذاری‌های مشترک انجام دهند

صنعت خودروی ایران سال‌هاست در پیچ‌وخم سیاست‌گزاری‌های ناپایدار، فشار تحریم‌ها و نوسانات مزمن بازار، درگیر رقابتی فرساینده با زمان و فناوری است. این صنعت، درست در مقطعی تاریخی ایستاده که جهان خودرو در حال تجربه یک دگرگونی بنیادین است؛ دگرگونی‌ای که دیگر صرفا به تغییر پیشرانه یا منبع انرژی محدود نمی‌شود، بلکه ماهیت خودرو را از یک کالای مکانیکی به یک «سامانه هوشمند متحرک» با نقش فعال در شبکه‌های انرژی، حمل‌ونقل و داده تغییر می‌دهد.

خودروهای برقی، هوش مصنوعی، باتری‌های نسل جدید، اتوماسیون و ارتباطات V2X، اجزای اصلی این پارادایم نوین هستند. پرسش محوری این‌جاست: ایران در این نقشه راه جدید، در چه نقطه‌ای ایستاده است؟ آیا این تحول شتابان تهدیدی برای صنعتی گرفتار مسائل مزمن است، یا فرصتی تاریخی برای جبران عقب‌ماندگی‌ها و بازتعریف نقش ایران در زنجیره ارزش جهانی خودرو؟ برای پاسخ به این پرسش‌ها، با «منوچهر منطقی»، معاون سابق حمل‌ونقل وزارت صمت به گفت و گو پرداختیم؛

به‌عنوان پرسش نخست، با توجه به تغییرات جهانی در صنعت و بازار خودرو و حرکت شتابان به سمت محصولات برقی، گذار به فناوری‌های پاک در حمل‌ونقل کشور چگونه باید مدیریت شود و چه مسیری را باید طی کند؟

تحولی که امروز در جهان شاهد آن هستیم، بر دو رکن اساسی استوار است. نخست، هوشمندسازی خودروها و کاهش تدریجی نقش راننده از طریق ایجاد ارتباط موثر میان خودرو و محیط پیرامون که پیامد مستقیم آن، ارتقای ایمنی است.

دوم، حرکت به سمت انرژی‌های دوستدار محیط‌زیست و کاهش یا حذف وابستگی به سوخت‌های فسیلی. در واقع، ما با یک «دنیای جدید» در صنعت خودرو مواجه هستیم. نکته امیدوارکننده این‌جاست که اگر صنعت خودروی داخلی را با این دنیای جدید مقایسه کنیم، درمی‌یابیم که کشور از ظرفیت علمی و فنی قابل‌توجهی برخوردار است. نمونه‌های موفق خودروهای برقی و پاک داخلی، فعالیت نیروهای مستعد در حوزه خودروهای خودران و حضور شرکت‌های دانش‌بنیان پویا، همگی نشان می‌دهد سرمایه انسانی و دانشی مناسبی در اختیار داریم.

با توجه به این توانمندی‌ها، برای همسویی صنعت خودرو با تحولات جهانی، کدام اقدام باید در اولویت قرار گیرد؟

نخستین گام، پذیرش واقعیت تحول است. باید بپذیریم که یک تغییر پارادایمی رخ داده و اکنون «پنجره‌ای تاریخی از فرصت» پیش روی ما قرار دارد. ویژگی فناوری‌های نوین این است که دانش فنی آن‌ها هنوز در حال شکل‌گیری و تکامل است. اگر بتوانیم بر مبنای این پنجره فرصت برنامه‌ریزی کنیم، امکان جبران بخش مهمی از عقب‌ماندگی تاریخی صنعت خودرو وجود دارد. این موضوع صرفا یک بحث نظری نیست؛ تجربه‌ای عملی و اثبات‌شده در سطح جهانی است. چین دقیقا از همین فرصت استفاده کرد و امروز خودروهای نسل جدید این کشور به بازارهای اروپا، آمریکا و کشورهای حوزه خلیج فارس صادر می‌شود. این تجربه، نیازمند توجه و تحلیل جدی است.

برخی موفقیت چین را ناشی از کپی‌برداری می‌دانند، آیا این برداشت را درست می‌دانید و آیا صنعت خودروی ایران باید چنین مسیری را طی کند؟

این نگاه، تحلیلی سطحی از تجربه چین است، آن‌چه چینی‌ها انجام دادند، کپی‌برداری نبود، بلکه اجرای یک «راهبرد ملی هوشمندانه و متمرکز» بود. آن‌ها صنعت خودرو را به‌عنوان یک اولویت راهبردی تعریف کردند و به این جمع‌بندی رسیدند که در رقابت خودروهای بنزینی شانسی برای پیشتازی ندارند. بر همین اساس، حدود یک دهه پیش تمرکز خود را بر خودروهای برقی گذاشتند؛ حوزه‌ای نوظهور که امکان نقش‌آفرینی جدی در آن وجود داشت. سپس سرمایه‌گذاری‌های هدفمند و گسترده‌ای در فناوری‌های کلیدی مانند باتری، الکترونیک و ارتباطات انجام دادند.

پس از تسلط بر این فناوری‌ها، به طراحی پلتفرم‌های جدید و عرضه محصولاتی با کیفیت و قیمت رقابتی پرداختند. نتیجه این رویکرد، شکل‌گیری یک زنجیره ارزش کامل بود. امروز حتی برخی شرکت‌های معتبر اروپایی در حوزه باتری، انتقال فناوری از چین دارند و از متخصصان چینی استفاده می‌کنند. این موفقیت، حاصل سیاست‌گزاری دقیق، نگاه بلندمدت و حرکت منسجم است، نه کپی‌برداری.

با این الگو، خودروسازان داخلی در گام نخست برای ورود به فناوری‌های نوین چه باید بکنند؟

ما نیازمند دو اقدام موازی هستیم. اقدام نخست، حل مسائل و گره‌های مزمن جاری صنعت است. قیمت‌گذاری دستوری، کمبود نقدینگی در زنجیره ارزش و عدم تخصیص منظم ارز، مسائلی هستند که توان و منابع صنعت را مستهلک کرده‌اند. این‌ها مسائل فنی خودروسازی نیستند، بلکه ریشه در سیاست‌گزاری اقتصادی دارند. تا زمانی که این موانع برطرف نشود، خودروسازان امکان برنامه‌ریزی بلندمدت، سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه و ورود جدی به فناوری‌های نوین را نخواهند داشت. بنابراین، ایجاد یک فضای کسب‌وکار باثبات و قابل پیش‌بینی، شرط نخست تحول است.

اقدام دومی که باید برای تحول صنعت خودرو جهت حرکت به سمت تکنولوژی‌های جدید انجام شود چیست؟

اقدام دوم، تدوین یک استراتژی ملی شفاف، قدرتمند و مورد اجماع برای ورود به صنعت خودروی نسل جدید است. این استراتژی باید مورد حمایت همه نهادهای تصمیم‌گیر قرار گیرد و به‌ روشنی اعلام شود که کشور قصد دارد با اتکا به دانش فنی موجود، در این عرصه رقابت کند. تحقق هم‌زمان این دو شرط، می‌تواند نقطه آغاز یک «شروع مجدد قدرتمند» برای صنعت خودرو باشد.

در سطح عملیاتی و درون‌صنعتی، خودروسازان و قطعه‌سازان داخلی چه مسیری را باید دنبال کنند

راهکار، شکل‌دهی به یک «زیست‌بوم فناورانه نوین» است. کشور از نظر نیروی انسانی، شرکت‌های دانش‌بنیان و حتی نمونه‌های اولیه موفق، ظرفیت‌های مناسبی دارد؛ اما این ظرفیت‌ها پراکنده و فاقد انسجام هستند. خودروسازان بزرگ، قطعه‌سازان پیشرو و شرکت‌های فناور باید در قالب یک اکوسیستم هم‌افزا گرد هم آیند، دانش و تجربه خود را به اشتراک بگذارند و سرمایه‌گذاری‌های مشترک انجام دهند. دانش فنی داخلی باید به «توانمندی غالب» این زیست‌بوم تبدیل شود. چنین همگرایی‌ای می‌تواند سرعت توسعه، توان نوآوری و قدرت چانه‌زنی صنعت خودرو را به‌صورت تصاعدی افزایش دهد.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =