در صدر این لیست، تایرها قرار دارند، اما نه آن چهار حلقه لاستیکی که زیر خودروهای سواری در خیابانهای شهر میبینیم. صحبت از غولهای پلیمری است که وزن صدها تن مواد معدنی را بر دوش میکشند و یا ناوگان ترانزیتی را در سفرهای چند هزار کیلومتری همراهی میکنند. تایرهای TBR (اتوبوسی و کامیونی رادیال) و OTR (خارج جادهای)، فراتر از یک کالای مصرفی، در واقع ابزارهای استراتژیک توسعه هستند. در جهانی که دسترسی به تکنولوژی ساخت این محصولات در انحصار تعداد انگشتشماری از ابرشرکتهای بینالمللی است، تلاش برای بومیسازی آنها، چیزی فراتر از یک طرح صنعتی و در واقع یک «نبرد تکنولوژیک» برای حفظ استقلال اقتصادی است.
برای دههها، بازار تایرهای سنگین و معدنی ایران، چشم به بنادر و ورودیهای گمرکی داشته است. هر نوسان ارزی یا تلاطم دیپلماتیک، مستقیما هزینههای استخراج در معادن بزرگ چادرملو و گلگهر را جابهجا کرده و یا رانندگان زحمتکش جادهها را در تنگنای تامین قطعات قرار داده است. در چنین اتمسفری، عبور از تولید تایرهای سبک و ورود به عرصه «تایرهای تمامسیمی سنگین»، آزمونی بزرگ برای عیار مهندسی یک کشور محسوب میشود. این مسیر، مسیری پر از سنگلاخهای علمی است؛ از فرمولاسیون آمیزههایی که باید در دمای ذوب تاب بیاورند تا مهندسی ساختارهای فولادی که نباید زیر فشار خردکننده تغییر شکل دهند.
هر شرکتی که جرأت ورود به این «منطقه ممنوعه تکنولوژیک» را داشته باشد، در واقع در حال بازنویسی شناسنامه صنعتی خود است. اکنون، یکی از بازیگران کلیدی و دانشبنیان این عرصه که پیش از این توانمندی خود را در بخش سواری به اثبات رسانده، آستینها را برای یک جهش بلندتر بالا زده است. عبور از مرحله مطالعاتی و ورود به فاز اجرایی در پروژههایی با این ابعاد، نیازمند یک بازآرایی دقیق در ساختار مدیریت و فرماندهی پروژه است.
زمانی که صحبت از «کمترین زمان ممکن برای بهرهبرداری» به میان میآید، یعنی استراتژی صفشکنی در بازار داخلی وارد مرحله عملیاتی شده است. این تغییرات ساختاری، نشاندهنده آن است که نقشه راه خودکفایی در بخشهای کلیدی حملونقل و معدن، از روی کاغذ به روی خط تولید منتقل شده است.
برای درک اینکه چگونه این ماموریت ویژه قرار است موازنه قدرت را در بازار تایر ایران تغییر دهد و چه کسی سکان این تحول بزرگ را در دست گرفته است، باید نگاهی به جزئیات آخرین تصمیمات مدیریتی در قلب این مجموعه پیشرو انداخت. این روایتی است از آغاز یک ماموریت حساس برای پایان دادن به وابستگی جادهها و معادن ایران به محصولات فرامرزی.
شکستن سد واردات در بازار تایرهای سنگین
تمرکز ویژه بر پروژه تولید تایرهای TBR (اتوبوسی و کامیونی رادیال) و OTR (خارج جادهای و معدنی)، فراتر از یک جابهجایی سازمانی، نشاندهنده یک «چرخش راهبردی» در پاسخ به نیازهای انباشتهشده بازار تایر ایران است. برای درک اهمیت این خبر، باید نگاهی به مختصات فعلی بازار داخلی انداخت؛ جایی که توازن میان عرضه و تقاضا در بخش تایرهای سبک به ثبات نسبی رسیده، اما در بخش تایرهای سنگین و فوقسنگین، همچنان وابستگی به واردات، پاشنه آشیل زنجیره تامین لجستیک و معدن کشور محسوب میشود.
پاسخ به عطش بازار لجستیک؛ عبور از تایرهای بایاس به رادیال
بخش بزرگی از ناوگان حملونقل جادهای ایران همچنان در انتظار نوسازی و بهرهمندی از تایرهای تمامسیمی (All Steel) است. تایرهای TBR به دلیل طول عمر بالاتر، مصرف سوخت کمتر و ایمنی بیشتر، انتخاب اول مالکان خودروهای سنگین هستند. با این حال، شکاف میان تولید داخلی و نیاز واقعی بازار، همواره فضا را برای جولان برندهای وارداتی (عمدتا چینی) فراهم کرده است. ورود جدی کویرتایر به این عرصه با مدیریت پروژه تخصصی، نویدبخش تقویت جبهه تولید داخلی است. این اقدام میتواند با تعدیل قیمتها در بازار آزاد، فشار هزینهای را از روی دوش رانندگان و شرکتهای حملونقل بردارد و ثبات را به قیمت تمامشده جابهجایی کالا بازگرداند.
استقلال در بخش معدن؛ صیانت از ارز ملی
حوزه تایرهای OTR و معدنی، پیچیدهترین و گرانترین بخش از سبد محصولات صنعت تایر است. در سالهای اخیر، بخش معدن ایران به عنوان یکی از پیشرانهای اصلی اقتصاد غیرنفتی، با چالش جدی در تامین تایرهای غولپیکر روبهرو بوده است. خروج مبالغ کلان ارز برای واردات این تایرها و دشواریهای ناشی از تحریم در دسترسی به برندهای تراز اول جهانی، هزینههای استخراج را به شدت افزایش داده است. پروژه جدید کویرتایر در واقع پاسخی مستقیم به این بحران است. تولید داخلی این تایرها نه تنها از خروج میلیونها دلار ارز جلوگیری میکند، بلکه امنیت عملیاتی معادن بزرگ کشور را در برابر تکانههای بینالمللی تضمین خواهد کرد.
نقش ساختار دانشبنیان در تجاریسازی تکنولوژی
تولید تایرهای سنگین و فوقسنگین، قله تکنولوژی در صنعت تایر است و دستیابی به فرمولاسیون آمیزههای منحصربهفرد و طراحی سازههای فولادی پیچیده، جز از مسیر تحقیق و توسعه (R&D) میسر نیست. کویرتایر با تکیه بر عنوان دانشبنیان خود، نشان داده است که به دنبال «بومیسازی عمیق» است و نه صرفا مونتاژ یا تولید تحت لیسانس محدود. انتصاب یک مدیر پروژه اختصاصی برای این حوزه، حکایت از آن دارد که شرکت از مرحله مطالعاتی عبور کرده و وارد فاز عملیاتی «کمترین زمان ممکن برای بهرهبرداری» شده است؛ جملهای که در حکم انتصاب به وضوح بر آن تاکید شده و نشان از فوریت اجرای طرح برای بازار تشنه داخلی دارد.
تاثیر بر اکوسیستم رینگ و تایر داخلی
این پروژه پیامی هم برای زنجیره تامین و تولیدکنندگان رینگ و قطعات جانبی دارد. با ورود کویرتایر به بازارهای سنگینتر، تقاضا برای استانداردهای جدید در بخش رینگهای تخصصی و خدمات پس از فروش نیز تغییر خواهد کرد. این حرکت، سایر بازیگران صنعت تایر ایران را نیز به تکاپو وا خواهد داشت تا برای حفظ سهم بازار خود، به سمت ارتقای تکنولوژی و خروج از بازارهای اشباعشده سواری حرکت کنند. این رقابت در نهایت به نفع مصرفکننده نهایی و ارتقای سطح کیفی محصولات در بازار داخلی تمام خواهد شد. بازار تایر ایران در آستانه یک تحول بزرگ از منظر سبد محصولات است. ماموریت جدیدی که در کویرتایر تعریف شده، دقیقا نقاط کور صنعت تایر (یعنی تایرهای فوقسنگین و رادیال باری) را هدف گرفته است. موفقیت این پروژه میتواند تراز تجاری صنعت تایر کشور را مثبت کرده و جایگاه ایران را از یک واردکننده صرف در بخش OTR، به یک تولیدکننده صاحب تکنولوژی ارتقا دهد. تحول در مدیریت این پروژه، در واقع تزریق خون تازه به رگهای پروژهای است که ثمره آن، نوسازی ناوگان جادهای و تجهیز معادن با تایر ایرانی خواهد بود؛ اتفاقی که بازار تایر را از تلاطمهای ارزی مصون نگاه داشته و مسیر توسعه صنعتی را هموارتر میکند.
