سردبیر روزنامه دنیای خودرو در این باره نوشت :
سیاستگزاری در صنعت خودرو، در اغلب اقتصادهای بزرگ جهان، نه بر پایه یک انتخاب ساده میان «تولید» یا «واردات»، بلکه بر اساس ترکیبی حسابشده از هر دو بنا شده است. تجربه اروپا، آمریکا، ژاپن و کره جنوبی نشان میدهد دولتها تلاش کردهاند با استفاده از ابزارهای مختلف، هم از ظرفیت تولید داخلی حمایت کنند و هم با تنظیم واردات، تعادل بازار و منافع مصرفکننده را حفظ کنند. با این حال، نتیجه این سیاستها در عمل، شکلگیری بازارهایی چندلایه و بعضا چندپاره بوده است؛ بازاری که هر بخش آن تابع منطق متفاوتی از سیاستگزاری است.
در اروپا، سیاستگزاران خودرو را بخشی راهبردی از اقتصاد میدانند و بر حفظ زنجیره ارزش داخلی تاکید دارند. حمایت از تولید، سرمایهگذاری در فناوریهای نوین و اعمال استانداردهای سختگیرانه زیستمحیطی، سه محور اصلی سیاستگزاری این منطقه را تشکیل میدهد. در عین حال، واردات بهطور کامل مسدود نشده، بلکه از مسیر استانداردها، مقررات و الزامات فنی مدیریت میشود. نتیجه این رویکرد، بازاری است که در آن خودروهای تولید داخل مزیت رقابتی دارند، اما رقابت خارجی نیز بهعنوان عامل فشار برای نوآوری حفظ شده است.
در ایالاتمتحده آمریکا، سیاستگزاری خودرو بیشتر رنگ و بوی امنیت اقتصادی و صنعتی به خود گرفته است. ابزارهایی مانند تعرفه، مشوقهای مالی و حمایت از سرمایهگذاری داخلی، با هدف تقویت تولید ملی بهکار گرفته شدهاند. در عین حال، بازار آمریکا بهطور کامل بسته نیست و واردات همچنان نقش مهمی در تنوع عرضه دارد. این ترکیب، بازاری دوگانه ایجاد کرده است؛ بخشی متکی بر تولید داخلی و بخشی دیگر وابسته به واردات، که هر کدام منطق قیمتی و رقابتی متفاوتی دارند.
ژاپن و کره جنوبی نیز الگوهای خاص خود را دنبال میکنند. این کشورها که اقتصادشان به صادرات خودرو گره خورده، سیاستهایی اتخاذ کردهاند که بیش از هر چیز بر حفظ توان رقابتی خودروسازان در بازارهای جهانی متمرکز است. حمایت از تولید داخلی، نه از طریق محدودسازی شدید واردات، بلکه از مسیر ارتقای فناوری، بهرهوری و کاهش هزینه انجام میشود. در این مدل، بازار داخلی نسبتا متعادل باقی میماند، اما تمرکز اصلی بر حضور پایدار در بازارهای جهانی است.
برآیند این تجربهها نشان میدهد سیاستگزاری خودرو در جهان، بهطور اجتنابناپذیر به چنددستگی بازار منجر میشود. بخشی از بازار در اختیار خودروهای تولید داخل با حمایتهای مستقیم یا غیرمستقیم است، بخشی دیگر به واردات اختصاص دارد که یا برای تنظیم بازار استفاده میشود یا پاسخگوی تقاضای خاص مصرفکنندگان است. این چنددستگی، اگر بهدرستی مدیریت نشود، میتواند به اختلاف قیمت، کاهش شفافیت و نارضایتی مصرفکننده منجر شود؛ اما در صورت طراحی هوشمندانه، میتواند به تعادل میان تولید، رقابت و تنظیم بازار بینجامد.
نکته کلیدی در سیاستگزاری موفق، نه حذف واردات و نه رهاسازی کامل بازار است، بلکه تعریف مرزهای روشن میان حمایت و رقابت است. کشورهایی که توانستهاند این مرز را بهدرستی ترسیم کنند، هم تولید داخلی خود را تقویت کردهاند و هم از مزایای رقابت خارجی بهره بردهاند. در مقابل، سیاستهایی که یا بیش از حد محافظهکارانه بودهاند یا بیش از اندازه بازار را آزاد گذاشتهاند، معمولا به ناکارآمدی ساختاری انجامیدهاند.
فرجام سخن اینکه در داخل کشور نیز سیاستگزاری خودرو ناگزیر از پذیرش واقعیت چندلایه بازار است. حمایت از تولید داخلی، بدون تعریف نقش روشن برای واردات، به انباشت عدمتعادل منجر میشود و از سوی دیگر، واردات بدون پیوند با راهبرد صنعتی، به تضعیف زنجیره تولید میانجامد. تجربه جهانی نشان میدهد آنچه بازار خودرو را سامان میدهد، نه ممنوعیتهای مطلق و نه آزادسازیهای مقطعی، بلکه ثبات سیاستی، شفافیت قواعد و تفکیک کارکردهاست. اگر واردات بهعنوان ابزار تنظیم بازار و ارتقای رقابت تعریف شود و حمایت از تولید بر پایه بهرهوری، کیفیت و پاسخگویی باشد، چندپارگی بازار به مسالهای مدیریتپذیر تبدیل خواهد شد؛ در غیر این صورت، این چنددستگی به شکاف پایدار میان سیاستگزار، تولیدکننده و مصرفکننده منجر میشود.
