image.png

بخش حمل‌ونقل یکی از مصرف‌کنندگان اصلی سوخت در کشور است. هرگونه برنامه نوسازی ناوگان باری باید با سیاست‌های انرژی هماهنگ باشد

حمل‌ونقل باری ستون فقرات اقتصاد هر کشوری است؛ بخشی که بی‌وقفه درحال جابه‌جایی مواداولیه، کالاهای واسطه‌ای و محصولات نهایی است و بدون آن، زنجیره تولید از حرکت بازمی‌ایستد. با این حال، این ستون فقرات در ایران سال‌هاست با درد مزمنی به نام «فرسودگی ناوگان» دست‌وپنجه نرم می‌کند. وجود حدود ۱۲۰ هزار دستگاه کامیون فرسوده در جاده‌های کشور، تنها یک عدد نیست؛ نشانه‌ای از انباشت تصمیم‌های نیمه‌تمام، محدودیت‌های ارزی، ضعف نظام تامین مالی و نبود یک برنامه منسجم بلندمدت برای نوسازی است. اکنون که رشد تقاضا در بخش خودروهای تجاری به حدود ۴۰ درصد رسیده، پرسش اصلی این است که آیا این فرصت می‌تواند به نقطه عطفی برای بازآرایی ناوگان باری کشور تبدیل شود یا همچنان در پیچ‌وخم سیاست‌گزاری متوقف خواهد ماند؟

ناوگان فرسوده؛ هزینه‌ای پنهان برای اقتصاد

فرسودگی در حمل‌ونقل باری تنها به معنای عمر بالای یک کامیون نیست. هر خودرو فرسوده، مصرف سوخت بالاتر، استهلاک بیشتر، هزینه تعمیرات سنگین‌تر و آلایندگی افزون‌تری به اقتصاد تحمیل می‌کند. در شرایطی که کشور با ناترازی انرژی مواجه است، تردد هزاران کامیون با فناوری قدیمی به معنای هدررفت روزانه میلیون‌ها لیتر سوخت است؛ سوختی که می‌توانست در بخش‌های مولد مصرف شود یا به صادرات اختصاص یابد. افزون بر این، کامیون‌های فرسوده از منظر ایمنی نیز چالش‌زا هستند. افزایش احتمال نقص فنی، کاهش کارایی سیستم‌های ترمز و تعلیق و نبود تجهیزات ایمنی به‌روز، هزینه‌های اجتماعی و انسانی سنگینی ایجاد می‌کند. بنابراین نوسازی ناوگان باری نه‌فقط یک پروژه صنعتی، بلکه یک ضرورت اقتصادی، زیست‌محیطی و ایمنی است.

رشد تقاضا؛ فرصت یا فشار مضاعف؟

در سال جاری تقاضا برای خودروهای تجاری رشد قابل توجهی داشته است. این رشد از یک ‌سو می‌تواند نشان‌دهنده افزایش فعالیت‌های اقتصادی و نیاز بازار به ظرفیت حمل بیشتر باشد و از سوی دیگر، هشداری است درباره شکاف میان عرضه و تقاضا در بازار خودروهای سنگین. اگر این افزایش تقاضا با برنامه‌ریزی دقیق همراه شود، می‌تواند موتور محرک نوسازی باشد. به این معنا که به جای ورود محدود و پراکنده خودروهای جدید، یک طرح جامع جایگزینی ناوگان فرسوده اجرا شود؛ طرحی که هم تولیدکنندگان داخلی را درگیر کند، هم واردات هدفمند را به‌عنوان مکمل ببیند و هم منابع مالی آن به‌صورت شفاف و پایدار تعریف شود. اما در صورت نبود راهبرد مشخص، رشد تقاضا ممکن است صرفا به افزایش قیمت‌ها و فشار بیشتر بر رانندگان و شرکت‌های حمل‌ونقل بینجامد؛ فعالانی که خود با حاشیه‌سود محدود و هزینه‌های رو به افزایش مواجه‌ هستند.

محدودیت ارزی و معادله تامین مالی

یکی از مهم‌ترین موانع نوسازی ناوگان باری، محدودیت منابع ارزی است. تولید یا واردات کامیون‌های جدید، به‌ویژه مدل‌های کم‌مصرف و دارای فناوری روز، نیازمند تامین ارز است. در شرایطی که اقتصاد با تنگنای ارزی روبه‌رو است، اولویت‌بندی منابع به‌موضوعی حساس تبدیل می‌شود. در این میان، تاکید بر صادرات به‌عنوان «شاهرگ حیاتی اقتصاد» معنایی دوگانه پیدا می‌کند. از یک سو، توسعه صادرات می‌تواند بخشی از نیاز ارزی صنعت خودروهای تجاری را تامین کند؛ از سوی دیگر، حمل‌ونقل کارآمد خود پیش‌نیاز توسعه صادرات است. به بیان دیگر، بدون ناوگان باری نوسازی‌شده و کارآمد، رقابت‌پذیری صادراتی نیز کاهش می‌یابد. این رابطه دوطرفه نشان می‌دهد که نوسازی ناوگان باری باید در متن راهبرد کلان تجارت خارجی دیده شود، نه در حاشیه آن.

نقش بخش‌خصوصی؛ از سرمایه‌گذاری تا مدیریت بهره‌وری

تجربه توسعه صنعتی در استان‌هایی که در صدور مجوزهای صنعتی و بهره‌برداری پیشتاز بوده‌اند، نشان می‌دهد که بدون حضور فعال بخش‌خصوصی، حرکت رو به‌جلو ممکن نیست. در حوزه حمل‌ونقل باری نیز چنین است. رانندگان، شرکت‌های حمل‌ونقل و سرمایه‌گذاران بخش‌خصوصی، بازیگران اصلی این میدان‌ هستند.

اما مشارکت بخش‌خصوصی نیازمند اعتماد و ثبات است. اگر فعال اقتصادی نتواند چشم‌انداز روشنی از بازگشت سرمایه داشته باشد، طبیعی است که در خرید کامیون جدید یا مشارکت در طرح‌های نوسازی مردد شود. بنابراین دولت باید بیش از هر چیز، نقش تسهیل‌گر را ایفا کند: ایجاد ابزارهای تامین مالی متنوع، کاهش بوروکراسی، تضمین ثبات مقررات و پرهیز از تصمیم‌های مقطعی.

تولید داخل و انتقال فناوری؛ دو روی یک سک

نوسازی ناوگان باری می‌تواند به فرصتی برای تعمیق ساخت داخل تبدیل شود. افزایش عمق داخلی‌سازی قطعات، ارتقای فناوری تولید و همکاری با شرکای خارجی برای انتقال دانش فنی، از جمله مسیرهایی است که می‌تواند هم وابستگی را کاهش دهد و هم اشتغال صنعتی را تقویت کند. با این حال، داخلی‌سازی زمانی معنا دارد که با بهره‌وری همراه باشد. تولید کامیون با فناوری قدیمی و مصرف سوخت بالا، حتی اگر کاملا داخلی باشد، نمی‌تواند پاسخگوی نیاز امروز اقتصاد باشد. سیاست صنعتی باید به‌گونه‌ای طراحی شود که تولیدکننده را به سمت ارتقای استانداردها، کاهش مصرف انرژی و افزایش کیفیت سوق دهد.

انرژی؛ حلقه مفقوده در سیاست‌گزاری حمل‌ونقل

بخش حمل‌ونقل یکی از مصرف‌کنندگان اصلی سوخت در کشور است. هرگونه برنامه نوسازی ناوگان باری باید با سیاست‌های انرژی هماهنگ باشد. کامیون‌های جدید با استانداردهای مصرف پایین‌تر می‌توانند سهم قابل توجهی در کاهش مصرف گازوئیل داشته باشند. این کاهش مصرف، در مقیاس ملی به‌معنای آزادسازی منابع برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها یا صادرات انرژی است. از این منظر، نوسازی ناوگان باری نه هزینه، بلکه سرمایه‌گذاری است؛ سرمایه‌گذاری‌ای که بازگشت آن در قالب صرفه‌جویی انرژی، کاهش آلایندگی و افزایش بهره‌وری اقتصادی قابل محاسبه است. غفلت از این نگاه، سبب می‌شود طرح‌های نوسازی صرفا به‌عنوان بار مالی دیده شوند، نه به‌عنوان راهکاری برای اصلاح ساختار.

زنجیره تولید ثروت؛ از جاده تا کارخانه

حرکت در مسیر «تولید ثروت» بدون زنجیره حمل‌ونقل کارآمد ممکن نیست. کامیونی که مواداولیه را به‌موقع به کارخانه می‌رساند و محصول نهایی را با هزینه منطقی به‌بازار داخلی یا مرز صادراتی منتقل می‌کند، بخشی از فرآیند خلق ارزش است. هر اختلال در این زنجیره، هزینه تولید را افزایش داده و رقابت‌پذیری را کاهش می‌دهد. بنابراین نوسازی حمل‌ونقل باری باید در چارچوب یک نگاه سیستمی دیده شود؛ نگاهی که صنعت، انرژی، تجارت خارجی و سیاست‌های مالی را به هم پیوند می‌دهد. اجرای طرح‌های پراکنده و کوتاه‌مدت، بدون اتصال به این چارچوب، تنها به جابه‌جایی اعداد در گزارش‌ها می‌انجامد، نه تغییر واقعی در میدان عمل

مسیر پیش ‌رو؛ تصمیم‌های بزرگ برای گره قدیمی

اکنون که هم ضرورت نوسازی ناوگان باری آشکار است و هم تقاضای بازار نشانه‌هایی از پویایی دارد، زمان تصمیم‌های بزرگ فرا رسیده است. تصمیم‌هایی که باید چند ویژگی داشته باشند:

نخست، پایداری؛ طرحی که هر سال با تغییر شرایط متوقف نشود.

دوم، شفافیت مالی؛ منابع تامین مالی آن روشن و قابل اتکا باشد.

سوم، هم‌راستایی با سیاست انرژی و تجارت؛ تا از دوباره‌کاری و تعارض جلوگیری شود.

چهارم، تقویت رقابت و کیفیت؛ تا ناوگان جدید، واقعا به بهبود بهره‌وری بینجامد.

نوسازی حمل‌ونقل باری، آزمونی برای سیاست صنعتی کشور است. اگر این پروژه با نگاه جامع و اراده اجرایی دنبال شود، می‌تواند هم‌زمان به کاهش مصرف انرژی، افزایش ایمنی جاده‌ها، ارتقای فناوری تولید و تقویت صادرات کمک کند. در غیر این صورت، عدد ۱۲۰ هزار دستگاه کامیون فرسوده همچنان در گزارش‌ها تکرار خواهد شد و اقتصاد کشور هزینه‌های پنهان آن را خواهد پرداخت. امروز بیش از هر زمان دیگری روشن است که جاده‌های کشور تنها مسیر عبور کالا نیستند؛ بلکه مسیر عبور سیاست‌های اقتصادی نیز به‌شمار می‌روند. درنتیجه کیفیت این سیاست‌هاست که تعیین می‌کند ناوگان باری کشور در مسیر نوسازی حرکت کند یا در گرداب فرسودگی باقی بماند.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =