رئیس شورای سیاستگزاری روزنامه دنیای خودرو در این باره نوشت :
اصولا وزارتخانههایی که متصدی تولید یک یا چند قلم کالا هستند برای کالاهای مذکور هر سال پیشبینی میزان تولید کرده و پیوسته نظارت و مراقبت میکنند تا هدفهای تعیینشده تحقق یابد و بهتر و آسانتر بتوانند به بحث و بررسی پیرامون آن بپردازند.
هدفگذاری میزان تولید و یا پیشبینی و احتمالا عدم تحقق آن میتواند مسئولان را به شناخت نقاط ضعف و قوت آن یاری و کمک کند تا در سنوات بعدی کاستیها رفع و یا جبران شود.
متاسفانه در صنعتخودرو که متولی سیاستگزاری آن وزارت صمت میباشد بیش از ۱۰ سال است که پیشبینیها محقق نمیشود. به عنوان مثال پیشبینی تولید انواع خودرو در داخل کشور و برای امسال یک میلیون و ۵۰۰ هزار دستگاه بود و درحالی که وارد آخرین ماه سال جاری شدهایم نشانی از تحقق این پیشبینی وجود ندارد.
میدانیم که نیاز سالانه بازار خودرو ایران حدود یکمیلیون و ۴۰۰ هزار دستگاه است و بیش از ۱۰ سال است بازار خودرو کشور بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار دستگاه کمبود عرضه دارد و همین مساله مانع از تحقق هدفهای تنظیم بازار است.
اگر بخواهیم با دقت و بصیرت به چرایی عدمتوفیق در این زمینه بپردازیم درمییابیم که علاوهبر مشکلات بدیهی مانند تخصیص ارز و ... متاسفانه در بخش سیاستگزاری هنوز تفاوتی بین تولید و مونتاژ قائل نیستند و یا در پیشبینی برای امسال قرار بود دولت ۱۰۰ هزار میلیاردتومان از محل واردات درآمد کسب کند و درحالی که وارد آخرین ماه سال جاری شدهایم این رقم از ۱۷ هزار میلیاردتومان فراتر نرفته است.
بهنظر میآید کُمیت کار در جایی میلنگد و بر بخش سیاستگزاری است که با درک درست از آن مانع تکرارش شود.
نگارنده به یاد دارد در آغاز دهه ۷۰ خورشیدی که سیاستگزاری و اجرای آن دقیقتر و شفافتر از سالهای بعد بود، سهم صنعتخودرو در تولید ناخالص ملی بین ۵/۳ تا ۴ درصد اعلام شد و چنانچه روند افزایش این سهم بهگونهای منطقی پیش میرفت هماکنون شاهد سهم ۲ رقمی این صنعت در تولید ناخالص ملی میبایست باشیم. اما میزان افزایش همچنان تکرقمی و راضیکننده نیست.
بههر حال از آنجا که صنعتخودرو به معنای اعم صنعتی مادر، اشتغالزا و مهم است و با توجه بهتوانمندیهای صنعتی داخلی دست یافتن به هدفهایی چون سهم بیشتر در تولید ناخالص ملی، ارتقای داخلیسازی قطعات و مجموعهها، کاهش ارزبری و دیگر هدفها به آسانی ممکن است.
فرجام سخن اینکه: باید اعتراف کنیم در صنعتخودرو ایران فرصتسوزی از دیگر صنایع بیشتر است؛ هرچند دلایل زیادی وجود دارد اما دو دلیل اصلی از همه مهمتر است که در گام نخست باید به آن پرداخته شود. یکی تدوین استراتژی یا راهبرد جامع و نظارت بر حسن اجرای آن و دیگری بهرهگیری از تجارب مفید دیگران.
این را هم اضافه کنیم ما طی دهههای اخیر نشان داده و ثابت کردهایم که از کار کردن بر اساس برنامه راهبردی بیزاریم و همچنان در راه بیبرنامگی و روزمرهگی گام برمیداریم.
باید بدانیم که با این روش کاری راه به مقصد نخواهیم برد و حاصل تلاشهایمان در یک کلام ادامه همان فرصتسوزیهاست
چون سیاستگزاریاش غلط است
میرود هر زمان بر آن بیداد
ورنه ما هم به قدر چینیها
بهره داریم ز هوش و استعداد
زین جهت بیشتر ز نیم قرن است
کشور ما نگشته خودروساز
ما همان به که در جهان باشیم
شهره به مردمان خودروباز
