حدود یک هفته است بازار نوسان جدی نداشته و قیمتها در همان سطوح قبلی تثبیت شدهاند. اما این تصویر کامل ماجرا نیست؛ در یک ماه گذشته، تا همین چند روز پیش، بازار شیب صعودی داشت.
موج افزایش قیمتها از حوالی مهرماه سال جاری آغاز شد؛ زمانی که رشد نرخ ارز ایجاد و بحث انتقال ارز بهتالار دوم مطرح شد و برخی شرکتها عملا با فضاسازی، قیمتهای بازار را بالا بردند.
پس از افزایش فاصله قیمت کارخانه و بازار، همین اختلاف بهعنوان مستند در اختیار نهادهای تصمیمگیر قرار گرفت و درنهایت مجوز افزایش قیمت صادر شد.
سازمانهای مرتبط نیز ناگزیر با رشد قیمتها همراه شدند و عملا فرآیند قیمتگذاری بیش از گذشته در اختیار شرکتها قرار گرفت. در کنار این موضوع، ممنوعیت واردات برای عموم و تحمیل هزینههای سنگین به واردکنندگان از تعرفههای بالا گرفته تا الزامات متعدد خدماتی فضای رقابتی را محدود کرد.
حاصل این مجموعه، جهش قیمت و سپس تثبیت در سطحی جدید بود. بنابراین آنچه امروز میبینیم، ثبات پس از افزایش است، نه کاهش قیمت.
واقعیت این است که سالهاست خودرو بهتدریج از سبد خرید بسیاری از خانوارها حذف شده است. وقتی قیمت ارزانترین خودروها به ارقام میلیاردی میرسد، طبیعی است که یک خانواده متوسط یا یک جوان نتواند به سادگی وارد این بازار شود.
بنابراین کاهش قدرت خرید در بخش مصرفی کاملا مشهود است. اما در مقابل، همچنان میبینیم برای تعداد محدودی خودرو، صفهای طولانی شکل میگیرد.
ثبتنامهای میلیونی برای عرضههای محدود یا استقبال گسترده از خودروهای وارداتی گواه آن است که بخشی از تقاضا با انگیزه حفظ ارزش پول یا کسب سود وارد بازار میشود. خودرو تا پیش از میانه سال، عملا جذابیت سرمایهای خود را از دست داده بود و حتی بازدهی آن از سود بانکی کمتر بود. اما با افزایش نرخ ارز دوباره نگاه سرمایهای به خودرو بازگشت. بههمین دلیل است که همزمان با کاهش قدرت خرید عمومی، همچنان شاهد تقاضای قابل توجه در برخی عرضهها هستیم؛ پارادوکسی که بازار امروز را شکل داده است.
ما باید میان «ارزانی» و «اصلاح قیمت» تفاوت قائل شویم. بخش قابل توجهی از قیمت خودرو ناشی از تعرفههای بالا، هزینههای جانبی، الزامات اسقاط و سایر سربارهایی است که به خودرو تحمیل میشود. اگر این هزینهها کاهش یابد و تعرفهها تعدیل شود، بخشی از قیمت اصلاح خواهد شد.
