فشارهای زیستمحیطی، جهش تجارت الکترونیک، افزایش هزینه سوخت، محدودیتهای ترافیکی شهری و تغییر رفتار مصرفکننده، همه و همه باعث شدهاند ترکیب ناوگان باری سبک دستخوش تحول شود. در این میان دو بازیگر اصلی بیش از دیگران در کانون توجه قرار گرفتهاند: ونهای کارگو و کامیونتهای سبک. پرسش کلیدی اینجاست که در جابهجایی کالا در اروپا، کدامیک نقش پررنگتری دارند؟ آیا ونهای کارگو با تکیه بر رشد تحویل شهری در حال پیشی گرفتن هستند یا کامیونتها همچنان ستون فقرات لجستیک منطقهای باقی ماندهاند؟ مهمتر از آن، کدام مسیر برای ایران منطقیتر و اقتصادیتر است؟
سهم بازار؛ برتری عددی با ونها
بررسی آمار ثبتنام وسایلنقلیه تجاری سبک در اتحادیهاروپا نشان میدهد ونهای کارگو از نظر تیراژ، سهم بیشتری نسبت به کامیونتهای سبک دارند. این برتری بهویژه در کشورهای پرجمعیت و دارای شبکه توزیع شهری گسترده مانند آلمان، فرانسه و ایتالیا مشهود است. علت اصلی این موضوع، رشد بیسابقه تحویلهای شهری و توسعه تجارت الکترونیک است. شرکتهای لجستیکی برای پاسخ به سفارشهای خرد و تحویل سریع، ناگزیر به استفاده از خودروهای چابکتر، کممصرفتر و قابل تردد در بافتهای متراکم شهری هستند. ونهای کارگو دقیقا پاسخ به همین نیاز هستند. در مقابل، کامیونتهای سبک سهم پایینتری از ثبتنام را بهخود اختصاص میدهند؛ اما این به معنای کاهش اهمیت آنها نیست. این خودروها در حلقه میانی زنجیرهتامین یعنی انتقال بار از مراکز لجستیکی بزرگ به هابهای شهری ـ نقشی حیاتی دارند.
«آخرین مایل»؛ سکوی پرتاب ونهای کارگو
مفهوم «تحویل آخرین مایل» طی سالهای اخیر به موتور محرک بازار ونهای کارگو تبدیل شده است. با افزایش خرید آنلاین، مشتریان انتظار تحویل سریع، دقیق و حتی در بازههای زمانی چندساعته دارند. تحقق چنین مدلی بدون ناوگان سبک شهری امکانپذیر نیست. در بسیاری از شهرهای اروپایی، محدودیت تردد خودروهای دیزلی قدیمی و اخذ عوارض برای ورود به مراکز شهری، شرکتهای حملونقل را بهسمت نوسازی ناوگان سوق داده است. در نتیجه، ونهای جدید ـ بهویژه نسخههای برقی ـ جایگزین مدلهای قدیمی شدهاند.
بر اساس گزارشهای بازار ۲۰۲۶، رشد ونهای برقی در اروپا از رشد کامیونتهای برقی سریعتر بوده است. این تفاوت سرعت، ناشی از چند عامل است:
۱. برد حرکتی مورد نیاز ونهای شهری کمتر است.
۲. زیرساخت شارژ شهری گستردهتر شده است.
۳. مشوقهای دولتی برای خودروهای سبک شهری بیشتر است.
کامیونتها؛ ستون فقرات حمل منطقهای
با وجود برتری عددی ونها، کامیونتهای سبک همچنان نقش تعیینکنندهای در حملونقل منطقهای ایفا میکنند. انتقال بارهای حجیمتر، حمل کالا بین شهرهای متوسط و توزیع عمده کالاهای صنعتی، بدون کامیونتها عملا ممکن نیست. اقتصاد مقیاس در این بخش اهمیت دارد. زمانی که حجم بار از ظرفیت ون فراتر میرود، استفاده از کامیونت بهصرفهتر خواهد بود. بنابراین در زنجیره لجستیک، کامیونتها نقش «پل ارتباطی» میان مراکز توزیع بزرگ و شبکه توزیع خرد را ایفا میکنند. به بیان دیگر، اگر ونها چهره قابل مشاهده لجستیک شهری هستند، کامیونتها موتور پنهان آن محسوب میشوند.
الکتریکیسازی؛ زمین بازی جدید
تحول بزرگ ۲۰۲۶ در اروپا، سرعت گرفتن الکتریکیسازی ناوگان تجاری سبک است. شهرهای بزرگ اروپایی برنامههای مشخصی برای کاهش انتشار کربن دارند و محدودیتهای سختگیرانهتری برای خودروهای احتراقی اعمال میکنند. در این مسیر، ونهای کارگو پیشتازند. شرکتهای پستی و لجستیکی بزرگ اروپایی ناوگان گستردهای از ونهای برقی را وارد مدار کردهاند. هزینه اولیه بالاتر، با کاهش هزینه سوخت و نگهداری در طول زمان جبران میشود. اما کامیونتهای برقی هنوز با چالشهایی روبهرو هستند: وزن بالای باتری، کاهش ظرفیت بار مفید و قیمت خرید بالاتر. همین عوامل باعث شده روند نفوذ آنها آهستهتر باشد.
تحلیل اقتصادی؛ هزینه هر کیلومتر در برابر ظرفیت
در ارزیابی اقتصادی، باید سه شاخص را همزمان بررسی کرد:
هزینه خرید
هزینه عملیاتی هر کیلومتر
ظرفیت حمل بار
ونهای کارگو در مسیرهای کوتاه شهری، بهویژه در مدلهای برقی، هزینه عملیاتی پایینتری دارند. اما اگر بار حجیم باشد یا فاصله بین شهرها زیاد شود، کامیونتها از نظر هزینه به ازای هر تن-کیلومتر مقرونبهصرفهتر خواهند بود. شرکتهای بزرگ لجستیکی اروپایی معمولا ترکیبی از هر دو را در ناوگان خود دارند. این مدل ترکیبی باعث میشود کارایی کل شبکه افزایش یابد و از اتلاف منابع جلوگیری شود.
ایران؛ کدام مسیر عقلانیتر است؟
ساختار حملونقل ایران با اروپا تفاوتهایی جدی دارد. فاصله شهرها زیاد است، شبکه ریلی سهم محدودی از حمل بار را در اختیار دارد و بخش قابل توجهی از ناوگان باری سبک فرسوده است. درعین حال، رشد تجارت الکترونیک در ایران طی پنج سال اخیر قابل توجه بوده است. افزایش سفارشهای آنلاین، توسعه پلتفرمهای فروش اینترنتی و تغییر رفتار مصرفکننده شهری، نیاز به ناوگان چابک شهری را افزایش داده است.
اولویت نخست؛ نوسازی ونهای شهری
در کلانشهرهایی مانند Tehran، Mashhad و Isfahan، تمرکز بر توسعه ونهای کارگو کممصرف یا برقی میتواند همزمان سه هدف را محقق کند:
1-کاهش آلودگی هوا
2-کاهش هزینه توزیع شهری
3-افزایش سرعت تحویل کالا
اولویت دوم؛ ارتقای کامیونتهای بینشهری
در مسیرهای بینشهری، کامیونتهای مدرن با استاندارد مصرف سوخت بهینه باید جایگزین مدلهای فرسوده شوند. این اقدام نهتنها بهرهوری را افزایش میدهد، بلکه هزینه سوخت و تعمیرات را نیز کاهش میدهد.
رقابت یا همزیستی؟
دادههای ۲۰۲۶ نشان میدهد در اروپا، ونهای کارگو به دلیل رشد تحویل شهری و سیاستهای زیستمحیطی، آهنگ رشد سریعتری نسبت به کامیونتها دارند. با این حال، کامیونتها همچنان ستون فقرات حملونقل منطقهای باقی ماندهاند و حذفشدنی نیستند.
برای ایران، نسخه مطلوب نه انتخاب یکی و کنار گذاشتن دیگری، بلکه طراحی یک استراتژی دوگانه است:
1-توسعه ناوگان ونهای شهری برای پاسخ به اقتصاد دیجیتال
2-نوسازی کامیونتهای بینشهری برای افزایش بهرهوری شبکه حملونقل
اگر سیاستگزاری صنعتی و لجستیکی کشور بهصورت هماهنگ این دو مسیر را دنبال کند، میتوان انتظار داشت هزینه حمل کالا کاهش یابد، سرعت توزیع افزایش پیدا کند و ساختار حملونقل کشور بهسمت مدلی کارآمدتر و پایدارتر حرکت کند.
درنهایت، پرسش اصلی نه «کدام برنده است؟» بلکه «کدام در جای درست خود قرار میگیرد؟» است. اروپا پاسخ این پرسش را با مدل ترکیبی داده است؛ ایران نیز ناگزیر از حرکت در همین مسیر است.
