در بازاری که تنوع مدلها از شاسیبلندهای خانوادگی تا خودروهای اسپرت نمادین گسترده است، بررسی این که هر خودرو چگونه و چقدر مورد استفاده قرار میگیرد، میتواند اطلاعات مهمی درباره نیازهای واقعی خریداران ارائه دهد. این موضوع بهویژه زمانی اهمیت پیدا میکند که برخی مدلها سالهاست جایگاه ثابتی در ذهن مشتریان دارند؛ اما در عمل ممکن است نقش متفاوتی در زندگی روزمره ایفا کنند.
در چنین فضایی، تحلیل دادههای مربوط به کارکرد سالانه خودروها میتواند به درک بهتر این تفاوتها کمک کند. این که یک خودرو بیشتر برای سفرهای طولانی، استفاده روزمره، جابهجایی خانوادگی یا حتی صرفاً برای لذت رانندگی به کار میرود، میتواند نشان دهد چرا برخی مدلها همچنان محبوب باقی میمانند و برخی دیگر بیشتر جنبه نمادین پیدا میکنند. این تفاوت در الگوهای استفاده، گاهی شکاف بزرگی میان تصور عمومی از یک خودرو و واقعیت استفاده از آن ایجاد میکند.
از سوی دیگر، تغییرات اقتصادی، افزایش هزینههای نگهداری و رشد بازار خودروهای چندمنظوره باعث شده برخی مدلها نقشی فراتر از آنچه در ابتدا برایشان تصور میشد، پیدا کنند. در مقابل، برخی خودروهای شناختهشده که سالها نماد یک سبک زندگی خاص بودهاند، ممکن است در عمل کمتر از آنچه انتظار میرود در جادهها دیده شوند. این تضاد میان «تصویر ذهنی» و «کارکرد واقعی» اکنون به یکی از شاخصهای مهم تحلیل بازار تبدیل شده است.
در همین چارچوب، دادههای جدیدی منتشر شده که نگاه تازهای به میزان استفاده از برخی مدلهای شناختهشده ارائه میدهد. دادههایی که میتوانند برای خودروسازان، تحلیلگران و حتی خریداران بالقوه اهمیت زیادی داشته باشند. این اطلاعات نشان میدهد که برخی خودروها نقشی بسیار پررنگتر از تصور عمومی در زندگی روزمره دارند؛ در حالی که برخی دیگر بیشتر جایگاه احساسی یا نمادین خود را حفظ کردهاند.
**وقتی مالکیت بیاهمیت میشود**
وقتی صحبت از خودروهایی میشود که در آمریکا بیشترین مسافت را طی میکنند، معمولاً ذهن به سمت مدلهای بزرگ یا خودروهای کاری میرود؛ اما یک مطالعه جدید از iSeeCars پاسخی دقیقتر ارائه میدهد. این تحقیق که روی بیش از ۲.۱ میلیون دستگاه خودرو سهساله انجام شده، نشان میدهد کدام مدلها واقعاً در معرض بیشترین استفاده هستند. نتایجی که با وجود محدودیتها باید در نظر گرفته شود، همچنان تصویر جالبی از الگوهای استفاده ارائه میدهد.
دادهها نشان میدهد خودروهای بنزینی به طور کلی مسافت بیشتری نسبت به مدلهای الکتریکی طی میکنند. برای تهیه این رتبهبندی، iSeeCars کیلومترشمار بیش از ۲.۱ میلیون دستگاه خودرو سهساله فروختهشده در سال ۲۰۲۵ را بررسی و میانگین کارکرد سالانه را بر اساس مدل و نوع قوای محرکه محاسبه کرده است. مدلهایی که حجم فروش بسیار کمی داشتند، از این تحلیل کنار گذاشته شدهاند تا نتایج دقیقتر و قابلاتکاتر باشد.
با این حال، یک نکته مهم وجود دارد که باید قبل از نتیجهگیری به آن توجه کرد: این مطالعه فقط خودروهای سهسالهای را شامل میشود که در سال ۲۰۲۵ مالکیتشان تغییر کرده است. به همین دلیل، دادهها در واقع الگوی استفاده افرادی را نشان میدهد که تصمیم گرفتهاند پس از سه سال خودرویشان را بفروشند. این موضوع میتواند تصویر متفاوتی نسبت به کل بازار ایجاد کند؛ زیرا رفتار مالکان خودروهایی که همچنان از آنها نگهداری میکنند، در این تحلیل دیده نمیشود.
خریدارانی که خودروهایشان را نگهداری میکنند، اصلاً در این آمار دیده نمیشوند و مشخص نیست که آیا آنها بیشتر از فروشندگان رانندگی میکنند یا کمتر. برای مثال، یک مدل موستانگ که پس از سه سال و با میانگین کارکرد سالانه ۲,۰۹۲ مایل معامله شده، اطلاعات زیادی درباره سبک استفاده همان مالک خاص میدهد؛ اما هیچچیز درباره فردی که قصد دارد همان خودرو را یک دهه در گاراژ نگه دارد، روشن نمیکند.
با این حال، شاید جالبترین بخش نتایج، فاصله چشمگیر میان بیشترین و کمترین کارکرد سالانه در میان خودروهای بنزینی باشد. در صدر فهرست، کرایسلر پاسیفیکا قرار دارد که به عنوان پرکارکردترین خودرو بنزینی، میانگین ۲۰,۸۷۲ مایل (۳۳,۵۹۰ کیلومتر) در سال را ثبت کرده است. رقمی که ۵۶.۷ درصد بالاتر از میانگین کارکرد سالانه خودروهای بنزینی یعنی ۱۳,۳۲۳ مایل (۲۱,۴۴۱ کیلومتر) است. در نقطه مقابل، فورد موستانگ کمترین میزان استفاده را دارد و میانگین سالانه آن تنها ۲,۰۹۲ مایل (۳,۳۶۶ کیلومتر) گزارش شده؛ یعنی ۸۴.۳ درصد کمتر از میانگین.
این که موستانگها معمولاً زیاد رانده نمیشوند، موضوع عجیبی نیست؛ اما انتظار میرفت مالکان جدید این خودروها دستکم در سالهای ابتدایی استفاده بیشتری از آن داشته باشند. با وجود این، موستانگ در مقایسه با بسیاری از خودروهای اسپرت، از نظر کاربرد روزمره چندان هم غیرعملی نیست.
**خودروهایی با بیشترین کیلومتر در آمریکا**
در فهرست خودروهای بنزینی که بیشترین مسافت سالانه را طی میکنند، مدلهای دیگری نیز حضور دارند که همگی ماهیتی خانوادگی یا چندمنظوره دارند. کرایسلر وویجر با میانگین ۲۰,۵۴۹ مایل (۳۳,۰۷۰ کیلومتر)، شورولت سابربن با ۱۹,۶۲۶ مایل (۳۱,۵۸۴ کیلومتر)، کیا کارنیوال با ۱۸,۸۸۴ مایل (۳۰,۳۹۰ کیلومتر) و شورولت مالیبو با ۱۸,۸۵۷ مایل (۳۰,۳۴۷ کیلومتر) در میان پرکارکردترینها قرار گرفتهاند. وجه مشترک این خودروها آن است که عمدتاً برای جابهجایی خانوادهها، مسافران و بار طراحی شدهاند و همین کاربری باعث میشود مسافتهای بیشتری طی کنند.
یکی از یافتههای غیرمنتظره این مطالعه، جایگاه هیبریدهای معمولی است. خودروهایی که طبق دادهها، بیش از هر نوع خودرو دیگری در جادهها رانده میشوند. میانگین کارکرد سالانه آنها ۱۴,۶۹۶ مایل گزارش شده. رقمی که ۱۰.۳ درصد بیشتر از خودروهای بنزینی و ۲۳.۷ درصد بیشتر از خودروهای الکتریکی است. کارل براوئر، تحلیلگر ارشد iSeeCars در توضیح این موضوع گفته: «این که هیبریدها بیشتر از مدلهای بنزینی رانده میشوند، نشان میدهد این فناوری تا چه اندازه پیشرفت کرده است.»
در سوی دیگر، فهرست کمکارکردترین خودروها تقریباً بهطور کامل در اختیار مدلهای اسپرت است. پس از موستانگ، مرسدسبنز SL با میانگین ۳,۱۷۶ مایل (۵,۱۱۱ کیلومتر)، پورشه ۹۱۱ با ۳,۸۵۰ مایل (۶,۱۹۵ کیلومتر)، شورولت کوروت با ۴,۳۹۴ مایل (۷,۰۷۱ کیلومتر) و لکسوس LC 500 با ۴,۴۰۴ مایل (۷,۰۸۷ کیلومتر) قرار دارند. تنها مدلهایی که در این فهرست اسپرت نیستند، مرسدس G-Class با ۶,۶۷۴ مایل (۱۰,۷۴۰ کیلومتر) و مرسدس C-Class کانورتیبل با ۷,۱۰۴ مایل (۱۱,۴۳۲ کیلومتر) هستند.
