سالها درباره تولید خودرو برقی و هیبریدی صحبت کردیم، اما تولید چنین خودروهایی نیازمند فراهم شدن مقدماتی است که باید از سالها قبل شکل میگرفت. زمانی که امکان همکاری با خودروسازان خارجی وجود داشت، میتوانستیم پلتفرمهای مناسب را خریداری کنیم، روی آنها کار کنیم، توسعه دهیم و به تولید انبوه برسانیم.
اگر این مسیر سه یا چهار سال قبل به شکل جدی دنبال میشد، امروز میتوانستیم از نتیجه آن استفاده کنیم و خودروهای هیبریدی و برقی را در کنار محصولات بنزینی وارد سبد تولید کشور کنیم. اما اکنون شرایط تغییر کرده است.
حتی شرکتهای چینی نیز تحت فشارهای مختلف قرار دارند و ممکن است همکاریهایی را که در گذشته با ایران داشتند، به همان شکل ادامه ندهند. اگر در گذشته برای دریافت پلتفرم با مشکل مواجه نبودیم، امروز حتی همکاری در این سطح نیز میتواند دشوار باشد؛ چه برسد به اینکه بخواهیم یک پلتفرم کاملا ملی طراحی کنیم و از مرحله طراحی به تولید انبوه برسیم. بههمین دلیل معتقدم صحبت درباره پلتفرم ملی زمانی معنا پیدا میکند که از مرحله شعار عبور کنیم و درباره تجاریسازی، عملیاتی کردن پروژه، تامین سرمایه و تولید انبوه آن صحبت کنیم.
اگر وضعیت تولیدکنندگان داخلی را بررسی کنیم، شرایط چندان امیدوارکننده نیست. در دو خودروساز بزرگ کشور، تولید خودروهای هیبریدی عملا صفر است. حتی یک خودرو هیبریدی خفیف نیز در این مجموعهها تولید نمیشود.
در بخش خودروسازان و مونتاژکاران خصوصی نیز سهم خودروهای بنزینی همچنان بسیار بیشتر از خودروهای هیبریدی است. اگر بخواهیم تقریبی نگاه کنیم، حدود ۹۵ درصد محصولات همچنان بنزینی هستند و سهم خودروهای برقی و هیبریدی بسیار محدود است. این درحالی است که برای حل مشکل مصرف سوخت، نمیتوان صرفا درباره خودروهای کاملا برقی صحبت کرد.
خودروهای هیبریدی، بهویژه انواع اقتصادی و هیبریدی خفیف نیز میتوانند در یک دوره گذار نقش مهمی ایفا کنند.
