کد مطلب: 260091
تاریخ انتشار: ۷ مهر ۱۴۰۵ - ۰۸:۱۹
امید محمدی

امید محمدی در سرمقاله روز سه‌شنبه ۷ مهر ۱۴۰۵ روزنامه دنیای خودرو به موضوع «نقش و آینده CNG در مدیریت مصرف بنزین و ناترازی سوخت در ایران» پرداخت

سردبیر روزنامه دنیای خودرو در این باره نوشت :

افزایش ۱۱ درصدی مصرف سی‌ان‌جی پس از اصلاح نرخ سوخت، صرفاً یک عدد در آمار مصرف انرژی کشور نیست؛ این افزایش را می‌توان نشانه‌ای از تغییر رفتار مصرف‌کنندگان و واکنش بازار به سیاست‌های سوختی دانست. زمانی که هزینه استفاده از بنزین تغییر می‌کند، بخشی از مالکان خودرو به‌دنبال راهکارهایی برای مدیریت هزینه‌های حمل‌ونقل خود خواهند بود و در چنین شرایطی، سی‌ان‌جی می‌تواند بار دیگر سهم بیشتری در سبد سوخت کشور پیدا کند.

آنچه در این میان اهمیت دارد، نحوه مواجهه سیاست‌گذار با این تغییر رفتار است. افزایش مصرف سی‌ان‌جی می‌تواند نشان‌دهنده ایجاد یک محرک اقتصادی برای مالکان خودروهای دوگانه‌سوز و حتی بخشی از دارندگان خودروهای بنزینی باشد. این تغییر، در صورت همراهی سیاست‌های صنعتی و زیرساختی، می‌تواند زمینه استفاده بیشتر از خودروهای گازسوز و کاهش بخشی از وابستگی حمل‌ونقل به بنزین را فراهم کند.

رشد مصرف سی‌ان‌جی را نیز نباید صرفاً از زاویه افزایش مصرف یک سوخت نگاه کرد. کشور با مسئله ناترازی بنزین مواجه است و هر تغییر منطقی در سبد مصرف سوخت می‌تواند بخشی از فشار بر منابع بنزین را کاهش دهد. از این منظر، سی‌ان‌جی همچنان یکی از گزینه‌هایی است که می‌تواند در کنار برقی‌سازی، توسعه حمل‌ونقل عمومی و بهینه‌سازی مصرف سوخت، در سیاست انرژی کشور مورد توجه قرار گیرد.

با این حال، اصلاح نرخ سوخت به‌تنهایی برای شکل‌گیری یک بازار پایدار کافی نیست. اگر قرار است تغییرات اقتصادی بر رفتار مصرف‌کننده اثر بگذارد، سیاست صنعتی نیز باید متناسب با آن حرکت کند. وزارت نفت می‌تواند در کنار سیاست‌های قیمتی، بر توسعه زیرساخت‌های مورد نیاز، تامین پایدار تجهیزات و ایجاد مدل‌های مناسب تأمین مالی تمرکز کند. توسعه و نوسازی جایگاه‌ها و فراهم کردن زیرساخت لازم، از جمله عواملی است که می‌تواند امکان پاسخ‌گویی به تقاضای جدید را افزایش دهد.

در سوی دیگر، صنعت خودرو نیز نمی‌تواند نسبت به این تغییر رفتار بی‌تفاوت باشد. اگر قرار باشد خودروهای دوگانه‌سوز سهم بیشتری از بازار پیدا کنند، باید میان قیمت خودرو، هزینه استفاده و مزیت اقتصادی آن برای مصرف‌کننده تناسب وجود داشته باشد. در غیر این صورت، افزایش تقاضا برای سوخت الزاماً به افزایش تقاضا برای خودروهای دوگانه‌سوز منجر نخواهد شد.

از همین‌جا نقش سیاست‌های حمایتی در بازار خودرو اهمیت پیدا می‌کند. تسهیلات خرید، حمایت از نوسازی ناوگان، کاهش هزینه تأمین خودروهای دوگانه‌سوز و ایجاد مشوق برای ناوگان پرتردد، از جمله گزینه‌هایی است که می‌تواند مورد بررسی قرار گیرد. در چنین شرایطی، تغییر ایجادشده در بازار سوخت می‌تواند به تقاضا برای محصولات صنعتی نیز تبدیل شود.

در عین حال، توسعه سی‌ان‌جی نباید در تقابل با خودروهای برقی یا هیبریدی تعریف شود. حمل‌ونقل کشور به یک راهکار واحد محدود نمی‌شود و نوع خودرو، میزان پیمایش، نوع کاربری، زیرساخت انرژی و هزینه تمام‌شده، همگی در انتخاب فناوری مناسب نقش دارند. خودروهای برقی و هیبریدی می‌توانند در برخی کاربردها سهم بیشتری پیدا کنند و سی‌ان‌جی نیز در بخشی از ناوگان عمومی و خودروهای پرتردد همچنان ظرفیت قابل توجهی دارد.

بنابراین، به جای انتخاب یک فناوری و کنار گذاشتن سایر گزینه‌ها، می‌توان به سمت سبد متنوعی از راهکارها حرکت کرد؛ سبدی که در آن، هر فناوری متناسب با نوع مصرف و شرایط اقتصادی و زیرساختی کشور مورد استفاده قرار گیرد.

افزایش ۱۱ درصدی مصرف سی‌ان‌جی، فارغ از آنکه این روند در ماه‌های آینده تا چه اندازه پایدار بماند، یک پیام مهم برای سیاست‌گذار دارد: تغییرات اقتصادی می‌تواند رفتار مصرف‌کننده را تغییر دهد. اکنون مسئله اصلی، نحوه تبدیل این تغییر رفتار به یک سیاست صنعتی و انرژی منسجم است.

وزارت نفت می‌تواند با تقویت زیرساخت‌ها و فراهم کردن شرایط عرضه، سمت انرژی این معادله را پشتیبانی کند و صنعت خودرو نیز با ایجاد محصول و مدل اقتصادی مناسب، سمت بازار را پاسخ دهد. در چنین صورتی، افزایش مصرف سی‌ان‌جی می‌تواند فراتر از یک تغییر مقطعی در الگوی سوخت‌گیری، به یکی از ابزارهای مدیریت ناترازی بنزین و تنوع‌بخشی به سبد انرژی حمل‌ونقل کشور تبدیل شود.

فرصت ایجاد شده است؛ اکنون میزان ماندگاری این تغییر، به آن بستگی دارد که سیاست‌گذار تا چه اندازه بتواند میان قیمت سوخت، زیرساخت، محصول صنعتی و تقاضای مصرف‌کننده ارتباطی پایدار ایجاد کند.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha