امروز دیگر تهدید چین یک سناریوی آیندهنگرانه نیست؛ بلکه واقعیتی است که در نمایشگاهها، آمار فروش و بازارهای صادراتی بهوضوح دیده میشود.
در چنین شرایطی، مدیرعامل Bugatti Rimac راهکاری متفاوت برای مقابله با این چالش پیشنهاد کرده است؛ راهکاری که برخلاف بسیاری از بحثهای رایج پیرامون تعرفههای وارداتی یا محدودیتهای تجاری، بر یک موضوع بنیادین تمرکز دارد: نوآوری. از نگاه او، اروپا نمیتواند صرفا با ایجاد موانع تجاری یا محافظت از بازار داخلی در برابر موج خودروسازان چینی پیروز شود، بلکه باید دوباره به مرکز توسعه فناوری و خلاقیت صنعتی جهان تبدیل شود.
اهمیت این دیدگاه از آن جهت است که رقابت فعلی تنها بر سر فروش خودرو نیست. آنچه امروز میان اروپا و چین جریان دارد، رقابتی بر سر آینده صنعتخودرو، زنجیرهتامین، فناوریهای پیشرفته و حتی جایگاه اقتصادی کشورها در دهههای آینده است. بههمین دلیل، اظهارات مدیرعامل بوگاتی را میتوان بخشی از بحث بزرگتری دانست که این روزها سراسر صنعتخودرو اروپا را درگیر کرده است؛ پرسشی ساده اما حیاتی: چگونه میتوان در برابر موج پرقدرت خودروسازان چینی ایستاد، بدون آنکه مزیتهای رقابتی صنعت اروپا از بین برود؟
هشداری نوآور محور
اظهارات اخیر Mate Rimac، مدیرعامل Bugatti Rimac، را باید در چارچوب نگرانیهای فزاینده صنعتخودرو اروپا درباره قدرتگیری چین تحلیل کرد. درحالی که طی سالهای گذشته بسیاری از سیاستمداران اروپایی بر ابزارهایی مانند افزایش تعرفههای واردات یا محدود کردن دسترسی خودروسازان چینی به بازارهای غربی تاکید کردهاند، ریماک معتقد است اروپا در حال انتخاب سادهترین راهحل و درعین حال کماثرترین مسیر ممکن است.
از نگاه او، مشکل اصلی اروپا کمبود حمایتهای تجاری نیست، بلکه کاهش سرعت نوآوری است. مدیرعامل بوگاتی ریمک هشدار داده که خودروسازان اروپایی در سالهای اخیر بیش از آنکه بر توسعه فناوریهای جدید و مدلهای کسبوکار آینده تمرکز کنند، درگیر مقررات، بوروکراسی و حفظ ساختارهای قدیمی شدهاند. درمقابل، شرکتهای چینی با سرعتی بسیار بالاتر درحال توسعه فناوریهای مرتبط با خودروهای برقی، نرمافزارهای خودرویی، سامانههای هوشمند و زنجیرهتامین باتری هستند.
این نگرانی تنها به برندهای اقتصادی محدود نمیشود. امروز خودروسازان چینی درحال ورود به بخشهایی از بازار هستند که زمانی قلمرو انحصاری اروپاییها محسوب میشد. برندهایی مانند BYD، Nio، Zeekr و Xpeng دیگر صرفا تولیدکنندگان خودروهای ارزانقیمت نیستند و در بسیاری موارد محصولاتی عرضه میکنند که از نظر فناوری، امکانات رفاهی و حتی کیفیت ساخت با رقبای اروپایی رقابت مستقیم دارند.
ریماک معتقد است اروپا باید بهجای تمرکز بر دفاع از موقعیت فعلی خود، دوباره به مرکز نوآوری جهان تبدیل شود. از دید او، تاریخ صنعتخودرو اروپا بر پایه خلاقیت، مهندسی و ریسکپذیری بنا شده و بازگشت بههمین ویژگیها میتواند تنها راه حفظ رقابتپذیری قاره سبز باشد. در غیر این صورت، حتی اگر تعرفهها بتوانند برای مدتی رشد برندهای چینی را کندتر کنند، در بلندمدت قادر به متوقف کردن آنها نخواهند بود.
این بحث در شرایطی مطرح میشود که بازار خودروهای برقی اروپا وارد مرحله حساسی شده است. بسیاری از خودروسازان آلمانی، فرانسوی و ایتالیایی میلیاردها یورو برای توسعه پلتفرمهای الکتریکی هزینه کردهاند، اما همزمان با فشار کاهش تقاضا، افزایش هزینه تولید و هجوم محصولات چینی نیز مواجه هستند. همین موضوع باعث شده بخشی از مدیران صنعتخودرو از اتحادیهاروپا درخواست حمایتهای بیشتری داشته باشند.
نکته قابل توجه اینکه ریماک خود یکی از چهرههایی است که مسیر متفاوتی را تجربه کرده است. شرکت او از یک استارتآپ کوچک در کرواسی به مجموعهای تبدیل شد که امروز مالکیت و مدیریت یکی از مشهورترین نامهای صنعتخودرو جهان، یعنی بوگاتی را برعهده دارد. شاید بههمین دلیل نگاه او بیش از آنکه بر حمایت دولتی متمرکز باشد، بر ایجاد مزیتهای فناورانه تکیه دارد.
درواقع، پیام اصلی مدیرعامل بوگاتی بسیار روشن است: اروپا نمیتواند در رقابت با چین صرفا نقش مدافع را بازی کند. اگر خودروسازان اروپایی بخواهند جایگاه تاریخی خود را حفظ کنند، باید دوباره به پرچمداران نوآوری تبدیل شوند؛ نه اینکه تنها با ابزارهای حمایتی از بازار داخلی خود محافظت کنند.
آنچه این بحث را مهمتر میکند، این واقعیت است که رقابت میان چین و اروپا دیگر تنها به خودرو محدود نمیشود. موضوع امروز، کنترل فناوریهای آینده، تسلط بر زنجیره تامین باتری، توسعه نرمافزارهای خودرویی، هوش مصنوعی و خدمات متصل است. بههمین دلیل، هشدار ریماک را میتوان فراتر از یک اظهارنظر مدیریتی دانست؛ هشداری درباره آینده یکی از مهمترین صنایع قاره اروپا.
این دیدگاه در واقع بسیار نزدیک به استدلالی است که این روزها بخشی از مدیران و تحلیلگران صنعتخودرو اروپا مطرح میکنند.
استدلال اصلی این است که خودروسازان لوکس آلمانی در رقابت با Tesla و سپس خودروسازان چینی، تا حدی از مهمترین مزیت تاریخی خود فاصله گرفتهاند: کیفیت ساخت، طراحی داخلی ممتاز و حس لوکسگرایی. در دهه ۲۰۱۰، خودروهایی مانند Mercedes-Benz W222 S-Class، Audi A8 D4 و حتی برخی نسلهای BMW 7 Series معیارهای جدیدی برای کیفیت کابین، عایقبندی، ارگونومی و جزئیات لوکس تعیین کردند. بسیاری از مشتریان این خودروها را نه به خاطر تعداد نمایشگرها، بلکه به خاطر حس خاص حضور در کابین خریداری میکردند.
منتقدان معتقدند پس از موفقیت تسلا، بخشی از صنعتخودرو به اشتباه تصور کرد آینده لوکسگرایی صرفا در نمایشگرهای بزرگ، حذف دکمهها و طراحی مینیمالیستی خلاصه میشود. درنتیجه برخی برندهای سنتی تلاش کردند بهجای توسعه مفهوم لوکس مخصوص خود، به روندی نزدیک شوند که تسلا آغاز کرده بود. همین موضوع باعث شد در برخی محصولات، حس کیفیت و شخصیت منحصربهفرد برند تا حدی کمرنگ شود.
نمونهای که معمولا مطرح میشود همان Audi A8 D4 است. بسیاری از طرفداران آئودی معتقدند این نسل ترکیبی ایدهآل از فناوری، کیفیت متریال، طراحی محافظهکارانه و مهندسی دقیق بود. از نگاه آنها، نسلهای بعدی اگرچه از نظر فناوری پیشرفتهتر شدند، اما الزاما همان حس خاص و ماندگار را ایجاد نکردند.
البته در مقابل، یک استدلال دیگر هم وجود دارد. خودروسازان سنتی الزاما به دلیل تقلید از تسلا تغییر نکردند؛ بلکه مقررات ایمنی، الزامات نرمافزاری، هزینههای توسعه خودروهای برقی و انتظارات جدید مشتریان نیز نقش مهمی در این تغییرات داشتهاند. ساخت کابینی با کیفیت W222 یا A8 D4 امروز همچنان ممکن است، اما هزینه نهایی آن بهمراتب بیشتر از گذشته خواهد بود.
