بر این اساس خودروسازان داخلی در بازاری ناپایدار و محدود، مجبور به مدیریت منابع اندک، آمادگی برای افزایش هزینههای تولید و پاسخ به انتظارات مشتریانی هستند که قدرت خریدشان کاهش یافته و هر روز با افزایش قیمتها مواجه هستند. نتیجه این وضعیت، شکلگیری فاصله فزاینده بین عرضه و تقاضا و ایجاد بازاری غیرشفاف، پراسترس و پرنوسان است که هم تولیدکننده و هم مصرفکننده را تحتفشار قرار میدهد و اعتماد عمومی بهصنعت را کاهش میدهد.
درعین حال مسائل مرتبط با محدودیتهای تولید و واردات تنها بخشی از چالشها بهشمار میروند. سیاستهای قیمتی دستوری، تعرفهها و نبود شفافیت در تخصیص منابع، مانع شکلگیری رقابت سالم و اثرگذار شدهاند و کیفیت محصولات را نیز کاهش دادهاند. مصرفکنندگان بدون امکان مقایسه واقعی و انتخاب آزاد، با هزینه بالا و ریسک خرید مواجه هستند و خودروسازان در برنامهریزی تولید و سرمایهگذاری دچار تردید میشوند. این چرخه، نه تنها اعتماد بازار را کاهش میدهد، بلکه باعث شده وعدههای اصلاح و بهبود شرایط، اثر ملموسی بر زندگی روزمره مردم نداشته باشد.
در کنار این مسائل، افزایش هزینههای جانبی تولید، تغییرات نرخ ارز و تورم در بخش قطعات و مواداولیه، فشار مضاعفی بر خودروسازان وارد کرده است. مصرفکنندگان نیز در چنین شرایطی نمیتوانند انتظار قیمتهای متعادل و دسترسی سریع به خودروهای مورد نیازشان را داشته باشند.
با این حال میتوان گفت تنها راه عبور از این بحران، شفافیت کامل در زنجیرهتامین، اصلاح سیاستهای وارداتی و قیمتی و ایجاد رقابت واقعی است. در این صورت صنعت و بازار خودرو بهمرور به ثبات میرسد و این امر میتواند در کنار رشد کیفیت محصول، رضایت حداکثری مشتری را نیز بههمراه داشته باشد.
