روانکار

در دنیای اعداد و ارقام، گاهی گزارش‌هایی منتشر می‌شود که نه تنها نگاه سهامداران، بلکه استراتژیست‌های کلان صنعت خودرو را نیز به چالش می‌کشد.

صنعت روانکار ایران، که همواره در سایه نوسانات نرخ ارز و چالش‌های تامین مواد اولیه (لوبکات) قرار داشت، اکنون در نقطه‌ای ایستاده است که زبانِ ارقام در آن، از یک تحول ساختاری حکایت دارد. ترازنامه‌های منتشر شده از عملکرد ۹‌ماهه غول‌های چهارگانه این صنعت، نشانی از رکود یا رخوت ندارند؛ بلکه برعکس، گویای رقابتی نفس‌گیر در جذب نقدینگی و بهینه‌سازی زنجیره ارزش هستند.

اما پشت این سودهای خیره‌کننده که در تالارهای بورس غوغا به پا کرده، چه حقیقتی نهفته است؟ آیا این جهش‌های درصدی، محصول جراحی در نرخ‌های فروش است یا ثمره بلوغ در بهره‌وری تولید؟ بررسی این ارقام صرفا یک مطالعه اقتصادی نیست، بلکه پیش‌بینی وضعیتِ جانی است که در رگ‌های ناوگان کشور می‌چرخد. در حالی که یکی از بازیگران با رشد سه‌رقمی سود، قواعد بازی را تغییر داده و دیگری با تکیه بر ابعاد خیره‌کننده مالی، جایگاه خود را به عنوان سنگین‌وزنِ بازار حفظ کرده است، باید پرسید این سودآوری چه پیامی برای آینده بازار قطعه و نگهداری خودرو در ایران دارد.

صنعت روانکار در ۹ ماهه ۱۴۰۴ با جهش قابل توجه سود خالص، یکی از دوره‌های کم‌سابقه سودسازی خود را ثبت کرد؛ جایی که مجموع سود شرکت‌های اصلی این گروه با رشد ۸۶ درصدی به ۱۷ هزار و ۸۹۰ میلیارد تومان رسید. در این میان نفت بهران بیشترین رشد سودسازی را به خود اختصاص داده است. صنعت روانکار در سال‌های اخیر همواره به عنوان یکی از صنایع با ثبات بازار سرمایه شناخته شده است؛ صنعتی که وابستگی بالایی به نرخ خوراک لوبکات، نرخ ارز و سطح تقاضای داخلی دارد.

در ۹ ماهه ۱۴۰۴ اما این صنعت نه تنها ثبات خود را حفظ کرد بلکه با جهش معنادار سود خالص، تصویر تازه‌ای از ظرفیت سودسازی خود به نمایش گذاشت. مجموع سود خالص چهار شرکت اصلی این گروه از ۹ هزار و ۶۰۷ میلیارد تومان در ۹ ماهه ۱۴۰۳ به ۱۷ هزار و ۸۹۰ میلیارد تومان در ۹ ماهه ۱۴۰۴ رسید که نشان‌دهنده رشد ۸۶ درصدی است. این سطح از افزایش سود بیانگر آن است که صنعت روانکار توانسته افزایش هزینه‌ها را از مسیر رشد نرخ فروش و بهبود بهره‌وری جبران کند.

در میان شرکت‌ها، نفت بهران بیشترین رشد سود خالص را ثبت کرده است. سود خالص این شرکت از دو هزار و ۳۶۹ میلیارد تومان در ۹ ماهه ۱۴۰۳ به پنج هزار و ۴۱۹ میلیارد تومان در ۹ ماهه ۱۴۰۴ رسید که رشد ۱۲۹ درصدی را نشان می‌دهد. این جهش سودآوری، بهران را در جایگاه یکی از پیشران‌های اصلی صنعت قرار داده است. افزایش نرخ فروش محصولات نهایی و کنترل نسبی بهای تمام‌شده را می‌توان از عوامل اصلی این رشد دانست.

بهران در این دوره توانسته حاشیه سود خود را تقویت کند و فاصله خود را با رقبا افزایش دهد. در رتبه بعدی، نفت ایرانول قرار دارد که سود خالص آن از هزار و ۸۳۲ میلیارد تومان به سه هزار و ۴۰۳ میلیارد تومان رسیده و رشد ۸۶ درصدی را ثبت کرده است. ایرانول با تمرکز بر بازارهای صادراتی و افزایش نرخ فروش داخلی، توانسته درآمد عملیاتی خود را تقویت کند و اثر افزایش هزینه‌های تولید را خنثی سازد.

این عملکرد نشان می‌دهد که ایرانول در مدیریت همزمان بازار داخل و صادرات، عملکرد قابل قبولی داشته است. نفت پارس نیز با رشد ۷۴ درصدی سود خالص، از هزار و ۴۲۲ میلیارد تومان به دو هزار و ۴۶۹ میلیارد تومان رسیده است. این شرکت اگرچه از نظر مبلغ سود در رتبه پایین‌تری نسبت به برخی رقبا قرار دارد، اما روند افزایشی سود آن نشان می‌دهد که سیاست‌های فروش و مدیریت هزینه‌ها در مسیر درستی قرار گرفته است. نفت پارس در این دوره توانسته از فضای افزایشی نرخ‌ها بهره‌برداری کند و سودآوری خود را تقویت کند. نفت سپاهان نیز با ثبت سود ۶ هزار و ۶۰۰ میلیارد تومانی در ۹ ماهه ۱۴۰۴، بالاترین رقم سود خالص را در میان شرکت‌های این گروه به خود اختصاص داده است.

سود این شرکت نسبت به دوره مشابه سال قبل که سه هزار و ۹۸۳ میلیارد تومان بود، ۶۶ درصد افزایش یافته است. هرچند نرخ رشد سپاهان از برخی رقبا کمتر بوده، اما از منظر عددی همچنان بزرگ‌ترین سودساز صنعت محسوب می‌شود. ثبات در تولید، تنوع سبد محصولات و حضور موثر در بازارهای صادراتی از عوامل اصلی این جایگاه است.

برآیند عملکرد این چهار شرکت نشان می‌دهد که صنعت روانکار در ۹ ماهه ۱۴۰۴ نه تنها از فشار هزینه‌ها آسیب جدی ندیده، بلکه با استفاده از ظرفیت افزایش نرخ فروش و مدیریت بهتر منابع، توانسته سودآوری خود را به شکل قابل توجهی ارتقا دهد. رشد هماهنگ سود در تمامی شرکت‌های اصلی این گروه، نشانه‌ای از بهبود کلی شرایط عملیاتی صنعت است. کارنامه عملکرد ۹‌ماهه صنعت روانکار در سال ۱۴۰۴، فراتر از یک رشد عادی، نشان‌دهنده یک «جهش استراتژیک» در یکی از باثبات‌ترین ارکان زنجیره تامین خودرو است. رشد مجموع سود خالص چهار شرکت اصلی به رقم خیره‌کننده ۱۷ هزار و ۸۹۰ میلیارد تومان، آن هم در شرایطی که هزینه‌های نهاده‌های تولید و نرخ ارز فشارهای مستمری وارد می‌کردند، نشان می‌دهد که این صنعت توانسته است مدل اقتصادی خود را با شرایط جدید «انطباق هوشمندانه» وفق دهد. پیشتازی «نفت بهران» با رشد ۱۲۹ درصدی سود خالص، نقطه‌ عطف این گزارش است.

بهران توانسته است با فاصله‌ گرفتن از رقبا، حاشیه سود خود را به شکلی تقویت کند که عملا هزینه‌های تمام‌شده در سایه «مدیریتِ نرخ فروش» و «بهره‌وری عملیاتی» محو شوند. برای مخاطب صنعت خودرو، این به معنای آن است که بهران نه تنها بازار خود را حفظ کرده، بلکه با تنوع‌بخشی به سبد محصولات با ارزش افزوده بالا، توانسته است قیمت‌های جدید را به شکلی مدیریت کند که بیشترین خروجی را برای ترازنامه خود رقم بزند. نفت ایرانول با رشد ۸۶ درصدی و تمرکز بر بازارهای صادراتی، نشان داد که راهِ فرار از محدودیت‌های بازار داخلی، در صادرات نهفته است.

نقدینگی ارزی حاصل از صادرات، عملا به عنوان یک «سپر دفاعی» در برابر تکانه‌های داخلی عمل کرده است. از سوی دیگر، نفت پارس نیز اگرچه از نظر قدرت مطلقِ سود در جایگاه بعدی قرار دارد، اما رشد ۷۴ درصدی آن ثابت می‌کند که حتی در لایه‌های پایین‌تر جدول قدرت نیز، سیاست‌های فروش به گونه‌ای تنظیم شده که از فضای تورمی و افزایش نرخ‌ها، حداکثر بهره‌برداری صورت بگیرد. سپاهان همچنان «بزرگ‌ترین سودساز» صنعت باقی مانده است. رقم ۶ هزار و ۶۰۰ میلیارد تومانی سود این شرکت، وزنه تعادل بازار است.

اگرچه نرخ رشد سپاهان نسبت به بهران کمتر بوده، اما ثبات در تولید و حضور موثر در بازارهای بین‌المللی باعث شده تا این شرکت همچنان لنگرگاهِ اطمینان در این صنعت باشد. ذکر این نکته ضروری است که بخش بزرگی از این رشد ۸۶ درصدی در مجموع صنعت، ناشی از «اصلاح نرخ فروش» محصولات بوده است.

از منظر صنعت خودرو، این سودسازی دو لبه دارد؛ از یک سو تضمین‌کننده بقا و استمرار تولید توسط چهار غولِ اصلی است که مانع از کمبود روغن موتور در بازار می‌شود، اما از سوی دیگر، فشار ناشی از این سودسازی مستقیما به مصرف‌کننده نهایی و هزینه‌ نگهداری خودرو منتقل شده است.

صنعت روانکار در سال ۱۴۰۴ ثابت کرد که یکی از منعطف‌ترین صنایع در برابر تورم است. توانایی این شرکت‌ها در خنثی کردن اثر افزایش قیمت «لوبکات» و هزینه‌های بسته‌بندی از طریق رشد نرخ فروش، نشان‌دهنده قدرتِ این کارتل صنعتی در اقتصاد ایران است. برای ماه‌ها و سال‌های آتی، چالش اصلی این شرکت‌ها حفظ این سطح از سودآوری در صورت ثبات نرخ ارز خواهد بود؛ جایی که دیگر «اصلاح قیمت» نمی‌تواند موتور محرک سود باشد و شرکت‌ها ناچارند به سمت «نوآوری در محصول» و «کاهش هزینه‌های واقعی تولید» حرکت کنند.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =