حدود دو سال قبل پیشبینی کرده بودم که مصرف بنزین به زودی به ۱۳ میلیون لیتر خواهد رسید. آخرین آمارهای اعلامی هم متوسط مصرف بنزین را حدود ۱۳.۵ میلیون لیتر نشان میدهد. اما مصرف بنزین در کشور در حالی به این رقم افزایش یافته که تولید بنزین در پالایشگاههای کشور افزایش پیدا نکرده و تنها اصلاحات جزئی در برخی موارد رخ داده است.
از همین رو باید به سراغ راهکارهای کمهزینه و پربازده رفت که شامل اصلاح الگوهای رفتاری مردم تا بهینهسازی خودروها و ناوگان مصرفکننده بنزین میشود. راهکارهای فنی پرهزینهترین هستند؛ اما پایداری بالایی دارند. برای مثال، ما در سال ۱۳۷۹ که شرکت بهینهسازی تاسیس شد، خودرو پیکان با تکنولوژی دهه ۶۰ میلادی را تولید میکردیم که مصرف ۱۴ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر داشت. با حذف پیکان و ورود خودروهای انژکتوری مصرف بهینه شد؛ اما این راهکارها نیازمند سرمایهگذاری گسترده است.
حداقل ۵ طبقه کاری و ۱۰۰ پروژه برای مدیریت مصرف بنزین وجود دارد که هر کدام طرح و پروژه خاص خود را میطلبد. یک راهکار ساده و غیرقیمتی، اصلاح رفتار رانندگی است؛ زیرا ترمزهای ناگهانی و سرعتهای غیرمجاز تا ۱۰ درصد و پایین بودن شیشه هنگام رانندگی مصرف سوخت را ۷ درصد افزایش میدهد؛ ضمن آنکه استفاده از آسفالت بیکیفیت علاوهبر تولید آلودگی، لاستیک و سیستم تعلیق خودروها را نابود میکند.
تنظیم دورهای موتور و باد لاستیک میتواند تا ۱۲.۵ درصد از مصرف بکاهد. استفاده از خودروهای دوگانهسوز مصرف را بهطور چشمگیری کاهش میدهد. انتقال مسافران از روی زمین به زیر زمین و افزایش خطوط و ناوگان مترو نیز بهطور قابل توجهی مصرف سوخت را مدیریت میکند. درعین حال توسعه ناوگان دوچرخه، اسکوتر و موتورسیکلت برقی نیز توجه مردم به تکسرنشینی در خودرو را به استفاده از این ناوگان تغییر خواهد داد.
بیماری انرژی در ایران با یک نسخه درمان نمیشود، ما با بیماری مواجهیم که هم تصادف کرده و هم در برخی بخشها دچار سرطان شده است. برای حل این معضل، به یک «فرماندهی متمرکز» نیاز داریم؛ ستادی که قدرت بازخواست داشته باشد و اجازه ندهد طرحهای ملی فدای بازیهای سیاسی شود.
