سردبیر روزنامه دنیای خودرو در این باره نوشت :
صنعتخودرو ایران این روزها بیش از آنکه با کمبود سرمایه، فناوری یا حتی افت تقاضای بازار مواجه باشد، از فقدان یک عنصر اساسی رنج میبرد؛ استراتژی. سالهاست که تصمیمهای مقطعی جایگزین برنامهریزی بلندمدت شده و سیاستهای کوتاهمدت، مسیر حرکت یکی از بزرگترین صنایع کشور را تعیین میکنند. نتیجه چنین وضعیتی چیزی جز بلاتکلیفی نیست؛ بلاتکلیفی برای خودروساز، قطعهساز، واردکننده، سرمایهگذار و حتی مصرفکننده.
امروز اگر از فعالان صنعتخودرو بپرسید مهمترین دغدغه آنها چیست؟ کمتر کسی از رقابت یا توسعه محصول سخن میگوید. نخستین پرسش این است که سیاست دولت در ماههای آینده چه خواهد بود؟ آیا واردات آزاد میشود یا محدود؟ قیمتگذاری دستوری ادامه پیدا میکند یا کنار گذاشته خواهد شد؟ ارز مورد نیاز تولید تامین میشود یا باید دوباره خطوط تولید با کمبود مواداولیه مواجه شوند؟ آیا برنامهای برای توسعه خودروهای برقی وجود دارد یا این موضوع نیز مانند بسیاری از طرحهای گذشته در حد شعار باقی خواهد ماند؟
این حجم از ابهام، بزرگترین دشمن سرمایهگذاری است. هیچ بنگاه اقتصادی نمیتواند برای آینده برنامهریزی کند، زمانی که قواعد بازی هر چند ماه یکبار تغییر میکند. خودروسازی صنعتی نیست که با تصمیمهای روزانه اداره شود. طراحی یک محصول جدید، سرمایهگذاری در خطوط تولید، توسعه شبکه قطعهسازی و ورود فناوریهای نوین، همگی نیازمند افقی چندساله هستند. اما آنچه امروز مشاهده میشود، غلبه نگاه کوتاهمدت بر تصمیمگیریهای کلان است.
بازار خودرو نیز از همین نبود استراتژی آسیب دیده است. خریدار نمیداند اکنون زمان مناسبی برای خرید است یا باید منتظر تغییر سیاستها بماند. فروشنده از آینده قیمتها اطمینان ندارد. واردکننده نمیداند مجوزهای فعلی تا چه زمانی اعتبار خواهند داشت و تولیدکننده نیز قادر نیست برنامه تولید خود را بر مبنای سیاستی پایدار تنظیم کند. نتیجه این شرایط، کاهش اعتماد، افزایش رفتارهای هیجانی و تعمیق رکود در بازار است.
در این میان، صنعت قطعهسازی بیشترین هزینه را پرداخت میکند. قطعهساز برای خرید مواداولیه، تامین ارز، عقد قراردادهای بلندمدت و حتی حفظ نیروی انسانی متخصص به ثبات نیاز دارد. اما وقتی چشمانداز روشنی از سیاستهای صنعتی وجود ندارد، طبیعی است که سرمایهگذاری در توسعه خطوط تولید نیز متوقف شود. صنعتی که باید به فکر صادرات و ارتقای فناوری باشد، امروز بخش مهمی از انرژی خود را صرف عبور از ابهامهای روزمره میکند.
واقعیت این است که صنعتخودرو بیش از هر زمان دیگری به یک نقشه راه نیاز دارد؛ سندی که مستقل از تغییر مدیران و جابهجایی دولتها، چارچوب حرکت این صنعت را مشخص کند. این سند باید پاسخ روشنی به پرسشهای اساسی بدهد؛ جایگاه تولید داخلی چیست؟ سیاست کشور در قبال واردات چگونه خواهد بود؟ سهم خودروهای برقی و هیبریدی در سالهای آینده چقدر است؟ نقش بخشخصوصی در توسعه صنعت چگونه تعریف میشود؟ سیاست ارزی، قیمتگذاری و صادرات بر چه مبنایی تنظیم خواهد شد؟
بدون پاسخ به این پرسشها، هر تصمیمی تنها مُسکنی موقت خواهد بود. تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده که تغییرات پیدرپی دستورالعملها، نهتنها مشکلات را حل نکرده، بلکه هزینه تولید را افزایش داده و فضای کسبوکار را بیثباتتر کرده است.
صنعتخودرو ایران ظرفیتهای قابل توجهی دارد؛ شبکه گسترده قطعهسازی، نیروی انسانی متخصص، بازار بزرگ داخلی و موقعیت مناسب برای صادرات منطقهای از جمله این ظرفیتهاست. اما این مزیتها زمانی به فرصت تبدیل میشوند که فعالان صنعت بدانند مسیر پیش رو چیست و براساس چه قواعدی باید حرکت کنند. هیچ صنعتی در فضای بیثبات و بدون افق روشن، امکان رقابت و توسعه نخواهد داشت.
اکنون زمان آن رسیده است که سیاستگزار به جای مدیریت روزمره بازار، به آینده صنعت بیندیشد. صنعتخودرو بیش از هر چیز به ثبات در تصمیمگیری نیاز دارد؛ ثباتی که اعتماد سرمایهگذار را بازگرداند، تولیدکننده را به توسعه محصول امیدوار کند و مصرفکننده را از سردرگمی خارج سازد.
نبود استراتژی، امروز مهمترین بحران صنعتخودرو است؛ بحرانی که اگر برای آن چارهای اندیشیده نشود، نه واردات میتواند بازار را سامان دهد، نه تولید داخلی بهجایگاه شایسته خود خواهد رسید. صنعتخودرو قبل از هر چیز، به یک مقصد روشن نیاز دارد؛ زیرا هیچ مسیری بدون داشتن نقشه، به توسعه ختم نخواهد شد.
