شاخص بورس یکی از حساسترین نماگرهای اقتصاد است و بهخوبی وضعیت اقتصادی کشور را منعکس میکند. اگر روند ارزش بازار سرمایه را بررسی کنیم، مشاهده میشود که این رقم در مرداد سال ۱۳۹۹ حدود ۴۳۰ میلیارددلار بود؛ اما در ادامه به دلایل مختلف کاهش یافت؛ بهگونهای که در دوره دولت سیزدهم به حدود ۲۳۰ میلیارددلار رسید و همزمان با آغاز بهکار دولت چهاردهم نیز به حدود ۱۵۰ میلیارددلار کاهش پیدا کرد.
ارزش بازار سرمایه حتی در مقطع جنگ تحمیلی سوم تا حدود ۷۰ میلیارددلار نیز افت کرد؛ اما اکنون دوباره به محدوده نزدیک به ۱۰۰ میلیارددلار بازگشته است.
البته این رقم همچنان فاصله بسیار زیادی با هدف ۴۰۰ میلیارددلاری دارد که از سوی رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار مطرح شده و نشان میدهد هنوز ظرفیت رشد قابل توجهی در بازار وجود دارد. این درحالی است که شوکهای سیاسی و اقتصادی مهمترین عامل کاهش ارزش بازار در سالهای اخیر بودهاند.
پس از تفاهمنامه ۶۰ روزه، بخشی از ریسکهای سیاسی کاهش یافت و همین موضوع موجب شد صنایعی که از جنگ سوم تحمیلی آسیب ندیده بودند و حتی از رشد تورم و افزایش قیمتها منتفع شده بودند، با رشد قابل توجهی مواجه شوند. در آن مقطع برخی از نمادها بازدهی ۵۰ تا ۶۰ درصدی را تجربه کردند و طبیعی بود که سهامداران قدیمی اقدام به شناسایی سود کنند. درمقابل نیز سرمایهگذاران جدید وارد بازار شدند و همین موضوع موجب شد گردش معاملات در وضعیت مناسبی قرار گیرد.
بورس همچنان ظرفیت رشد دارد؛ در چنین شرایطی و با وجود اصلاح اخیر، بازار هنوز تا رسیدن به ارزش ۴۰۰ میلیارددلاری فاصله زیادی دارد و برای دستیابی به این هدف باید چندین برابر رشد کند. از طرفی، بدون تردید جنگ تحمیلی سوم و شوکهای ناشی از آن بر بازار اثر گذاشتهاند.
درحال حاضر قیمت سهام شرکتهای بورسی با ارزش واقعی بنگاهها فاصله دارد؛ بهطوری که در برخی موارد حتی قیمت یک سهم از قیمت یک عدد تخممرغ نیز کمتر شده است. این موضوع نشان میدهد که اگرچه قیمت کالاها طی سالهای اخیر همگام با تورم افزایش یافته، اما ارزش سهام شرکتهای تولیدکننده همان کالاها متناسب با آن رشد نکرده و بازار همچنان از این منظر ظرفیت رشد را داراست.
