در عصر تحولات سریع دیجیتال، مرز میان دنیای فیزیکی و فناوریهای هوشمند به شکلی کم سابقه در حال کمرنگ شدن است؛ پدیدهای که بازآفرینی ساختارهای اقتصادی را به یک ضرورت مبرم تبدیل نموده است. در این میان، صنعت خودرو که یکی از ارکان اصلی تولید و اشتغال است، به عنوان شاخص راهبردی برای سنجش میزان بلوغ تکنولوژیک و توان رقابتی کشورها شناخته میشود. اگر در گذشته، موفقیت در این حوزه با گسترش زنجیرههای تأمین و افزایش حجم تولید سنجیده میشد، امروزه پارادایم تغییر کرده است؛ اکنون توانمندی صنعت خودروسازی در میزان ادغام فناوریهای نوین با فرآیندهای تولیدی و مدیریت هوشمند دادهها سنجیده میشود. حرکت به سمت مدلهای مبتنی بر دانش و فناوری، بهترین راه برای همگام شدن با این تحولات است.
رقابت در عصرحاضر، از تامین قطعات مکانیکی به سمت هوشمندسازی فرآیندها و نوآوریهای دیجیتال سوق یافته است. این تحلیل با هدف تبیین چگونگی تحول صنعت خودرو از یک بخش تولیدی کلاسیک به موتور محرک هوشمند و زیرساختی برای پایداری و رشد اقتصادی، به تحلیل مسیرهای توسعه، بررسی تحولات شتابان جهانی و ارائه راهکارهای بهرهگیری از فرصتهای دیجیتال میپردازد.
در تحلیلهای راهبردی دهه گذشته، صنعت خودرو همواره به عنوان لکوموتیو توسعه شناخته شده است؛ صنعتی که با هدف تأمین نیاز مصرفکننده و به عنوان یک شبکه پیچیده از صنایع پاییندستی، پلیمری و قطعهسازی، زیربنای تولید ناخالص ملی و اشتغال را تشکیل میدهد. دادههای تاریخی نشان میدهند که صنعت خودرو در ایران، پیش از چالشهای تحریمی، با تأثیرگذاری بیش از ۵ درصد بر رشد اقتصادی و ۱۲ درصد در اشتغال، یکی از ارکان مهم در ثبات اقتصادی بوده است. از این رو، پیوند میان صنعت خودرو و تابآوری اقتصادی، همواره در صدر اولویتهای سیاستگذاری بوده است.
با بازخوانی تحلیلهای استراتژیک ارائه شده در سالهای گذشته، مشخص است که تمرکز اصلی بر خروج از رکود و بازگشت به مسیر رشد، از جمله بومیسازی برند و تولید داخلی، توسعه محورهای صادراتی، خودکفایی در زنجیره تأمین قطعات، جذب سرمایهگذاری برای توسعه ظرفیتهای صادراتی و در نهایت راهاندازی مراکز طراحی، آزمون و خدمات مهندسی بوده است. در آن دوران نیز تأکید می شد که تحقق این اهداف نیازمند یک بازه زمانی ۱۰ ساله است؛ چرا که توسعه صنعتی فرآیندی تکاملی است که از ایجاد زیرساختهای مهندسی آغاز شده و به رشد اقتصادی منتهی میشود. امروز با گذشت یک دهه، با مشاهده تحولات جهانی، مشخص شده است که این راهبردها نه تنها منسوخ نشدهاند، بلکه به دلیل ورود به عصر خودروهای هوشمند و برقی، به ضرورتهای استراتژیک تبدیل شدهاند.
اگر در گذشته چالش اصلی، حفظ سطح تولید در برابر تحریمها و نوسانات ارزی بود، امروزه چالش اصلی، هوشمندسازی زنجیره تأمین و گذار تکنولوژیک است. در دنیای امروز، رابطه دوسویه بین رونق صنعت خودرو و اقتصاد جهانی با پیچیدگیهای جدیدی همراه شده است. همانگونه که در رکودهای اقتصادی اروپا شاهد فروپاشی برخی خودروسازان بزرگ بودیم، امروز نیز وابستگی اقتصادهای در حال توسعه به تکنولوژیهای نوظهور، مانند مدیریت باتری و هوش مصنوعی در فرآیندهای تولید، میتواند تعیینکننده جایگاه آنها در بازار جهانی باشد.
برای اینکه صنعت خودرو بتواند دوباره نقش محرک اصلی اقتصاد را ایفا کند، باید از مدلهای تولید سنتی به سمت مدلهای دانشبنیان حرکت کرد. این امر مستلزم ارتقای زنجیره ارزش از قطعهسازی ساده به تولید سیستمهای الکترونیکی و نرمافزاری، توسعه مناطق صنعتی بر پایه مزیتهای محلی برای ایجاد رفاه منطقهای و جذب نیروهای متخصص جهت تقویت واحدهای تحقیق و توسعه است. توسعه صنعتی در هر کشور مستلزم فعالسازی واحدهای مختلف تولیدی بر مبنای مزیتهای منطقهای است تا با بیشترین ارزش افزوده، سهم بالایی در تولید ناخالص ملی ایفا کنند.
بنابراین، صنعت خودرو فراتر از یک کالای مصرفی، یک شبکه متصل از صنایع وابسته و زنجیره ارزش است. اجرای راهبردهای بلندمدتی که بر ایجاد زیرساختهای مهندسی، طراحی و صادرات تأکید دارند ، تنها راه عبور از چرخههای رکود و رسیدن به پایداری اقتصادی است. آینده این صنعت در پیوند تولید مکانیکی با نوآوری دیجیتال نهفته است؛ پیوندی که میتواند این لکوموتیو را به محرک اصلی پیشرفت و توسعه پایدار اقتصاد ملی تبدیل کند.
* شهرام شیرکوند ، نویسنده برگزیده با کسب 36 رتبه برتر در جشنواره های بین المللی، ملی و تخصصی مطبوعات و خبرگزاری های کشور
