خبرنگار روزنامه دنیای خودرو در این باره نوشت :
صنعتخودرو در همه کشورهای جهان یکی از پیشرانهای اصلی اقتصاد بهشمار میرود؛ صنعتی که علاوهبر اشتغالزایی گسترده، با دهها صنعت دیگر از جمله فولاد، آلومینیوم، پتروشیمی، لاستیک، شیشه، الکترونیک، حملونقل و خدمات فنی در ارتباط مستقیم است. از همین رو، هر اختلالی در روند فعالیت این صنعت، تنها به خودروسازان محدود نمیشود، بلکه زنجیرهای از پیامدهای اقتصادی را در سراسر کشور بهدنبال دارد.
در ایران نیز صنعتخودرو با وجود همه محدودیتها و چالشها، همچنان یکی از بزرگترین بخشهای تولیدی کشور محسوب میشود؛ اما این صنعت امروز بیش از هر زمان دیگری با تهدیدی روبهرو است که شاید در نگاه نخست چندان به چشم نیاید؛ ناترازی انرژی.
در سالهای اخیر، قطعی برق در فصل گرم و محدودیت تامین گاز در فصل سرد به پدیدهای تکرارشونده تبدیل شده است. اگرچه مدیریت مصرف انرژی ضرورتی انکارناپذیر است، اما زمانی که این محدودیتها بدون برنامهریزی دقیق بر صنایع مادر اعمال میشود، هزینههای سنگینی به تولید ملی تحمیل خواهد شد.
صنعتخودرو نیز از این قاعده مستثنا نیست. خطوط تولید خودرو و قطعهسازی، تجهیزاتی حساس و زمانبر دارند که توقف ناگهانی آنها نهتنها باعث کاهش تولید میشود، بلکه هزینههای نگهداری، تعمیرات و راهاندازی مجدد را نیز افزایش میدهد. واقعیت این است که تولید خودرو یک فرآیند پیوسته است.
در چنین فرآیندی، توقف چندساعته برق تنها به معنای از دست رفتن همان چند ساعت تولید نیست، بلکه برنامه تامین قطعات، زمانبندی مونتاژ، حملونقل، تحویل به نمایندگیها و حتی تعهدات مالی شرکتها را نیز تحتتاثیر قرار میدهد.
در کنار خودروسازان، هزاران واحد قطعهسازی نیز با این مشکل دستوپنجه نرم میکنند؛ واحدهایی که بسیاری از آنها با حاشیهسود اندک فعالیت دارند و هر ساعت توقف تولید میتواند زیان قابل توجهی به آنها وارد کند. از سوی دیگر، ناترازی انرژی تنها به کاهش تیراژ تولید محدود نمیشود.
هنگامی که کارخانهها ناچار به استفاده از ژنراتورهای اضطراری یا تغییر شیفتهای کاری برای جبران خاموشیها میشوند، هزینه تولید افزایش پیدا میکند. افزایش هزینه انرژی، استهلاک تجهیزات، پرداخت اضافهکاری و کاهش بهرهوری، درنهایت قیمت تمامشده محصول را بالا میبرد. طبیعی است که در چنین شرایطی، هم تولیدکننده تحتفشار قرار میگیرد و هم مصرفکننده با بازاری گرانتر و کمعرضهتر مواجه میشود.
نکته مهمتر آن است که صنعتخودرو در شرایط فعلی، همزمان با مجموعهای از مشکلات ساختاری نیز روبهرو است؛ از نوسانات نرخ ارز و افزایش قیمت مواداولیه گرفته تا کمبود نقدینگی، مطالبات معوق قطعهسازان، دشواریهای واردات برخی قطعات و کاهش قدرت خرید مردم.
اضافه شدن بحران انرژی به این مجموعه، میتواند توان برنامهریزی بلندمدت را از فعالان این صنعت بگیرد. سرمایهگذار زمانی برای توسعه خطوط تولید یا اجرای طرحهای جدید تصمیم میگیرد که از ثبات زیرساختهای اساسی، از جمله انرژی اطمینان داشته باشد.
نکتهای که کمتر به آن پرداخته میشود، تاثیر ناترازی انرژی بر کیفیت محصولات است. توقفهای مکرر خطوط تولید، تغییر در برنامههای کنترل کیفیت و فشار برای جبران عقبماندگی تولید، میتواند بر دقت فرآیندهای تولید اثر منفی بگذارد. هرچند خودروسازان تلاش میکنند استانداردهای کیفی را حفظ کنند، اما نمیتوان انکار کرد که بیثباتی در فرآیند تولید، دستیابی به کیفیت پایدار را دشوارتر میکند. در بسیاری از کشورهای صنعتی، تامین پایدار انرژی بخشی از راهبرد توسعه صنعتی محسوب میشود.
دولتها با سرمایهگذاری در زیرساختهای برق، گاز و انرژیهای تجدیدپذیر، تلاش میکنند ریسک توقف تولید را به حداقل برسانند؛ زیرا بهخوبی میدانند که هزینه پیشگیری، بسیار کمتر از هزینه توقف تولید و کاهش رشد اقتصادی است. در ایران نیز اگرچه اقدامات مختلفی برای توسعه ظرفیت نیروگاهی و مدیریت مصرف در دستور کار قرار گرفته، اما واقعیت این است که رشد مصرف انرژی از توسعه زیرساختها پیشی گرفته و نتیجه آن، فشار بر بخش تولید بوده است. اکنون زمان آن رسیده که موضوع انرژی، نه صرفا به عنوان یک مساله فنی، بلکه بهعنوان یک موضوع راهبردی در سیاستگزاری صنعتی مورد توجه قرار گیرد.
صنعتخودرو برای افزایش تولید، توسعه صادرات، ارتقای کیفیت و رقابتپذیری، پیش از هر چیز به ثبات نیاز دارد؛ ثبات در قوانین، ثبات در سیاستهای اقتصادی و ثبات در تامین انرژی. بدون این سه مولفه، تحقق اهداف تولیدی و صنعتی کشور با دشواریهای جدی روبهرو خواهد شد.
صنعتخودرو بارها نشان داده است که در برابر تحریمها، محدودیتهای ارزی و مشکلات اقتصادی توان سازگاری دارد، اما نمیتوان انتظار داشت این صنعت همزمان با همه این چالشها، از بحران انرژی نیز بدون آسیب عبور کند. اگر امروز برای رفع ناترازی انرژی، افزایش بهرهوری، توسعه نیروگاهها، اصلاح الگوی مصرف و حمایت از صنایع راهکارهای عملی و بلندمدت اتخاذ نشود، هزینه آن تنها متوجه خودروسازان نخواهد بود؛ بلکه کل اقتصاد کشور، اشتغال، سرمایهگذاری و حتی اعتماد مصرفکنندگان آسیب خواهد دید.
اگر قرار است صنعتخودرو همچنان یکی از موتورهای محرک اقتصاد ایران باقی بماند، این موتور بیش از هر چیز به انرژی پایدار نیاز دارد. امروز تامین مطمئن برق و گاز برای صنایع، یک مطالبه صنفی نیست؛ بلکه ضرورتی ملی برای حفظ تولید، اشتغال و آینده اقتصاد کشور است.
