خودروهای فرسوده

اسقاط خودروهای فرسوده سال‌هاست به‌عنوان یکی از مهم‌ترین راهکارهای کاهش مصرف سوخت، کنترل آلودگی هوا و ارتقای ایمنی جاده‌ها مطرح می‌شود؛ اما با وجود تصویب قوانین مختلف، روند نوسازی ناوگان سواری و وانت کشور همچنان با چالش‌های جدی روبه‌رو است.

از یک سو میلیون‌ها خودرو فرسوده همچنان در جاده‌ها و خیابان‌های کشور تردد می‌کنند و از سوی دیگر، مراکز اسقاط نیز با مشکلات اقتصادی و اجرایی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. هم‌زمان، پیوند میان واردات خودرو و گواهی اسقاط، این صنعت را بیش از گذشته در کانون توجه سیاستگزاران قرار داده است. در چنین شرایطی، کارشناسان معتقدند بدون تدوین یک برنامه پایدار و ایجاد مشوق‌های واقعی برای مالکان خودروهای فرسوده، دستیابی به اهدافی مانند کاهش مصرف بنزین، کاهش آلودگی هوا و نوسازی ناوگان امکان‌پذیر نخواهد بود.

رحیم وکیلی، کارشناس و فعال حوزه اسقاط خودرو با تاکید بر این‌که نوسازی ناوگان فرسوده باید به یکی از اولویت‌های راهبردی کشور در حوزه حمل‌ونقل تبدیل شود، به «دنیای خودرو» گفت: «اسقاط خودروهای فرسوده تنها یک موضوع مرتبط با صنعت خودرو نیست؛ بلکه مستقیما با کاهش مصرف سوخت، مدیریت ناترازی انرژی، بهبود کیفیت هوا، ارتقای ایمنی تردد و حتی کاهش هزینه‌های اقتصادی کشور ارتباط دارد. متاسفانه طی سال‌های گذشته، نبود سیاستگزاری پایدار، تغییر مکرر مقررات و ناکافی بودن مشوق‌های اقتصادی موجب شده روند اسقاط خودروهای سواری و وانت از اهداف تعیین‌شده فاصله بگیرد.» وی در ادامه افزود: «اگر دولت به دنبال کاهش مصرف بنزین، نوسازی ناوگان و ایجاد تعادل در بازار خودرو است، باید صنعت اسقاط را به‌عنوان یک حلقه اساسی در زنجیره حمل‌ونقل کشور تقویت کند؛ صنعتی که با اصلاح قوانین، ایجاد مشوق‌های موثر برای مالکان خودروهای فرسوده، مشارکت جدی خودروسازان و برنامه‌ریزی بلندمدت، می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در آینده صنعت‌خودرو و اقتصاد کشور ایفا کند.»

با وجود آن‌که کارشناسان بر ضرورت نوسازی ناوگان فرسوده اتفاق‌نظر دارند، چرا اسقاط خودروهای سواری و وانت هنوز به یک جریان پایدار و مستمر تبدیل نشده است؟ ریشه اصلی این عقب‌ماندگی را در سیاستگزاری می‌بینید یا در اقتصاد این صنعت؟

به اعتقاد من، ریشه اصلی این مساله را باید در نبود یک سیاستگزاری پایدار جست‌وجو کرد. صنعت اسقاط، صنعتی نیست که بتوان آن را با تصمیمات مقطعی و بخشنامه‌های کوتاه‌مدت مدیریت کرد. این حوزه به برنامه‌ای بلندمدت نیاز دارد تا هم سرمایه‌گذار، هم مراکز اسقاط و هم مالکان خودروهای فرسوده بدانند در چند سال آینده چه مسیری پیش روی آن‌ها قرار دارد. متاسفانه در سال‌های گذشته بارها شاهد تغییر قوانین، آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌ها بوده‌ایم و همین موضوع باعث شده این صنعت نتواند به ثبات برسد. از سوی دیگر، شرایط اقتصادی مردم نیز نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. وقتی ارزش یک خودرو فرسوده با قیمت خودرو جایگزین فاصله بسیار زیادی دارد، طبیعی است که مالک انگیزه کافی برای اسقاط نداشته باشد. بسیاری از این خودروها با وجود هزینه‌های بالای تعمیر و مصرف سوخت، همچنان ابزار کار یا تنها وسیله رفت‌وآمد خانواده هستند. بنابراین نمی‌توان از مردم انتظار داشت بدون وجود مشوق‌های واقعی، به سمت نوسازی حرکت کنند. نکته مهم دیگر این است که صنعت اسقاط نباید صرفا از زاویه بازار خودرو دیده شود. این صنعت مستقیما با امنیت انرژی، سلامت شهروندان، کاهش آلودگی هوا و حتی ایمنی جاده‌ها ارتباط دارد. هر خودرو فرسوده‌ای که از چرخه تردد خارج می‌شود، به‌معنای کاهش مصرف سوخت، کاهش انتشار آلاینده‌ها و کاهش احتمال بروز نقص فنی و تصادفات است. بنابراین نگاه به صنعت اسقاط باید از یک فعالیت اقتصادی صرف، به یک سرمایه‌گذاری ملی تغییر کند.

امروز بیش از هر زمان دیگری از ناترازی انرژی و مصرف بالای بنزین سخن گفته می‌شود. از نگاه شما، اسقاط خودروهای فرسوده چه سهمی در کاهش مصرف سوخت دارد و آیا دولت از این ظرفیت به اندازه کافی استفاده کرده است؟

امروز تقریبا همه کارشناسان بر این موضوع اتفاق نظر دارند که بخش قابل توجهی از مصرف بالای سوخت کشور به ناوگان فرسوده بازمی‌گردد. خودروهای قدیمی نه تنها فناوری به‌روز ندارند، بلکه به‌دلیل استهلاک بالا، تنظیم نبودن موتور و فرسودگی قطعات، مصرف سوخت آن‌ها به مرور زمان افزایش پیدا می‌کند. وقتی میلیون‌ها دستگاه خودرو فرسوده همچنان در حال تردد هستند، طبیعی است که میزان مصرف بنزین نیز از حد استاندارد بالاتر باشد. به اعتقاد من، اسقاط خودروهای فرسوده یکی از کم‌هزینه‌ترین روش‌های مدیریت مصرف سوخت است. دولت برای افزایش تولید بنزین یا توسعه پالایشگاه‌ها باید سرمایه‌گذاری‌های بسیار سنگینی انجام دهد؛ اما نوسازی ناوگان می‌تواند با هزینه‌ای کمتر، اثرات پایدارتری بر کاهش مصرف سوخت داشته باشد. علاوه‌بر آن، کاهش آلودگی هوا، کاهش هزینه‌های درمان ناشی از آلودگی و افزایش ایمنی خودروها نیز از دیگر مزایای این اقدام است. البته باید بپذیریم که تاکنون از این ظرفیت به اندازه کافی استفاده نشده است. هنوز صنعت اسقاط جایگاه واقعی خود را در برنامه‌های کلان انرژی کشور پیدا نکرده و بیشتر در مقاطع خاص مورد توجه قرار گرفته است. اگر اسقاط خودروهای فرسوده به‌عنوان یکی از ارکان مدیریت انرژی شناخته شود، قطعا نتایج آن در میان‌مدت و بلندمدت برای کشور قابل توجه خواهد بود.

یکی از بحث‌های مطرح، وابستگی واردات خودرو به گواهی اسقاط است. این سیاست تا چه اندازه توانسته به رونق صنعت اسقاط کمک کند و چه اصلاحاتی باید در آن صورت گیرد تا هم واردات دچار وقفه نشود و هم مراکز اسقاط به فعالیت اقتصادی پایدار برسند؟

اصل این سیاست، سیاست درستی است؛ زیرا میان نوسازی ناوگان و واردات خودرو یک ارتباط منطقی برقرار می‌کند. وقتی خودرو جدید وارد کشور می‌شود، منطقی است که در مقابل، تعدادی خودرو فرسوده نیز از چرخه تردد خارج شود تا هم مصرف سوخت افزایش پیدا نکند و هم میانگین سن ناوگان کاهش یابد. این موضوع در بسیاری از کشورهای دنیا نیز تجربه شده است. اما مساله مهم، نحوه اجرای این سیاست است. بازار گواهی اسقاط باید بازاری شفاف، قابل پیش‌بینی و متعادل باشد. اگر عرضه گواهی کمتر از تقاضا باشد، واردات خودرو با مشکل مواجه می‌شود و اگر تقاضا کاهش پیدا کند، مراکز اسقاط با رکود روبه‌رو خواهند شد. بنابراین سیاستگزار باید به‌گونه‌ای عمل کند که هیچ‌یک از حلقه‌های این زنجیره آسیب نبینند. از سوی دیگر، صنعت اسقاط نباید تنها به واردات خودرو وابسته باشد. اگر روزی واردات کاهش یابد یا متوقف شود، نباید فعالیت مراکز اسقاط نیز متوقف شود. این صنعت باید بر پایه یک برنامه ملی نوسازی ناوگان استوار باشد؛ برنامه‌ای که منابع مالی مشخص، اهداف کمی و زمان‌بندی روشن داشته باشد. در چنین شرایطی، واردات خودرو می‌تواند به رونق بیشتر صنعت اسقاط کمک کند، اما بقای این صنعت نباید به یک عامل وابسته باشد.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha