امروز بسیاری از خریداران به جای ورود به بازار خودروهای نو، به خرید مدلهای کارکرده یا افزایش عمر خودرو فعلی از طریق تعمیرات و نگهداری روی آوردهاند. بر این اساس قیمت خودرو صفرکیلومتر در بازار بالای یکمیلیاردتومان است و بههمین دلیل مصرفکننده بهراحتی قادر بهخرید مدل صفرکیلومتر خودرو نیست و قدرت خرید وی تا حد زیادی کاهش یافته است. این تغییر الگوی مصرف چه پیامدهایی برای بازار خودرو، صنعت خدمات پس از فروش و قطعهسازی خواهد داشت؟ برای بررسی این موضوع با «رضا برنابادی» کارشناس صنعتخودرو به گفتوگو پرداختیم:
در ماههای اخیر شاهد افزایش تقاضا برای خودروهای کارکرده هستیم. مهمترین دلیل این تغییر رفتار مشتریان چیست؟
عامل اصلی در این رابطه، کاهش قدرت خرید خانوار است. طی سالهای اخیر قیمت خودرو با سرعتی بیشتر از رشد درآمد مصرفکننده افزایش یافته و همین موضوع باعث شده فاصله میان توان مالی خریداران و قیمت خودروهای صفرکیلومتر بیشتر شود. در چنین شرایطی طبیعی است که بخشی از تقاضا بهسمت خودروهای کارکرده برود. برای بسیاری از خانوادهها، خرید یک خودرو چندسال کارکرده به مراتب امکانپذیرتر از خرید یک خودرو صفر است و همین موضوع بازار خودروهای دستدوم را پررونقتر کرده است.
آیا تنها قیمت خودرو باعث رونق بازار خودروهای کارکرده شده است؟
خیر؛ علاوهبر قیمت، شرایط اقتصادی نیز نقش مهمی دارد. زمانی که آینده اقتصادی با ابهام همراه باشد، خانوارها ترجیح میدهند ریسک کمتری بپذیرند. خرید یک خودرو صفر نیازمند سرمایهگذاری سنگین است؛ اما در بازار خودروهای کارکرده گزینههای متنوعتری با بودجههای مختلف وجود دارد. همچنین استهلاک اولیه خودرو نیز قبلا اتفاق افتاده و این موضوع برای برخی خریداران مزیت محسوب میشود.
آثار این تغییر رفتار، روی بازار تعمیر خودرو و خدمات پس از فروش تا چه اندازه بوده است؟
کاملا محسوس است. وقتی مردم امکان تعویض خودرو را ندارند، تلاش میکنند عمر خودرو فعلی را افزایش دهند. بنابراین رفته رفته مراجعه به تعمیرگاهها، مراکز تعویض روغن، فروشندگان قطعاتیدکی و خدمات نگهداری افزایش مییابد. درواقع بخشی از هزینهای که پیشتر صرف خرید خودرو میشد، امروز صرف تعمیر، سرویس و نگهداری خودروهای موجود میشود.
آیا این موضوع برای صنعت قطعهسازی فرصت محسوب میشود؟
تا حد زیادی بله. هرچه عمر ناوگان افزایش پیدا کند، مصرف قطعات یدکی نیز بیشتر میشود. البته این فرصت زمانی پایدار خواهد بود که قطعات باکیفیت، استاندارد و با قیمت مناسب در بازار وجود داشته باشد. اگر بازار با کمبود قطعه یا ورود قطعات بیکیفیت مواجه شود، هزینه نگهداری خودرو افزایش یافته و ایمنی خودروها نیز کاهش پیدا میکند.
کدام قطعات بیشترین رشد تقاضا را داشتهاند؟
قطعات مصرفی مانند لنتترمز، انواع فیلتر، روغنموتور، لاستیک، باتری، کمکفنر، قطعات سیستم تعلیق، تسمهها، شمع، دیسک و صفحهکلاچ، قطعات جلوبندی و برخی قطعات سیستم خنککننده از جمله اقلامی هستند که بیشترین تقاضا را دارند. این موضوع نشان میدهد مردم بیش از گذشته به تعمیر و نگهداری خودرو اهمیت میدهند.
آیا افزایش عمر خودروها میتواند تبعاتی نیز داشته باشد؟
قطعا. اگر نگهداری اصولی انجام نشود، افزایش سن ناوگان میتواند مصرف سوخت، آلایندگی و احتمال خرابی خودرو را افزایش دهد. بنابراین توسعه خدمات تعمیراتی استاندارد و استفاده از قطعات اصلی اهمیت زیادی پیدا میکند.
آیا بازار خودروهای کارکرده همچنان ظرفیت رشد دارد؟
تا زمانی که شکاف میان درآمد خانوار و قیمت خودرو حفظ شود، بازار خودروهای کارکرده همچنان پرتقاضا خواهد بود. حتی ممکن است سهم این بازار نسبت به خودروهای صفر افزایش یابد. در بسیاری از کشورهای دنیا نیز بازار خودروهای دستدوم از بازار خودروهای صفر گستردهتر و بزرگتر است؛ اما تفاوت اصلی در وجود نظام قیمتگذاری شفاف، خدمات کارشناسی، ضمانت معامله و تامین قطعات استاندارد است.
چه اقداماتی میتواند به تعادل بازار کمک کند؟
افزایش تولید، کاهش هزینههای تولید، ثبات سیاستهای اقتصادی، بهبود قدرت خرید مردم، توسعه ابزارهای تامین مالی، ارائه تسهیلات خرید خودرو و حمایت از تولید قطعات باکیفیت از مهمترین اقداماتی است که میتواند بازار را متعادل کند. همچنین باید زیرساختهای بازار خودروهای کارکرده نیز تقویت شود تا معاملات با شفافیت بیشتر و ریسک کمتر انجام شوند.
آینده بازار خودرو را چگونه ارزیابی میکنید؟
بازار خودرو در کوتاهمدت همچنان تحتتاثیر قدرت خرید مردم خواهد بود. اگر درآمد خانوارها متناسب با قیمت خودرو افزایش پیدا نکند، روند گرایش به خودروهای کارکرده و افزایش تقاضا برای خدمات تعمیر و نگهداری ادامه خواهد داشت. این موضوع اگرچه برای برخی بخشهای زنجیره خدمات خودرو فرصت ایجاد میکند، اما از سوی دیگر نشاندهنده کاهش توان سرمایهگذاری خانوارها در خرید خودروهای جدید است؛ موضوعی که در بلندمدت میتواند بر نوسازی ناوگان، ایمنی، مصرف سوخت و حتی میزان آلایندگی نیز اثرگذار باشد. از این رو، سیاستگزاری در حوزه خودرو باید علاوهبر تولید و عرضه، به حفظ قدرت خرید مصرفکنندگان نیز توجه ویژه داشته باشد.
برخی کارشناسان معتقدند رونق بازار خودروهای کارکرده میتواند ساختار صنعتخودرو را نیز تغییر دهد. آیا با این دیدگاه موافق هستید؟
بله؛ این موضوع کاملا قابل مشاهده است. زمانی که سهم خودروهای کارکرده در معاملات بازار افزایش پیدا میکند، زنجیره ارزش صنعتخودرو نیز تغییر میکند. درچنین شرایطی، فعالیت نمایشگاههای خودرو، مراکز کارشناسی فنی و بدنه، شرکتهای ارائهدهنده خدمات گارانتی خودروهای کارکرده، تعمیرگاههای تخصصی، فروشندگان قطعاتیدکی و حتی شرکتهای بیمه با رشد تقاضا مواجه میشوند. بهبیان دیگر، بخشی از گردش مالی که پیشتر در بازار خودروهای صفر جریان داشت، اکنون به سمت خدمات پس از فروش، نگهداری و بازسازی خودروها هدایت میشود. این تغییر، اگرچه میتواند برای برخی کسبوکارها فرصت ایجاد کند، اما از منظر صنعتخودرو نشاندهنده کاهش توان خرید خودروهای جدید است.
این تغییر رفتار مشتریان چه پیامی برای خودروسازان دارد؟
مهمترین پیام این است که خودروسازان باید بیش از گذشته به موضوع قدرت خرید مشتریان توجه کنند. اگر فاصله میان قیمت خودرو و درآمد خانوارها افزایش یابد، حتی افزایش تولید نیز الزاما به رشد فروش منجر نخواهد شد. امروز مشتری بیش از هر زمان دیگری هزینه مالکیت خودرو را محاسبه میکند؛ یعنی علاوهبر قیمت خرید، هزینههای سوخت، بیمه، تعمیرات، قطعاتیدکی و استهلاک را نیز در تصمیمگیری خود لحاظ میکند. بنابراین تولید خودروهای اقتصادی، کممصرف و با هزینه نگهداری پایین میتواند پاسخ مناسبی به نیاز بازار باشد.
آیا افزایش مراجعه به تعمیرگاهها میتواند کیفیت خدمات را نیز تحتتاثیر قرار دهد؟
اگر این رشد تقاضا با توسعه زیرساختهای خدماتی همراه نباشد، بله. افزایش حجم مراجعات ممکن است موجب کمبود نیروی متخصص، افزایش زمان انتظار مشتریان و حتی رشد فعالیت تعمیرگاههای غیرمجاز شود. بههمین دلیل، لازم است آموزش تعمیرکاران، تجهیز تعمیرگاهها و نظارت بر کیفیت خدمات بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد. از سوی دیگر، استفاده از قطعات استاندارد و جلوگیری از عرضه قطعات تقلبی نیز اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا خودروهایی که عمر بیشتری پیدا میکنند، نسبت به کیفیت قطعاتیدکی حساستر هستند.
در پایان، آینده بازار را چگونه میبینید؟
اگر شرایط اقتصادی و قدرت خرید خانوارها تغییر محسوسی نداشته باشد، احتمالا در ماههای آینده نیز بازار خودروهای کارکرده همچنان پررونق خواهد ماند و تقاضا برای تعمیر، بازسازی و نگهداری خودروها افزایش مییابد. البته این روند نباید بهمعنای فرسودهتر شدن ناوگان حملونقل کشور باشد. سیاستگزاران باید با افزایش تولید خودروهای اقتصادی، توسعه روشهای تامین مالی، ارائه تسهیلات خرید و حمایت از نوسازی ناوگان، شرایطی را فراهم کنند که خانوارها بتوانند با هزینه منطقی به خودروهای جدید و ایمنتر دسترسی داشته باشند.
درنهایت باید پذیرفت که رونق بازار خودروهای کارکرده، بیش از آنکه یک انتخاب باشد، نتیجه شرایط اقتصادی و کاهش قدرت خرید مردم است. هرچه این وضعیت طولانیتر شود، سن متوسط ناوگان افزایش یافته، هزینههای نگهداری خودرو بیشتر میشود و صنعتخودرو نیز از تقاضای واقعی برای محصولات جدید فاصله خواهد گرفت. بنابراین، حفظ قدرت خرید مصرفکنندگان در کنار حمایت از تولید، یکی از مهمترین الزامات پایداری بازار خودرو در سالهای آینده خواهد بود.
