سردبیر روزنامه دنیای خودرو در این باره نوشت :
وقتی مصرف سوخت خودروهای داخلی محل بحث قرار میگیرد، مساله فقط مقایسه چند لیتر بنزین در صد کیلومتر نیست؛ بحث بر سر فناوری، اقتصاد تولید، امنیت انرژی و آینده صنعتی کشور است. سالهاست درباره مصرف بالای سوخت خودروهای داخلی صحبت میکنیم؛ اما هر بار که مساله ناترازی بنزین جدیتر میشود، دوباره بهسراغ راهکارهایی میرویم که بیشتر به افزایش عرضه مربوط است تا اصلاح سمت مصرف. گویی قرار است هر میزان بنزینی که خودروها مصرف میکنند، از مسیر افزایش تولید یا واردات تامین شود. درحالی که این مسیر نمیتواند برای همیشه ادامه پیدا کند. گفته میشود مصرف سوخت برخی خودروهای داخلی تا دو برابر مدلهای مشابه خارجی است و میان بخشی از محصولات داخلی و خودروهای روز جهان از نظر بهرهوری سوخت فاصله وجود دارد. این فاصله دیگر یک ضعف ساده فنی نیست و امروز به یک مساله اقتصادی و ملی تبدیل شده است.
خودرو پرمصرف، فقط بنزین بیشتری نمیسوزاند. هر لیتر سوخت اضافهای که در مقیاس میلیونها دستگاه خودرو مصرف میشود، به معنای افزایش هزینه انرژی، فشار بیشتر بر منابع ارزی، افزایش آلایندگی و تشدید ناترازی سوخت است. بنابراین نمیتوان موضوع مصرف سوخت را صرفا به خودروساز واگذار کرد و انتظار داشت سایر دستگاهها از کنار آن عبور کنند.
واقعیت این است که مصرف سوخت یک خودرو حاصل مجموعهای از عوامل است. فناوری موتور، وزن خودرو، طراحی بدنه، جعبهدنده، سامانه مدیریت موتور، تایر، کیفیت سوخت و حتی «شرایط رانندگی» بر میزان مصرف تاثیر دارند. اما درنهایت، خودروساز باید پاسخگوی فناوری محصولی باشد که به بازار عرضه میکند.
صنعتخودرو در جهان سالهاست که کاهش مصرف را بهعنوان یکی از محورهای اصلی توسعه دنبال میکند. موتورهای کمحجمتر و پربازده، سامانههای مدیریت هوشمند موتور، جعبهدندههای جدید، فناوریهای هیبریدی و درنهایت خودروهای برقی، نتیجه همین مسیر هستند. در چنین شرایطی، نمیتوان انتظار داشت خودروسازی که بخش قابل توجهی از محصولاتش همچنان با فناوریهای قدیمی تولید میشود، بدون برنامه مشخص به بهرهوری جهانی نزدیک شود.
اما یک نکته مهم نیز وجود دارد؛ نمیتوان از خودروساز انتظار جهش فناوری داشت و همزمان ابزار مالی و اقتصادی لازم برای این جهش را از او گرفت. توسعه موتور جدید، جعبهدنده جدید، پلتفرم سبکتر و فناوری هیبریدی سرمایهگذاری میخواهد. اگر سیاستگزار واقعا کاهش مصرف سوخت را هدف گرفته است، باید این هدف را به برنامه توسعه صنعتخودرو گره بزند.
از سوی دیگر، سیاست انرژی نیز باید اصلاح شود. وقتی قیمت و ساختار مصرف سوخت بهگونهای است که هزینه واقعی مصرف بالا به مصرفکننده منتقل نمیشود، انگیزه اقتصادی برای انتخاب خودرو کممصرف نیز کاهش پیدا میکند. نتیجه چنین شرایطی، تداوم تولید و استفاده از خودروهای پرمصرف است.
اینجا همان نقطهای است که باید میان سیاست صنعتی و سیاست انرژی هماهنگی ایجاد شود. نمیتوان وزارت صمت را مسئول تولید خودرو دانست و وزارت نفت را مسئول تامین بنزین؛ درحالی که تصمیمهای این دو حوزه مستقیما بر یکدیگر اثر میگذارند. سیاست خودرو باید از ابتدا با سیاست انرژی کشور هماهنگ باشد.
از نگاه نگارنده، یکی از اشتباهات سالهای گذشته این بوده که برای سبد سوختی کشور راهبرد مشخص و بلندمدتی تدوین نکردهایم. گاز، هیبرید و برق باید در کنار بنزین دیده شوند و همزمان فناوری خودروهای بنزینی نیز باید ارتقا پیدا کند. قرار نیست یک فناوری جای همه فناوریها را بگیرد؛ مساله اصلی، ایجاد یک سبد متنوع و منطقی از قوای محرکه است.
در شرایطی که کشور با افزایش مصرف بنزین و محدودیت منابع مواجه است، ادامه تولید خودروهای پرمصرف دیگر صرفا یک انتخاب صنعتی نیست؛ یک هزینه ملی است.
اگر قرار است ناترازی سوخت کاهش پیدا کند، باید بخشی از راهحل را در کارخانههای خودروسازی جستوجو کرد. بنزین را نمیتوان تا بینهایت بیشتر تولید کرد، اما میتوان خودروهایی تولید کرد که کمتر بنزین مصرف کنند.
این شاید سادهترین و درعین حال مغفولترین بخش معادله ناترازی سوخت در کشور باشد؛ اصلاح فناوری خودرو باید از یک توصیه کارشناسی به یک الزام راهبردی در سیاست صنعتی کشور تبدیل شود.
