کد مطلب: 259950
تاریخ انتشار: ۲۹ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۱
امید محمدی

امید محمدی در سرمقاله روز یکشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۵ روزنامه دنیای خودرو به موضوع « کنترل دستوری قیمت تایر » پرداخت

سردبیر روزنامه دنیای خودرو در این باره نوشت : 

بازار تایر وارد چالشی شده که دلایل متعددی دارد و بخش مهمی از آن کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در هفته‌های اخیر هرگاه صحبت از تایر و قیمت آن به میان آمده، نخستین موضوعی که مورد توجه قرار گرفته، افزایش قیمت بوده است؛ درحالی که پشت این افزایش، مجموعه‌ای از مشکلات در زنجیره‌تامین و تولید قرار دارد که اگر برای آن‌ها چاره‌ای اندیشیده نشود، کنترل قیمت در نقطه نهایی عملا امکان‌پذیر نخواهد بود.

صنایع خودروسازی و به‌طور مشخص صنعت تایر، بیش از هر زمان دیگری با مساله لجستیک در تامین مواداولیه مواجه شده‌اند. کائوچو به‌عنوان یکی از مواد اصلی تولید تایر، امروز با فرآیند تامین دشوارتری روبه‌رو است و طولانی‌تر شدن مسیر تامین، تنها به معنای افزایش زمان انتظار کارخانه نیست؛ بلکه سرمایه در گردش بیشتری را نیز درگیر می‌کند و هزینه تمام‌شده تولید را افزایش می‌دهد.

مساله اما فقط کائوچو نیست. صنعت تایر مجموعه‌ای از مواداولیه و محصولات واسطه‌ای را برای تولید مصرف می‌کند و اختلال در هر بخش از این زنجیره می‌تواند تولید محصول نهایی را تحت‌تاثیر قرار دهد. در چنین شرایطی، هر وقفه در تامین مواداولیه، خود را در خطوط تولید نشان می‌دهد و درنهایت هزینه آن به زنجیره پایین‌دست منتقل می‌شود.

از سوی دیگر، تابستان امسال برای صنعت تایر فصل ساده‌ای نبود. آسیب واردشده به برخی واحدهای پتروشیمی و همچنین محدودیت‌های ناشی از قطع برق، تولید را تحت فشار قرار داد. کاهش تولید تنها به معنای کاهش تعداد تایر تولیدشده نیست؛ توقف و راه‌اندازی مجدد خطوط، فشار مضاعفی بر تجهیزات و ماشین‌آلات وارد می‌کند و می‌تواند میزان ضایعات تولید را نیز افزایش دهد.

این بخش از هزینه تولید معمولا در محاسبات عمومی بازار دیده نمی‌شود. مصرف‌کننده زمانی که با قیمت جدید تایر مواجه می‌شود، عمدتا عدد نهایی را می‌بیند، اما هزینه ناشی از توقف خط، افزایش ضایعات، اختلال در تامین مواداولیه، هزینه حمل‌ونقل و خواب سرمایه را مشاهده نمی‌کند. همین فاصله میان هزینه واقعی تولید و تصویری که از قیمت نهایی در بازار وجود دارد، زمینه‌ساز بسیاری از اختلافات میان تولیدکننده، سیاستگزار و مصرف‌کننده شده است.

بنابر اعلام انجمن صنفی زنجیره ارزش صنعت تایر به نگارنده، قیمت تایر حداقل باید ۲۵ درصد افزایش یابد تا تولیدکنندگان بتوانند به نقطه سوددهی برسند. این عدد فارغ از آن‌که درنهایت چه میزان افزایش قیمت برای بازار قابل پذیرش باشد، یک پیام مهم دارد: اگر ساختار هزینه تولید اصلاح نشود، صرفا با کنترل دستوری قیمت نمی‌توان بازار را مدیریت کرد.

در این‌جا یک پرسش اساسی مطرح می‌شود؛ اگر قرار است قیمت تایر افزایش پیدا نکند، چه کسی باید هزینه افزایش‌یافته تولید را پرداخت کند؟

نمی‌توان از یک سو از تولیدکننده انتظار داشت مواداولیه را با هزینه بالاتر تامین کند، با محدودیت انرژی تولید کند، هزینه لجستیک بیشتری بپردازد، با افزایش ضایعات مواجه شود و سرمایه در گردش بیشتری درگیر کند و از سوی دیگر انتظار داشت قیمت محصول نهایی هیچ تغییری نداشته باشد. چنین سیاستی در کوتاه‌مدت شاید ظاهر بازار را آرام کند، اما در میان‌مدت می‌تواند به کاهش انگیزه تولید، افت سرمایه‌گذاری و حتی کاهش عرضه منجر شود.

البته کنترل قیمت و حمایت از مصرف‌کننده نیز موضوعی نیست که بتوان از کنار آن عبور کرد. تایر مستقیما با ایمنی خودرو ارتباط دارد و افزایش شدید قیمت آن می‌تواند هزینه نگهداری خودرو را برای خانوارها افزایش دهد. بنابراین سیاستگزار باید میان دو هدف یعنی حفظ قدرت خرید مصرف‌کننده و استمرار تولید اقتصادی تعادل ایجاد کند.

راهکار این مساله لزوما افزایش قیمت نیست. بخشی از فشار می‌تواند از طریق اصلاح فرآیند تامین مواداولیه، کاهش زمان تخصیص و حمل مواد، تامین پایدار برق صنایع، کاهش هزینه‌های لجستیک و تسهیل دسترسی تولیدکنندگان به منابع مالی کاهش یابد. اگر قرار است قیمت تایر کنترل شود، ابتدا باید هزینه تولید کنترل شود؛ نه این‌که صرفا قیمت نهایی سرکوب شود.

صنعت تایر امروز بیش از آن‌که به دستور قیمتی نیاز داشته باشد، به یک سیاست منسجم در زنجیره‌تامین نیاز دارد. تولیدکننده نباید هزینه ناکارآمدی سیاست‌های صنعتی را به تنهایی پرداخت کند و مصرف‌کننده نیز نباید تاوان اختلالات ساختاری سیاست‌های صنعتی را بدهد.

مساله تایر را باید از کارخانه آغاز کرد، نه از تابلو قیمت فروش. اگر مواداولیه به‌موقع تامین شود، انرژی پایدار باشد، خطوط تولید بدون توقف فعالیت کنند و هزینه‌های لجستیک و تامین مالی کاهش یابد، آن‌گاه می‌توان درباره قیمت منطقی و قابل‌تحمل برای مصرف‌کننده صحبت کرد. در غیر این صورت، کنترل دستوری قیمت تنها صورت‌مساله را پاک می‌کند و بحران را به مرحله‌ای دیگر منتقل خواهد کرد.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha