image.png

در کنار مشکل ارز، تغییر شرایط تامین و حمل مواداولیه نیز به چالش جدیدی برای زنجیره خودرو تبدیل شده است

صنعت‌خودرو در شرایطی وارد ماه‌های دشوار پیش ‌رو می‌شود که چالش تامین مواداولیه دیگر تنها به میزان ارز تخصیص‌یافته محدود نیست و «زمان» به یکی از مهم‌ترین متغیرهای استمرار تولید تبدیل شده است. در یک زنجیره به‌هم‌پیوسته که از تامین مواداولیه آغاز و به تولید قطعه و درنهایت مونتاژ خودرو ختم می‌شود، ایجاد وقفه در هر یک از حلقه‌ها می‌تواند با فاصله زمانی به حلقه بعدی منتقل شود. از همین رو، ممکن است آثار اختلالی که امروز در یک واحد قطعه‌سازی شکل گرفته، هفته‌ها یا حتی ماه‌ها بعد در آمار تولید خودروسازان نمایان شود.

این شرایط زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که افزایش هزینه‌های تولید، رشد قیمت مواداولیه، مطالبات انباشته قطعه‌سازان و محدودیت سرمایه در گردش نیز هم‌زمان بر این صنعت فشار وارد می‌کند. در چنین وضعیتی، توان بنگاه‌ها برای تحمل وقفه‌های طولانی در تامین مواداولیه کاهش یافته و ذخایری که در شرایط عادی برای جبران تاخیرهای احتمالی مورد استفاده قرار می‌گیرند، ممکن است سریع‌تر از گذشته مصرف شوند.

بحران از جایی آغاز می‌شود که انبارها خالی شوند

قطعه‌ساز می‌تواند برای مدتی با اتکا به موجودی انبار به تولید ادامه دهد، اما هیچ کارخانه‌ای قادر نیست برای مدت نامحدود بدون دریافت مواداولیه فعالیت کند. بخشی از مواد مورد نیاز صنعت قطعه‌سازی از داخل تامین می‌شود و بخشی دیگر به واردات وابسته است. حتی محصولی که در داخل کشور ساخته می‌شود نیز ممکن است برای تولید به مواد، اجزا یا تجهیزات وارداتی نیاز داشته باشد.

درنتیجه، داخلی‌سازی یک قطعه لزوما به معنای قطع کامل وابستگی آن از زنجیره خارجی نیست. همین موضوع باعث می‌شود اختلال در تامین ارز یا حمل‌ونقل یک ماده اولیه، درنهایت به تولید قطعه‌ای منجر شود که روی کاغذ داخلی است اما در عمل بخشی از زنجیره آن به خارج از کشور وابسته باقی مانده است.

نقطه حساس زمانی شکل می‌گیرد که کارخانه همچنان نیروی انسانی، ماشین‌آلات، سفارش و ظرفیت تولید دارد، اما ماده اولیه مورد نیاز در اختیارش نیست. در چنین شرایطی ظرفیت اسمی دیگر تعیین‌کننده میزان تولید نخواهد بود؛ بلکه موجودی یک ماده‌اولیه می‌تواند سقف واقعی تولید را مشخص کند.

یک قطعه کوچک، یک خط بزرگ را متوقف می‌کند

تولید خودرو برخلاف بسیاری از صنایع، به تعداد بسیار زیادی قطعه و مجموعه وابسته است که باید در زمان مشخص به خط مونتاژ برسند. بنابراین، کمبود یک قطعه خاص می‌تواند برنامه تولید یک محصول را با اختلال مواجه کند.

این مساله درمورد قطعاتی که تامین‌کنندگان محدودی دارند، حساس‌تر است. خودروساز نمی‌تواند در همه موارد یک تامین‌کننده جدید را به سرعت جایگزین کند؛ زیرا تغییر منبع تامین ممکن است نیازمند آزمون‌های فنی، کنترل کیفیت و تایید قطعه باشد. بنابراین حتی اگر بازار امکان خرید یک قطعه مشابه را فراهم کند، لزوما امکان استفاده فوری از آن در خط تولید وجود ندارد.

به این ترتیب، بحرانی که در ابتدا در حساب قطعه‌ساز شکل می‌گیرد، می‌تواند در مرحله بعد به مساله خودروساز تبدیل شود. این انتقال البته معمولا فوری نیست و همین تاخیر ممکن است باعث شود عمق بحران در مقطع نخست کمتر از واقعیت ارزیابی شود.

موجودی انبار؛ زمان خریدن، نه حل بحران

خودروسازان و قطعه‌سازان معمولا برای مقابله با نوسان تامین، بخشی از موجودی مواداولیه و قطعات را نگهداری می‌کنند. این ذخیره به صنعت اجازه می‌دهد در برابر تاخیرهای کوتاه‌مدت مقاومت کند. اما اگر وقفه طولانی شود، موجودی انبار از یک ابزار مدیریت ریسک به شمارش معکوس برای تولید تبدیل خواهد شد.

خودروساز نیز ممکن است در چنین شرایطی با تغییر برنامه تولید، اولویت دادن به برخی محصولات یا استفاده از ذخایر موجود، اثر کمبود را برای مدتی پنهان کند. اما این اقدامات بیشتر زمان می‌خرند تا این‌که مشکل اصلی را برطرف کنند.

به‌همین دلیل، آمار تولید یک ماه مشخص نمی‌تواند به تنهایی تصویر کاملی از وضعیت زنجیره‌تامین در ماه‌های بعد ارائه دهد. ممکن است در ظاهر تولید همچنان ادامه داشته باشد، اما موجودی قطعات درحال کاهش باشد و اثر واقعی بحران در دوره بعد نمایان شود.

مسیرهای تامین زیر فشار لجستیک

در کنار مشکل ارز، تغییر شرایط تامین و حمل مواداولیه نیز به چالش جدیدی برای زنجیره خودرو تبدیل شده است. براساس اطلاعات و شنیده‌های موجود در صنعت، بخشی از مواداولیه و محموله‌هایی که از مسیر پاکستان برای صنایع مختلف و از جمله زنجیره خودرو تامین می‌شد، با مشکلاتی مواجه شده است. همچنین انتقال برخی کانتینرها به مسیرها یا مقاصد دیگر، ابهاماتی را درباره وضعیت دسترسی به برخی مواداولیه ایجاد کرده است.

فارغ از جزئیات هر محموله، مساله مهم برای صنعت‌خودرو افزایش زمان و هزینه دسترسی به مواداولیه است. زمانی که مسیرهای معمول تامین با محدودیت مواجه می‌شوند، تولیدکننده ناچار است به مسیرهای جایگزین فکر کند؛ مسیری که ممکن است طولانی‌تر، پرهزینه‌تر و از نظر برنامه‌ریزی پیچیده‌تر باشد.

افزایش هزینه حمل‌ونقل در چنین شرایطی صرفا یک هزینه جانبی نیست. این افزایش می‌تواند قیمت تمام‌شده مواداولیه را بالا ببرد و در شرایطی که قطعه‌ساز با محدودیت نقدینگی مواجه است، فشار بیشتری به سرمایه در گردش وارد کند.

قطعه‌ساز در حلقه فشار نقدینگی

یکی از تفاوت‌های شرایط فعلی با یک اختلال عادی در تامین، هم‌زمانی چند عامل فشار است. قطعه‌ساز از یک سو با افزایش هزینه مواداولیه و حمل مواجه است و از سوی دیگر، مطالبات پرداخت‌نشده و دشواری تامین مالی، قدرت مانور او را کاهش داده است.

وقتی یک قطعه‌ساز برای تامین مواداولیه به نقدینگی نیاز دارد اما منابع مالی او به‌دلیل مطالبات وصول‌نشده محدود شده است، وقفه در تامین ارز می‌تواند اثر مضاعفی ایجاد کند. کاهش تولید به‌معنای کاهش درآمد است و کاهش درآمد نیز توان خرید مواداولیه را کمتر می‌کند. در چنین چرخه‌ای، بروز مشکل در بخش تامین می‌تواند به مشکل نقدینگی و سپس دوباره به کاهش تولید تبدیل شود.

در این میان، هزینه تامین مالی نیز خود به هزینه تولید اضافه می‌شود و فشار نهایی بر بنگاه افزایش می‌یابد.

تخصیص ارز پایان مسیر نیست

یکی از نکات مهم در مدیریت این شرایط، تفکیک میان «تخصیص ارز» و «رسیدن مواداولیه به کارخانه» است. برای تولیدکننده، اعلام تخصیص ارز به تنهایی به معنای حل مساله نیست. ارز باید در زمان مناسب در اختیار تامین‌کننده قرار گیرد، خرید انجام شود، محموله حمل شود، وارد کشور شود و مراحل گمرکی و ترخیص را طی کند.

درنتیجه، اگر موجودی یک قطعه‌ساز به نقطه بحرانی رسیده باشد، حتی تامین ارز در همان مقطع نیز ممکن است نتواند بلافاصله مانع از اختلال در تولید شود. فاصله زمانی میان تامین مالی و ورود ماده اولیه به کارخانه، بخشی از همان ریسکی است که باید در سیاستگزاری مورد توجه قرار گیرد.

هشدار برای ماه‌های آینده

خطر اصلی آن است که اختلال امروز در تامین مواداولیه، فردا به کاهش تیراژ خودرو تبدیل شود. اگر ذخایر موجود به پایان برسد و جایگزینی برای مواداولیه وجود نداشته باشد، ظرفیت تولید کارخانه روی کاغذ باقی می‌ماند؛ اما امکان استفاده از آن کاهش پیدا می‌کند.

از همین رو سیاستگزار نباید منتظر بماند تا توقف خط تولید اتفاق بیفتد و سپس برای رفع مشکل اقدام کند. تامین به‌موقع ارز، کوتاه کردن فرآیندهای ثبت سفارش و تخصیص، اولویت دادن به مواداولیه و قطعات حیاتی تولید و توجه هم‌زمان به مشکل نقدینگی قطعه‌سازان، می‌تواند از انتقال بحران به خطوط خودروسازی جلوگیری کند.

درنهایت، مساله صنعت‌خودرو در شرایط فعلی صرفا حفظ ظرفیت تولید نیست؛ بلکه حفظ جریان تولید اهمیت بیشتری دارد. کارخانه‌ای که ماشین‌آلات و نیروی انسانی دارد اما مواداولیه در اختیارش نیست، از نظر اقتصادی ظرفیت دارد اما از نظر عملیاتی قادر به استفاده از آن نیست. اگر حلقه تامین در نقطه قطعه‌سازی یا مواداولیه متوقف شود، فاصله میان کارخانه و بازار نیز دیر یا زود تحت‌تاثیر قرار خواهد گرفت؛ آن زمان دیگر مساله تامین یک قطعه یا یک محموله نخواهد بود، بلکه استمرار عرضه خودرو در بازار به موضوع اصلی تبدیل می‌شود.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

آخرین اخبار