صنعتخودرو جهان در حال عبور از مدلی است که در آن کاهش قیمت خرید و تمرکز تولید در کمهزینهترین نقاط، مهمترین معیار طراحی زنجیرهتامین بود. بر این اساس تجربه کمبود نیمههادیها، اختلالات ژئوپلیتیکی، تعرفههای تجاری، نوسان تقاضای خودروهای برقی و افزایش هزینههای تولید، نگاه خودروسازان و قطعهسازان را بهمرور تغییر داده است. اکنون زنجیرهتامین نه فقط برای پایین آوردن قیمت، بلکه برای آنکه در برابر شوکهای بعدی بتواند به فعالیت خود ادامه دهد، طراحی میشود. مطالعات جهانی درباره قطعهسازان نشان میدهد این صنعت وارد مرحلهای شده که فشار هزینه، کمبود نیروی انسانی، تنشهای ژئوپلیتیکی و نرخ بهره بالا دیگر اختلالات موقت تلقی نمیشوند. درهمین حال، ارزش اقتصادی صنعت به سمت باتری، الکترونیک، نرمافزار و سیستمهای هوشمند حرکت کرده و قطعهسازان سنتی برای حفظ جایگاه خود ناچار به تغییر مدل کسبوکار هستند.
پایان زنجیرههای تکمسیره
یکی از مهمترین تغییرات در حال وقوع، حرکت از زنجیرههای تامین متمرکز به شبکههای چندمنطقهای است. خودروسازان و تامینکنندگان دیگر نمیخواهند برای یک مادهاولیه یا قطعه حساس، تنها به یک کشور یا یک تامینکننده وابسته باشند. این تغییر البته بهمعنای کنار گذاشتن تامین جهانی نیست. تولید همچنان در بسیاری از موارد براساس مزیت هزینهای و تخصصی کشورها انجام خواهد شد؛ اما برای قطعات حساس، تامینکننده دوم، موجودی راهبردی، ظرفیت جایگزین و تولید نزدیکتر به بازار نهایی اهمیت بیشتری پیدا میکند. بررسی آخرین اطلاعات منتشره از بیش از ۴۵۰ اقدام راهبردی اعلامشده توسط بیش از ۱۰۰ قطعهساز از ابتدای ۲۰۲۴ نیز نشان میدهد شرکتها همزمان بهسمت اصلاح شبکه تولید، مشارکتهای جدید، ادغام و تملک، توسعه محصولات و سرمایهگذاری دیجیتال حرکت کردهاند. این روند در قطعهسازان چینی تهاجمیتر و در اروپا همراه با تاکید بیشتر بر کاهش هزینه و افزایش تابآوری زنجیرهتامین دیده میشود.
بومیسازی برای کاهش ریسک
برقیشدن خودرو، اهمیت این تغییر را بیشتر کرده است. زنجیره باتری و مواداولیه مورد استفاده در آن همچنان تمرکز جغرافیایی بالایی دارد. آژانس بینالمللی انرژی گزارش میدهد چین در سال ۲۰۲۵ حدود ۷۰ درصد تولید خودروهای برقی و بیش از ۸۰ درصد تولید سلول باتری جهان را در اختیار داشته است. سهم این کشور در تولید مواد فعال کاتد و آند نیز بسیار بالا بوده است. به همین دلیل، آمریکای شمالی، اروپا و برخی اقتصادهای آسیایی در حال ایجاد ظرفیتهای جایگزین هستند. هدف تنها افزایش تولید داخلی نیست؛ کاهش وابستگی به یک مرکز تولیدی و ایجاد امکان تامین از چند جغرافیا، بخشی از راهبرد جدید صنعت است. البته بومیسازی هزینه دارد. ایجاد کارخانه جدید، انتقال فناوری و تربیت نیروی انسانی ارزان نیست و حتی ممکن است در کوتاهمدت هزینه قطعه یا مادهاولیه را افزایش دهد. با این حال، خودروسازان بهتدریج بخشی از هزینه بیشتر را به عنوان هزینه بیمه در برابر توقف تولید در نظر میگیرند.
نظرسنجی انجمن قطعهسازان اروپا نشان میدهد ۷۶ درصد تامینکنندگان انتظار دارند سودآوری آنها زیر ۵ درصد باشد و ۲۴ درصد نیز احتمال زیانده بودن را مطرح کردهاند
قطعهساز؛ از تولیدکننده قطعه تا شریک فناوری
تغییر دیگر، تحول جایگاه قطعهساز در زنجیره ارزش است. در مدل قدیمی، قطعهساز عمدتا براساس نقشه و مشخصات خودروساز محصول تولید میکرد. اما خودروهای جدید، بهخصوص خودروهای برقی و نرمافزارمحور، به تامینکنندگانی نیاز دارند که علاوهبر قطعه، سیستم، نرمافزار، الکترونیک و خدمات مهندسی ارائه کنند. گزارش بوستون کانسالتینگ تاکید میکند که نقش سنتی برخی قطعهسازان ردهیک بهعنوان واسطه و انتقالدهنده فشار هزینه میان خودروساز و تامینکنندگان پاییندست، تحت فشار قرار گرفته است. در مقابل، توانایی یکپارچهسازی سیستمها، توسعه نرمافزار، سرمایهگذاری و تقسیم ریسک با خودروساز اهمیت بیشتری پیدا کرده است. بههمین دلیل، بسیاری از قطعهسازان بهدنبال عبور از قطعات مکانیکی ساده به سمت سامانههای مکاترونیکی، معماریهای الکتریکی جدید، الکترونیک قدرت، باتری و نرمافزار هستند.
هوش مصنوعی وارد انبار و خرید میشود
زنجیرهتامین جدید تنها با کارخانه و انبار ساخته نمیشود. داده نیز به یکی از اجزای اصلی آن تبدیل شده است. خودروسازان و قطعهسازان به سمت سامانههایی حرکت میکنند که بتوانند همزمان اطلاعات تقاضا، موجودی، وضعیت تامینکنندگان، حملونقل و حتی ریسکهای ژئوپلیتیکی را تحلیل کنند. هدف آن است که شرکت قبل از توقف یک تامینکننده یا کمبود یک قطعه، نشانههای خطر را شناسایی کند. مککینزی از نمونههایی خبر داده که در آنها سامانههای هشدار زودهنگام، اطلاعات داخلی و خارجی را برای شناسایی ریسک تامینکنندگان ترکیب کردهاند. این موسسه همچنین بر استانداردسازی برخی قطعات غیرمتمایزکننده و ایجاد امکان تامین آنها از چند منبع تاکید دارد؛ رویکردی که میتواند در زمان اختلال، انتقال حجم تولید میان تامینکنندگان را آسانتر کند. دیلویت نیز برای قطعهسازان بر پنج محور تاکید کرده است: ایجاد زنجیرههای مقاوم، عملیات دیجیتال و استفاده از هوش مصنوعی، پلتفرمهای منعطف، تمرکز بر فناوری و مالکیت فکری و انضباط سرمایهای.
سرمایهگذاری در شرایط فشار مالی
پارادوکس بزرگ صنعت قطعهسازی اینجاست که شرکتها برای آینده باید سرمایهگذاری کنند؛ اما همزمان با فشار شدید بر سودآوری مواجه هستند. نظرسنجی انجمن قطعهسازان اروپا نشان میدهد ۷۶ درصد تامینکنندگان انتظار دارند سودآوری آنها زیر ۵ درصد باشد و ۲۴ درصد نیز احتمال زیانده بودن را مطرح کردهاند. این شرایط باعث شده بخشی از شرکتها به سمت کاهش هزینه، ادغام فعالیتها و حتی ورود موقت به صنایع غیرخودرویی حرکت کنند. بنابراین، برنامه قطعهسازان تنها توسعه کارخانههای جدید نیست. آنها باید همزمان هزینه سربار را پایین بیاورند، ظرفیتهای کمبازده را اصلاح کنند، سرمایه را بهفناوریهای آینده اختصاص دهند و از پروژههایی که بازده اقتصادی مناسبی ندارند فاصله بگیرند.
آژانس بینالمللی انرژی گزارش میدهد چین در سال ۲۰۲۵ حدود ۷۰ درصد تولید خودروهای برقی و بیش از ۸۰ درصد تولید سلول باتری جهان را در اختیار داشته است
باتری، نیمههادی و نرمافزار؛ سه گلوگاه آینده
نیمههادیها نیز همچنان در مرکز راهبردهای تامین قرار دارند. با افزایش سامانههای کمکراننده، ارتباطات، سرگرمی، کنترلهای الکترونیکی و برقی شدن خودرو، تعداد و اهمیت تراشههای مورد استفاده در خودرو افزایش یافته است. موسسه مدیریت تامین تاکید میکند که رشد خودروهای برقی و نرمافزارمحور، اهمیت نیمههادیها را در تابآوری زنجیرهتامین بیشتر کرده است. در کنار آن، نرمافزار نیز به یکی از حوزههای رقابت قطعهسازان تبدیل شده است. بررسی آلکسپارتنرز از بیش از هزار مدیر صنعت نشان میدهد رقابت بر سر خودروهای نرمافزارمحور، سهم بیشتری از ارزش خودرو را به شرکتهای فناوری و تامینکنندگان دارای توان نرمافزاری منتقل میکند. از سوی دیگر، بررسی تازه پیدبلیوسی نشان میدهد استفاده از هوش مصنوعی و فناوریهای پیشرفته در زنجیره ارزش خودرو طی سالهای آینده افزایش قابل توجهی خواهد داشت و شرکتها همزمان با توسعه خودروهای برقی، بهدنبال ایجاد قابلیتهای نرمافزاری و دادهمحور هستند.
زنجیرهتامین آینده، انعطافپذیرتر است
آنچه در صنعتخودرو در حال شکلگیری است، حذف زنجیرهتامین جهانی نیست؛ بلکه بازطراحی آن است. تامینکنندگان همچنان به تجارت بینالمللی، مواداولیه خارجی و شبکههای تخصصی نیاز خواهند داشت؛ اما ساختار جدید تلاش میکند وابستگیهای پرریسک را کاهش دهد. برای قطعهسازان، این تغییر به معنای سرمایهگذاری همزمان در سه حوزه است: تابآوری زنجیرهتامین، فناوری و انعطاف تولید. شرکتی که تنها بر تولید ارزان یک قطعه سنتی تکیه کند، در برابر تغییر فناوری و فشار قیمت آسیبپذیرتر خواهد بود. در مقابل، تامینکنندهای که بتواند چند منبع تامین ایجاد کند، داده و هوش مصنوعی را وارد مدیریت زنجیره کند، محصولات خود را به سمت سیستمهای الکترونیکی و نرمافزاری ببرد و بخشی از بازارهای خود را خارج از صنعتخودرو توسعه دهد، امکان بیشتری برای عبور از نوسانهای آینده خواهد داشت.
درنهایت، رقابت جدید صنعتخودرو فقط میان خودروسازان نیست؛ رقابت بر سر کنترل زنجیرهتامین نیز در حال تشدید است. باتری، تراشه، مواداولیه حیاتی، نرمافزار و حتی داده، به اندازه موتور و بدنه در تعیین قدرت صنعتی شرکتها اهمیت پیدا کردهاند. از این منظر، آینده خودروسازی متعلق به زنجیرهای خواهد بود که بتواند همزمان ارزان، سریع و مهمتر از همه، قابل اتکا باقی بماند.
