اعمال دور جدید تحریمهای آمریکا علیه خودروسازی ایران، پیش از آنکه یک مانعتراشی تجاری باشد، حامل یک پیام راهبردی و معنادار است. این اقدام بار دیگر نشان داد که نوک پیکان فشارهای دشمن همواره به سمت بخشهایی نشانه میرود که حیات اقتصادی و اشتغال کشور به آن گره خورده است.
وقتی آمریکا با تمام توان خطوط خودروسازی و قطعهسازی کشور را هدف میگیرد، روشنترین گواه بر اهمیت بیبدیل، اثرگذاری عمیق و جایگاه حیاتی این بخش در استقلال اقتصادی ایران است.
خودروسازی با بیش از پنج دهه قدمت و تجربه، لکوموتیو و پیشران اصلی بخش عظیمی از صنایع مادر کشور نظیر فولاد، پتروشیمی، آلومینیوم و الکترونیک بهشمار میرود. صدها هزار نیروی کار متخصص و کارگر شریف در پهنه این سرزمین، نان غیرت و زحمت خود را از این بستر بر سر سفره خانواده میبرند و مجموعهای از نخبگان و مهندسان تراز اول دانشگاهی، شبانهروز در حال تحقیق، توسعه و ارتقای فناوری در آن هستند.
دشمن این واقعیت را بهخوبی درک کرده و میداند که ایجاد اختلال در این چرخه، تلاشی مستقیم برای ضربه زدن به تابآوری ملی و معیشت جامعه است.
درست همانگونه که در دهههای گذشته در تمامی جبهههای امنیتی، دفاعی و علمی، ملت ایران دوشادوش یکدیگر از خاک و آرمانهای کشور صیانت کردند، امروز نیز وظیفه ملی و اخلاقی ایجاب میکند که با تمام توان و در یک صف منسجم از این صنعت و سرمایه ملی محافظت کنیم.
البته این رویکرد به معنای چشمپوشی بر کاستیها یا نادیده گرفتن مطالبات بهحق مردم شریف درباره کیفیت و قیمت نیست؛ صنعتخودرو بیتردید با نقطه ایدهآل و مطلوب جامعه فاصله دارد. اما پرسش اساسی اینجاست که مسیر اصلاح این کاستیها از کجا میگذرد؟
متاسفانه در سالهای اخیر هجمهها و تخریبهای غیرمنصفانهای شکل گرفت که به جای بررسی علمی مشکلات، کلیت صنعت، کارگران و مهندسان را هدف قرار داد؛ رویکردی که خواسته یا ناخواسته فضایی ایجاد کرد که عملا بازی در زمین دشمن و تکمیلکننده پازل تحریمها بود.
تخریب هویت و دستاوردهای ۵۰ ساله، دردی از کیفیت دوا نمیکند، بلکه تنها انگیزه متخصصان داخلی را فرسوده میسازد. راهکار واقعی، شناسایی شجاعانه و ریشهای مسائل از جمله موانع ساختاری، عدم تعادلهای اقتصادی و چالشهای زنجیرهتامین و درمان قطعی آنهاست.
