اگرچه خبر در نگاه نخست یک حادثه مسابقهای به نظر میرسد، اما از دیدگاه صنعت تایر، ماجرا اهمیت بسیار بیشتری دارد. این اتفاق بار دیگر توجه کارشناسان را به محدودیتهای فیزیکی تایرها، فشارهای واردشده در سرعتهای بسیار بالا و اهمیت فناوریهای ساخت تایرهای مسابقهای جلب کرده است.
خودرو مورد بحث متعلق به Brett LaSala است؛ رانندهای که با موستانگ مشهور خود با نام Snot Rocket در رقابتهای درگ آمریکا حضور دارد. این خودرو به موتور ۴.۹ لیتری Coyote V8 مجهز شده که با کمک دو توربوشارژر بیش از ۳۰۰۰ اسببخار قدرت تولید میکند. چنین خروجی خیرهکنندهای باعث شده خودرو بتواند به سرعتهایی دست پیدا کند که تنها تعداد محدودی از خودروهای مسابقهای در جهان به آن میرسند.
تنها چند روز پیش از حادثه، همین خودرو موفق شده بود رکورد جدیدی را در کلاس خودروهای دندهدستی ثبت کند. موستانگ در مسافت یکچهارم مایل زمان ۶.۴۵۸ ثانیه را ثبت کرد و با سرعت ۲۳۳.۴۴ مایل بر ساعت، معادل حدود ۳۷۶ کیلومتر بر ساعت، از خط پایان عبور کرد. این عملکرد نشان میدهد چه حجم عظیمی از نیرو باید از طریق چهار نقطه تماس بسیار کوچک تایرها به سطح پیست منتقل شود.
اما درست همین موضوع، نقطه اصلی بحث برای صنعت تایر است. در خودروهای پرفورمنس، تایر تنها یک قطعه مصرفی نیست؛ بلکه بخشی اساسی از سامانه انتقال نیرو، پایداری و ایمنی محسوب میشود. هرچه قدرت و سرعت خودرو افزایش پیدا میکند، فشار واردشده به ساختار تایر نیز به شکل تصاعدی بیشتر میشود.
در جریان مرحله حذفی مسابقات، زمانی که لاسالا مشغول رقابت با یک دستگاه Chevrolet Corvette بود، تایر عقب سمت چپ خودرو در سرعت حدود ۲۲۸ مایل بر ساعت، معادل ۳۶۶.۹ کیلومتر بر ساعت، از هم پاشید. نتیجه این اتفاق، کنده شدن بخش بزرگی از بدنه خودرو شامل گلگیر عقب، پوسته در و سپر عقب بود. خوشبختانه راننده توانست کنترل خودرو را حفظ کند و بدون آسیب از خودرو خارج شود.
اهمیت این حادثه زمانی بیشتر میشود که بدانیم در چنین سرعتی هر نقص کوچک میتواند به سانحهای مرگبار تبدیل شود. یک خودرو در سرعت ۳۶۷ کیلومتر بر ساعت در هر ثانیه بیش از ۱۰۰ متر حرکت میکند. در چنین شرایطی راننده تقریبا هیچ فرصت واقعی برای واکنش به خرابی ناگهانی تایر ندارد و بخش عمده ایمنی به مهندسی خودرو، کیفیت تایر و شانس وابسته است.
کارشناسان هنوز علت دقیق حادثه را مشخص نکردهاند. برخی گزارشها از احتمال برخورد یک جسم خارجی با تایر خبر میدهند و برخی دیگر درباره افتادن احتمالی ابزار از داخل محفظه موتور گمانهزنی کردهاند. با این حال تاکنون هیچ مدرک قطعی برای اثبات این فرضیهها ارائه نشده است.
صرفنظر از علت دقیق، این اتفاق بار دیگر یکی از مهمترین چالشهای صنعت تایرهای مسابقهای را برجسته میکند. درحالی که قدرت موتور خودروهای مسابقهای به شکل مداوم افزایش یافته، سازندگان تایر نیز ناچارند محصولات خود را برای تحمل بارهای بیشتر، شتابهای سنگینتر و سرعتهای بالاتر توسعه دهند. فناوری ساخت ترکیبات لاستیکی، طراحی دیواره جانبی، مدیریت دمای تایر و مقاومت ساختاری، همگی نقش مستقیمی در جلوگیری از چنین حوادثی دارند.
در سالهای اخیر پیشرفتهای زیادی در حوزه تایرهای پرفورمنس صورت گرفته است، اما نمونه موستانگ 3000 اسببخاری نشان میدهد حتی پیشرفتهترین تایرها نیز در برابر فشارهای افراطی مصون نیستند. بهویژه در مسابقات درگ که انتقال ناگهانی حجم عظیم گشتاور به سطح زمین، فشار بیسابقهای به تایر وارد میکند.
اکنون تیم مسابقهای لاسالا اعلام کرده قصد دارد خودرو را در کوتاهترین زمان ممکن تعمیر کند و آن را برای رقابتهای بعدی آماده سازد. اما برای فعالان صنعت تایر، مهمترین بخش ماجرا نه رکورد ۲۳۳ مایل بر ساعت و نه خسارت واردشده به خودرو، بلکه یادآوری این واقعیت است که در دنیای خودروهای فوقپرفورمنس، مرز میان موفقیت و فاجعه همچنان از عرض تنها یک تایر عبور میکند.
