اما یک نکته ظریف وجود دارد: ویژن پالس برای ارائه این دید جامع از سیگنالهای گوشی موبایل شما و اطرافیان استفاده میکند. این موضوع باعث ایجاد پرسشهایی در زمینه حریم خصوصی شده است.
روشی برای کسب اطلاعات
این سیستم از امواج باند فوقوسیع (UWB) استفاده میکند و عملکرد آن شبیه به یک رادار است. خودرو یک سیگنال UWB ارسال میکند. اگر عابرپیاده، دوچرخهسوار یا خودرو دیگری با یک دستگاه الکترونیکی (مثل موبایل) در آن نزدیکی باشد، سیگنال بازگشت داده میشود.
این سیستم با دقت خیرهکننده (حدود ۱۵ سانتیمتر) و تا برد ۳۰۰ متری، مکان دقیق آن فرد یا وسیله را شناسایی میکند. برخلاف دوربین و رادار، امواج UWB از دیوارها و موانع عبور میکنند.
این یعنی اگر کودکی از پشت یک اتوبوس متوقفشده بهخیابان بدود، یا خودرویی با سرعت زیاد از یک تقاطع کور به سمت شما بیاید، قبل از اینکه آنها را ببینید، خودرو از حضورشان با خبر شده و به شما هشدار میدهد.
بزرگترین ضعف این سیستم، تکیه مطلق آن به فناوری بهروز است. اگر گوشی موبایل همراهتان نباشد، یا گوشی شما قدیمی باشد، سیستم ویژن پالس عملا کور و ناکارآمد است. درحال حاضر فقط گوشیهای ردهبالا (مثل آیفون ۱۱ به بالا، گوگل پیکسل ۱۰ پرو یا سری سامسونگ اولترا) به فرستنده UWB مجهز هستند. این یعنی امنیت شما در خیابان، در گرو مدل گوشی شماست
مساله حریم خصوصی
سوال اصلی اینجاست که هیوندای و کیا با دادههایی که از گوشیهای اطرافیان جمعآوری میکنند، چه خواهند کرد؟ آیا این سیستم میتواند برای ردیابی افراد استفاده شود؟ درحالی که هیوندای مدعی است این سیستم دقت ۹۹ درصدی در هوای نامساعد و شب را ارائه میدهد، اما هنوز شفافسازی نکرده که مرز بین «حفظ امنیت» و «نقض حریم خصوصی» کجاست.
هیوندای و کیا هماکنون درحال تست این فناوری در محیطهای صنعتی هستند. این سیستم در مرکز فنی کیا در کرهجنوبی، مانع از تصادف لیفتراکها با کارگران شده و قرار است بهزودی در بندر بوسان برای جلوگیری از برخورد جرثقیلها با افراد به کار گرفته شود.
نگهبانی دلسوز یا جاسوسی در اتاقک شیشهای؟
ظهور سیستمی نظیر Vision Pulse در سپهر صنعتخودرو جهان، نقطه عطفی در گذار از «ایمنی غیرفعال» به «ایمنی پیشگویانه» است.
اگر روزگاری کیسههای هوا و ترمزهای ضدقفل (ABS) آخرین خط دفاعی ما در برابر تصادفات بودند، امروز هوش مصنوعی قصد دارد پیش از آنکه حتی پای راننده به پدال ترمز نزدیک شود، خطر را در لرزش پلکها یا تغییر ضربان قلب او شناسایی کند.
اما این پیشرفت خیرهکننده، پرسشی بنیادین را در سطح بینالمللی برانگیخته است: بهای این امنیت چقدر است و آیا حریم خصوصی راننده، ارز رایج برای پرداخت این هزینه است؛؟
از منظر فنی، سیستمهایی مانند Vision Pulse شاهکار مهندسی نرمافزار محسوب میشوند. توانایی پردازش آنی دادههای بیومتریک و تشخیص خستگی یا عدم تمرکز راننده، پتانسیل کاهش نرخ مرگومیر جادهای را به شکلی معجزهآسا دارد.
آمارها نشان میدهند خطای انسانی عامل بیش از ۹۰ درصد تصادفات است؛ بنابراین، وجود یک «کمکخلبان هوشمند» که هرگز خسته نمیشود و با دقت میلیثانیهای مراقب اوضاع است، در نگاه اول یک فرشته نجات بهنظر میرسد. اما چالش اصلی درست در همین نقطه آغاز میشود. در بازارهای بینالمللی، بهویژه در اتحادیهاروپا با قوانین سختگیرانه GDPR، این سوال مطرح است که: «دادههای تصویری و بیومتریک کجا ذخیره میشوند؟»
اگر این دادهها به فضای ابری (Cloud) منتقل شوند، چه کسی به آنها دسترسی دارد؟ شرکتهای بیمه؟ نهادهای امنیتی؟ یا هکرهایی که بهدنبال نفوذ به زندگی خصوصی افراد هستند؟
ترس از تبدیل شدن کابین خودرو به یک «پان اپتیکون» (زندان شیشهای) که در آن هر عطسه یا خمیازه راننده ثبت و تحلیل میشود، بهشدت در حال رشد است.
در سطح جهانی، موسساتی نظیر Euro NCAP بهسمت اجباری کردن سیستمهای نظارت بر راننده (DMS) حرکت کردهاند تا رتبههای ایمنی 5 ستاره را اعطا کنند.
این فشار قانونی، خودروسازان را در موقعیت دشواری قرار داده است؛ آنها باید میان «تکنولوژی نجاتبخش» و «اعتماد مشتری» تعادل برقرار کنند. برخی برندها با پردازش محلی دادهها (Edge Computing) « یعنی تحلیل داده در داخل خودرو بدون ارسال به سرور» سعی در آرام کردن افکار عمومی دارند؛ اما شک و تردیدها همچنان باقی است. شاید با اندکی طنز تلخ بتوان گفت که در آیندهای نزدیک، خودرو شما زودتر از همسرتان متوجه خواهد شد که روز کاری بدی داشتهاید یا دچار استرس هستید!
اما فراتر از شوخی، تکنولوژیهایی مثل Vision Pulse نشاندهنده تغییر ماهیت خودرو از یک «وسیله مکانیکی» به یک «موجود زنده دیجیتال» هستند.
درنهایت، موفقیت بینالمللی چنین سیستمهایی نه در قدرت پردازش پردازندههایشان، بلکه در شفافیت الگوریتمهایشان نهفته است.
صنعتخودرو جهان باید به این درک برسد که امنیت واقعی، بدون احساس امنیت روانی و حفظ حرمت فضای خصوصی سرنشینان، ناقص خواهد بود.
Vision Pulse میتواند قهرمان داستانهای جادهای باشد؛ به شرط آنکه به جای «پلیس مخفی»، در نقش یک «همسفر هوشیار» باقی بماند. چالش بزرگ سالهای آتی، نوشتن کدهای اخلاقی برای سیستمهایی است که حالا دیگر فقط جاده را نمیبینند، بلکه به اعماق چشمان ما خیره شدهاند.
