صنعتخودرو در دنیا دیگر تنها صنعتی مبتنی بر فولاد، موتور و خطوط مونتاژ نیست؛ این صنعت اکنون بر بستری از داده، فناوریهای هوشمند، انرژیهای نو، شبکههای پیچیده تامین و مناسبات سیاسی چندلایه استوار شده است. در چنین فضایی، رابطه میان خودروسازان و قطعهسازان که سالها بر محور قیمت، تیراژ و زمان تحویل شکل گرفته بود، به سطحی عمیقتر و راهبردیتر ارتقا یافته است.
تحلیلهای منتشرشده در سال جاری از سوی مراکز بینالمللی نشان میدهد که واژههایی مانند «اعتماد»، «شفافیت»، «همکاری فناورانه» و «مدیریت مشترک ریسک» به مفاهیم کلیدی در ادبیات جدید زنجیرهتامین خودرو تبدیل شدهاند. تجربه بحرانهای سالهای گذشته از کمبود نیمههادیها تا اختلالات گسترده حملونقل نشان داد که زنجیرهتامین خودرو بیش از آنکه نیازمند کاهش قیمت باشد، محتاج پایداری و تابآوری است. در این چارچوب، روابط قطعهسازان و خودروسازان در دنیا وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که در آن سودآوری پایدار بدون همکاری متقابل امکانپذیر نیست.
عبور از رابطه صرفا قیمت
در دهههای گذشته رابطه میان خودروساز و قطعهساز اغلب بر اساس قراردادهای کوتاهمدت و رقابت بر سر کاهش قیمت تعریف میشد. خودروسازان برای کنترل هزینه، فشار مداومی بر تامینکنندگان وارد میکردند و تغییر تامینکننده بهعنوان ابزار چانهزنی استفاده میشد. اما تحولات اخیر نشان داده است که این رویکرد در بلندمدت هزینههای پنهان فراوانی ایجاد میکند؛ از کاهش انگیزه سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه گرفته تا افت کیفیت و بروز ریسکهای ناگهانی در تولید. بههمین دلیل بسیاری از خودروسازان بزرگ جهانی از جمله تویوتا، هوندا و جنرالموتورز امسال به سمت روابط مبتنی بر همکاری بلندمدت حرکت کردهاند. در این الگو، قطعهساز صرفا فروشنده یک محصول نیست، بلکه شریک توسعه یک خودرو محسوب میشود. برنامهریزی تولید، سرمایهگذاری در خطوط جدید و حتی طراحی محصول با مشارکت دوطرفه انجام میگیرد.
ساختار نوین زنجیرهتامین
زنجیرهتامین خودرو ساختاری چندلایه دارد؛ از تامینکنندگان اصلی که مستقیما با خودروساز در ارتباط هستند تا لایههای پایینتر که مواداولیه و اجزای پایه را تولید میکنند. در گذشته، خودروسازان عمدتا بر تامینکنندگان مستقیم تمرکز داشتند؛ اما امسال این نگاه تغییر کرده است. پیچیدگی فناوریهای جدید، بهویژه در حوزه خودروهای برقی و سامانههای هوشمند، باعث شده است هرگونه اختلال در لایههای پایینتر نیز مستقیما بر تولید خودرو اثر بگذارد. بههمین دلیل، خودروسازان بهسمت نظارت جامع بر کل زنجیره حرکت کردهاند. سامانههای دیجیتال ردیابی، امکان پایش موجودی، ظرفیت تولید و ریسکهای احتمالی را در تمام سطوح فراهم کردهاند. درنتیجه، رابطه دوطرفه سنتی جای خود را به شبکهای از تعاملات چندجانبه داده است؛ شبکهای که در آن شفافیت اطلاعاتی به شرط بقا تبدیل شده است.
بازآرایی جغرافیای تولید
یکی از مهمترین ویژگیهای امسال تاثیر سیاستهای تجاری و تنشهای ژئوپلیتیک بر صنعتخودرو است. اعمال تعرفهها، سیاستهای حمایتی داخلی و تلاش کشورها برای کاهش وابستگی به برخی مناطق خاص، باعث شده است نقشه جغرافیایی زنجیرهتامین تغییر کند. خودروسازان برای کاهش ریسک، تولید قطعات حساس را به چند منطقه مختلف منتقل کردهاند. این سیاست اگرچه تابآوری را افزایش میدهد، اما هزینه سرمایهگذاری و پیچیدگی مدیریتی را نیز بالا میبرد. در چنین شرایطی، تامینکنندگان ناگزیرند ظرفیت تولید خود را در نقاط مختلف گسترش دهند و این امر بدون تضمین سفارشهای بلندمدت امکانپذیر نیست. بههمین دلیل شاهد افزایش قراردادهای چندساله و سرمایهگذاریهای مشترک میان خودروسازان و قطعهسازان هستیم؛ اقدامی که ریسک را میان دو طرف تقسیم میکند.
تحول دیجیتال و تغییر ماهیت قطعه
خودروهای جدید سهم قابل توجهی از ارزش خود را از سامانههای الکترونیکی و نرمافزاری میگیرند. مدیریت باتری، بهروزرسانی از راه دور، سامانههای کمکراننده و ارتباطات هوشمند، اکنون بخش جداییناپذیر خودرو هستند. این تحول، نقش قطعهسازان را نیز دگرگون کرده است. شرکتهایی مانند بوش و دنسو دیگر تنها تولیدکننده قطعات مکانیکی نیستند؛ بلکه در طراحی سامانههای الکترونیکی و هوشمند مشارکت مستقیم دارند. درنتیجه، فرآیند طراحی خودرو بدون حضور زودهنگام تامینکنندگان امکانپذیر نیست. همکاری از مرحله ایدهپردازی آغاز میشود و تا تولید انبوه ادامه مییابد. این مدل، اگرچه پیچیدهتر است، اما سرعت نوآوری را افزایش میدهد.
فشار هزینه و تقسیم ریسک
با وجود تغییر رویکرد به سمت شراکت، فشار هزینه همچنان واقعیتی مهم در صنعتخودرو است. رقابت شدید در بازار خودروهای برقی و نوسانات تقاضا، حاشیه سود را محدود کرده است. تفاوت در این است که امسال تمرکز بر کاهش هزینه کل پروژه قرار دارد، نه صرفا کاهش قیمت هر قطعه. دو طرف با اشتراکگذاری دادههای تولید و طراحی، بهدنبال بهینهسازی مشترک هستند. در برخی پروژهها، سود و زیان احتمالی میان طرفین تقسیم میشود؛ مدلی که انگیزه سرمایهگذاری را حفظ میکند.
اعتماد؛ سرمایه نامرئی زنجیره
تحلیلهای سال جاری نشان میدهد شکاف میان روابط مبتنی بر اعتماد و روابط پرتنش در صنعت خودرو افزایش یافته است. خودروسازانی که پرداختهای منظم، برنامهریزی شفاف و ارتباط مستمر دارند، از دسترسی پایدار به فناوریهای جدید و ظرفیت تولید مطمئن برخوردارند. در مقابل، روابطی که بر فشار یکجانبه استوارند با کاهش تمایل تامینکنندگان به سرمایهگذاری در پروژههای آینده همراه شدهاند. در عصر فناوریهای پیچیده، این مساله میتواند مزیت رقابتی را بهطور کامل جابهجا کند.
پایداری و الزامات زیستمحیطی
از ابتدای سال میلادی جاری مقررات زیستمحیطی در بسیاری از کشورها سختگیرانهتر شده است. خودروسازان از تامینکنندگان خود گزارش دقیق درباره میزان انتشار کربن، منبع مواداولیه و شرایط تولید مطالبه میکنند. عدمانطباق با این الزامات میتواند به حذف از فهرست تامین منجر شود. از این رو، سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، بازیافت مواد و شفافیت زنجیره استخراج مواد معدنی به بخشی از تعهدات مشترک تبدیل شده است. پایداری دیگر یک گزینه تبلیغاتی نیست، بلکه شرط حضور در بازارهای بزرگ جهانی است.
سرمایهگذاری مشترک در آینده؛ هدف صنعت خودرو
بررسی تحولات سال جاری نشان میدهد که رابطه قطعهسازان و خودروسازان در جهان بر چهار پایه اصلی استوار شده است:
نخست، حرکت به سوی شراکتهای بلندمدت و راهبردی به جای قراردادهای کوتاهمدت قیمتی.
دوم، همکاری عمیق فناورانه و مشارکت در طراحی محصول.
سوم، مدیریت مشترک ریسکهای سیاسی، تجاری و لجستیکی.
چهارم، تعهد به پایداری و شفافیت در کل زنجیرهتامین.
در این چارچوب، موفقیت یک خودروساز بدون ثبات و سودآوری تامینکنندگان آن ممکن نیست. زنجیرهتامین خودرو در سال ۲۰۲۶ به یک اکوسیستم همبسته تبدیل شده است که در آن اعتماد، داده و نوآوری مهمترین سرمایهها هستند. برای کشورهایی که در پی ارتقای صنعتخودرو هستند، درک این الگو اهمیت حیاتی دارد. جهان از رابطه «سفارش و تحویل» عبور کرده و به مرحله «سرمایهگذاری مشترک در آینده» رسیده است؛ مرحلهای که در آن قطعهساز نه در حاشیه، بلکه در متن راهبرد صنعتی خودروساز قرار دارد.
بازتعریف رابطه خودروساز و قطعهساز در ایران
الگوی مسلط جهانی در سال جاری نشان میدهد زنجیرهتامین خودرو دیگر بر پایه فشار قیمتی و قراردادهای کوتاهمدت اداره نمیشود، بلکه بر محور شراکت راهبردی، تقسیم ریسک و همکاری فناورانه شکل گرفته است. اگر صنعتخودرو ایران در پی بقا و رقابتپذیری است، ناگزیر باید روابط میان خودروساز و قطعهساز را بر همین مبنا بازتعریف کند.
نخستین گام، اصلاح چارچوب قراردادی است. قراردادهای کوتاهمدت و وابسته به تصمیمات مقطعی، امکان سرمایهگذاری بلندمدت را از قطعهساز سلب میکند. الگوی مطلوب، قراردادهای چندساله با فرمول شفاف تعدیل قیمت بر اساس تغییرات مواد اولیه و نرخ ارز است.
چنین ساختاری پیشبینیپذیری ایجاد میکند و انگیزه توسعه فناوری را افزایش میدهد. دومین محور، حل معضل نقدینگی است. تاخیر در پرداخت مطالبات، زنجیره تولید را تضعیف میکند و هزینه مالی را بالا میبرد. در تجربه شرکتهایی مانند تویوتا، ثبات پرداخت و برنامهریزی دقیق تولید، ستون اعتماد میان طرفین بوده است. در ایران نیز بدون انضباط مالی و زمانبندی مشخص پرداخت، رابطهای پایدار شکل نخواهد گرفت. سوم، مشارکت در طراحی و توسعه محصول است. در بسیاری از پروژههای داخلی، قطعهساز پس از نهایی شدن طراحی وارد فرآیند میشود. درحالی که شرکتهایی مانند بوش از مرحله مهندسی اولیه در کنار خودروساز قرار دارند و همین امر به بهینهسازی هزینه و کیفیت منجر میشود. فعالسازی سازوکار «همطراحی» در ایران میتواند گامی جدی در جهت ارتقای فناوری داخلی باشد. چهارم، تقسیم ریسک به جای انتقال ریسک است.
نوسانات اقتصادی واقعیت امروز کشور است، اما انتقال کامل ریسک به قطعهساز ساختار رابطه را ناپایدار میکند. قراردادهای جدید باید سازوکار جبرانی مشخص برای تغییرات غیرمنتظره داشته باشند. درنهایت، شفافیت برنامه تولید و کاهش مداخلات دستوری، پیششرط شکلگیری رابطه صنعتی واقعی است. اگر قطعهساز از پیمانکار وابسته به شریک راهبردی تبدیل شود، کل زنجیره ارزش خودرو تقویت خواهد شد؛ تحولی که نه فقط به سود بنگاهها، بلکه به نفع اقتصاد صنعتی کشور است.
