بر این اساس، در این بخش از بازار قیمتها مدام تغییر میکند و مصرفکننده، بیپناهترین حلقه این زنجیره است. درنهایت نبود نظارت موثر و مستمر بر قیمت قطعات، نهتنها هزینه نگهداری خودرو را افزایش داده، بلکه اعتماد عمومی به این بازار را نیز تحتتاثیر قرار داده است. در شرایطی که تولید و عرضه خودرو با چالشهای متعددی روبهرو است، بازار خدمات پس از فروش و قطعاتیدکی باید نقش ضربهگیر را ایفا کند؛ اما آنچه امروز مشاهده میشود، نظارت ضعیف و مقطعی بر قیمت قطعات خودرو است.
نظارت مقطعی پیامدهایی فراتر از افزایش هزینهها دارد. وقتی قیمت یک قطعه مصرفی در بازهای کوتاه چندین بار تغییر میکند، برنامهریزی برای تعمیر و نگهداری خودرو دشوار میشود. عدماطمینان، رفتارهای احتیاطی را تشدید میکند؛ برخی فروشندگان به امید افزایش بیشتر قیمتها از عرضه خودداری میکنند و برخی مصرفکنندگان نیز بهخرید مازاد روی میآورند. نتیجه، بازاری ملتهب و غیرقابل پیشبینی است.
البته راهکار، بازگشت به قیمتگذاری دستوری و تعیین نرخهای غیرواقعی نیست. تجربه نشان داده است هرجا قیمت بدون توجه به هزینههای واقعی تولید و توزیع تعیین شده، زمینه برای شکلگیری بازار غیررسمی فراهم آمده است. آنچه امروز ضرورت دارد، «تنظیمگری هوشمند» است؛ نظارتی که با تکیه بر سامانههای شفافیت، رهگیری کالا از مبدأ تا مقصد و اعلام عمومی بازههای قیمتی، امکان سوءاستفاده را کاهش دهد.
ایجاد بانک اطلاعاتی از قیمت مصوب تولیدکننده، درج کد رهگیری روی قطعات و الزام واحدهای صنفی به اعلام شفاف قیمتها میتواند نخستین گام در این مسیر باشد. در کنار آن، تقویت رقابت سالم میان عرضهکنندگان رسمی، به تعدیل طبیعی قیمتها کمک خواهد کرد.
بازار لوازمیدکی خودرو، بهواسطه گستردگی و ارتباط مستقیم با زندگی روزمره مردم، نیازمند توجهی فراتر از نظارت مقطعی است. بازگشت نظم و شفافیت به این بازار، نه یک مطالبه صنفی، بلکه ضرورتی اقتصادی برای حفظ تعادل در زنجیره حملونقل کشور است.
