خبرنگار روزنامه دنیای خودرو در این باره نوشت :
اگر بخواهیم تنها با یک شاخص، وضعیت اقتصادی خانوارهای ایرانی را در سالهای اخیر ارزیابی کنیم، شاید بازار خودرو یکی از گویاترین شاخصها باشد. بازاری که روزگاری محل حضور خریداران واقعی بود و بسیاری از خانوادهها برای خرید نخستین خودرو یا تعویض خودرو قدیمی خود برنامهریزی میکردند، امروز به بازاری تبدیل شده است که بخش قابل توجهی از متقاضیان واقعی از آن کنار گذاشته شدهاند.
آنچه امروز در بازار خودرو مشاهده میشود، صرفاً افزایش قیمت یک کالا نیست؛ بلکه نشانهای از کاهش قدرت خرید، تضعیف طبقه متوسط و دشوارتر شدن دسترسی خانوارها به بسیاری از کالاهای بادوام است. در دهههای گذشته، خرید خودرو برای بسیاری از خانوادهها یک هدف اقتصادی دستیافتنی محسوب میشد. شاید افراد مجبور بودند چند سال پسانداز کنند یا از تسهیلات بانکی بهره بگیرند؛ اما در نهایت امکان رسیدن به این هدف وجود داشت.
امروز اما شرایط بهگونهای رقم خورده که حتی خودروهای اقتصادی نیز برای بخش قابل توجهی از جامعه به کالایی دور از دسترس تبدیل شدهاند. فاصله میان درآمد خانوار و قیمت خودرو به اندازهای افزایش یافته که بسیاری از مردم نه تنها توان خرید خودرو نو را ندارند، بلکه در بازار خودروهای کارکرده نیز با محدودیتهای جدی مواجه هستند.
این اتفاق صرفاً یک مسائل مرتبط با بازار خودرو نیست. هنگامی که یک خانواده توان خرید خودرو را از دست میدهد، در واقع بخشی از توان اقتصادی خود را از دست داده است. خودرو در اقتصاد امروز تنها یک وسیلهٔ نقلیه نیست. برای بسیاری از خانوارها، ابزاری برای اشتغال، تسهیل رفتوآمد، افزایش بهرهوری و حتی حفظ سطح رفاه زندگی محسوب میشود. بنابراین کاهش دسترسی به خودرو تنها یک مسئلهٔ مصرفی نیست، بلکه پیامدهای اقتصادی و اجتماعی گستردهای به همراه دارد.
واقعیت آن است که رکود فعلی بازار خودرو بیش از آنکه ناشی از کمبود تقاضا باشد، نتیجهٔ ضعف قدرت خرید است. متقاضی برای خرید وجود دارد، اما توان خرید وجود ندارد. میلیونها نفر همچنان خواهان خرید خودرو هستند، اما شکاف میان درآمد و قیمتها بهحدی رسیده که تقاضای بالقوه به تقاضای مؤثر تبدیل نمیشود. این همان نقطهای است که بسیاری از تحلیلها از آن غفلت میکنند.
گاهی تصور میشود با افزایش عرضه یا اجرای طرحهای فروش، مشکلات بازار حل خواهد شد؛ در حالی که ریشهٔ اصلی مسئله در جای دیگری قرار دارد. امروز صنعت خودرو کشور در شرایطی قرار گرفته که هم تولیدکننده و هم مصرفکننده ناراضی هستند. خودروساز از افزایش هزینههای تولید، کمبود نقدینگی و فشارهای مالی سخن میگوید. قطعهساز از مطالبات معوق، کمبود سرمایه در گردش و دشواری تأمین مواد اولیه گلایه دارد. در سوی دیگر نیز مصرفکننده با قیمتهایی مواجه است که تناسب چندانی با درآمد او ندارد. نتیجه این وضعیت آن است که هیچیک از اضلاع این زنجیره از شرایط موجود رضایت ندارند.
در سالهای اخیر بارها دربارهٔ افزایش تیراژ تولید خودرو صحبت شده است. بدون تردید رشد تولید یک ضرورت اقتصادی محسوب میشود و میتواند به کاهش هزینههای سربار و بهبود وضعیت صنعت کمک کند، اما نباید فراموش کرد که افزایش تولید بهتنهایی ضامن رونق بازار نیست. هر صنعتی برای ادامهٔ حیات نیازمند بازار مصرفی فعال و پویاست. اگر توان خرید مردم کاهش یابد، حتی افزایش تولید نیز نمیتواند رونق پایدار ایجاد کند. تجربهٔ بسیاری از صنایع نشان داده است که رشد تولید بدون تقویت تقاضای واقعی، در نهایت به انباشت مشکلات جدید منجر خواهد شد.
