درحالی که برخی این تصمیم را گامی در جهت افزایش عرضه و ایجاد رقابت در بازار میدانند، گروهی دیگر معتقدند تا زمانی که آییننامههای اجرایی، تعرفهها، نحوه شمارهگذاری، الزامات استاندارد و خدمات پس از فروش به طور کامل مشخص نشود، نمیتوان درباره آثار واقعی آن قضاوت کرد. تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده است که بازار خودرو بیش از آنکه از اجرای سیاستها تاثیر بپذیرد، از اخبار و انتظارات روانی اثر میگیرد؛ موضوعی که در بسیاری از موارد، به سود واسطهها و زیان مصرفکنندگان واقعی تمام شده است. از سوی دیگر، کارشناسان بر این باورند که موفقیت هر سیاست در بازار خودرو، تنها به تصویب آن وابسته نیست، بلکه شفافیت در اجرا، ثبات در تصمیمگیری و اعتمادسازی برای مردم، نقش تعیینکنندهای در نتیجه نهایی خواهد داشت.
سعید موتمنی در گفتوگو با «دنیای خودرو» مطرح کرد: «بازار خودرو در شرایط فعلی بیش از هر زمان دیگری تحتتاثیر اخبار و فضای روانی قرار دارد و تا زمانی که جزئیات ورود خودروهای منطقه آزاد و ویژه اقتصادی به صورت شفاف اعلام نشود، هرگونه تحلیل درباره کاهش یا افزایش قیمتها زودهنگام است و تصمیمگیری مردم بر پایه شایعات میتواند زیانهای جبرانناپذیری به همراه داشته باشد.»
دولت با هدف ایجاد تعادل در بازار، موضوع ورود خودروهای منطقه آزاد و ویژه اقتصادی به سرزمین اصلی را مطرح کرده است. با توجه به تجربه سیاستهای مشابه در سالهای گذشته، آیا این تصمیم میتواند به تنظیم بازار منجر شود یا درنهایت تنها یک اثر روانی کوتاهمدت خواهد داشت؟ تحقق اهداف این طرح را به چه پیششرطهایی وابسته میدانید؟
این طرح در صورتی میتواند به تنظیم بازار کمک کند که صرفا در حد یک خبر یا تصمیم مقطعی باقی نماند و با آییننامهای شفاف، قابل اجرا و بدون ابهام همراه باشد. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که هر زمان دولت تصمیمی را بدون مشخص بودن جزئیات اجرایی اعلام کرده، بازار ابتدا واکنش روانی نشان داده اما پس از مدتی دوباره به شرایط قبل بازگشته است. بنابراین نباید انتظار داشت صرف اعلام ورود خودروهای منطقه آزاد، قیمتها را به شکل محسوسی کاهش دهد. از سوی دیگر، میزان تاثیرگذاری این طرح به تعداد خودروهای مشمول، نحوه محاسبه حقوق و عوارض، شرایط شمارهگذاری، امکان نقلوانتقال، خدمات پس از فروش و حتی سرعت اجرای آن بستگی دارد. اگر این متغیرها بهدرستی مدیریت شوند، میتوان انتظار داشت که بازار خودروهای وارداتی و حتی بخشی از خودروهای مونتاژی به سمت رقابتیتر شدن حرکت کند. اما اگر اجرای طرح با محدودیتهای متعدد همراه باشد، اثر آن بیشتر روانی خواهد بود تا عملی.
این روزها شاهد هستیم که حتی پیش از نهایی شدن آییننامهها، برخی افراد اقدام به خرید و فروش امتیاز یا حتی دریافت بیعانه برای خودروهای منطقه آزاد کردهاند. این رفتار چه پیامی درباره ساختار بازار خودرو ایران دارد و چرا بازار ما تا این اندازه در برابر اخبار و شایعات آسیبپذیر است؟
خرید و فروش امتیاز یا دریافت بیعانه پیش از نهایی شدن مقررات، نشان میدهد که بازار خودرو هنوز از نبود شفافیت رنج میبرد. در بازاری که اطلاعات رسمی دیر منتشر میشود، شایعه جای اطلاعرسانی را میگیرد و همین موضوع زمینه فعالیت واسطهها را فراهم میکند. متاسفانه در چنین فضایی، برخی افراد از نگرانی یا هیجان مردم برای کسب سود استفاده میکنند. علت اصلی آسیبپذیری بازار خودرو در برابر اخبار، فاصله میان عرضه و تقاضا و همچنین بیثباتی سیاستگزاری است. مردم تجربه کردهاند که برخی تصمیمات ناگهانی در گذشته موجب افزایش قیمتها شده است؛ بنابراین به محض انتشار هر خبر جدید، برای جلوگیری از عقب ماندن از بازار واکنش نشان میدهند. این رفتار اگرچه قابل درک است، اما درنهایت به تشدید التهاب بازار کمک میکند.
اگر این طرح اجرایی شود، بیشترین تاثیر آن بر کدام بخش بازار خواهد بود؛ خودروهای داخلی، مونتاژی، وارداتی صفر کیلومتر یا بازار خودروهای کارکرده؟ آیا ممکن است برخی بخشهای بازار برخلاف تصور عمومی حتی با افزایش قیمت مواجه شوند؟
به نظر میرسد بیشترین تاثیر این طرح ابتدا بر بازار خودروهای وارداتی کارکرده و سپس بر خودروهای مونتاژی خواهد بود؛ زیرا این خودروها از نظر قیمت و سطح امکانات به خودروهای منطقه آزاد نزدیکتر هستند. اما انتظار کاهش گسترده قیمت خودروهای داخلی چندان واقعبینانه نیست؛ زیرا قیمت این خودروها بیش از هر عامل دیگری تحتتاثیر هزینههای تولید، نرخ ارز، سیاستهای قیمتگذاری و میزان عرضه کارخانهها قرار دارد. حتی ممکن است برخی خودروهای خاص که امکان واردات مشابه آنها وجود ندارد یا تقاضای بالایی دارند، برخلاف تصور عمومی با افزایش قیمت نیز مواجه شوند. بههمین دلیل نمیتوان یک نسخه واحد برای کل بازار پیچید و باید هر بخش را بهصورت مستقل بررسی کرد.
برخی معتقدند ورود خودروهای منطقه آزاد میتواند آغازگر شکستن انحصار در بازار خودرو باشد، اما گروهی دیگر میگویند تعداد این خودروها آنقدر محدود است که تاثیر محسوسی بر رقابت نخواهد داشت. ارزیابی شما از این دو دیدگاه چیست؟
ورود خودروهای منطقه آزاد به تنهایی به معنای شکستن انحصار نیست. شکستن انحصار زمانی اتفاق میافتد که جریان واردات بهصورت مستمر، رقابتی و با حجم مناسب ادامه داشته باشد. اگر تعداد خودروهای واردشده محدود باشد یا شرایط ورود آنها بسیار سختگیرانه تعیین شود، تاثیر این طرح بر ساختار بازار چندان محسوس نخواهد بود. با این حال، همین اقدام میتواند یک پیام مثبت برای بازار داشته باشد و نشان دهد که سیاستگزار به دنبال افزایش رقابت است. اگر این مسیر در آینده با تسهیل واردات و حذف موانع غیرضروری ادامه پیدا کند، میتوان امیدوار بود که فضای رقابتی در صنعتخودرو تقویت شود.
در صورت آزاد شدن ورود این خودروها، چه چالشهایی در حوزه خدمات پس از فروش، تامین قطعات، استانداردها، بیمه، شمارهگذاری و ارزشگذاری خودروهای دستدوم ایجاد خواهد شد؟ آیا زیرساخت لازم برای مدیریت این بازار وجود دارد؟
یکی از مهمترین چالشها، خدمات پس از فروش و تامین قطعات است. بسیاری از خودروهای موجود در مناطق آزاد تاکنون شبکه خدمات رسمی در سرزمین اصلی نداشتهاند و در صورت ورود گسترده، باید برای تعمیر، تامین قطعات و آموزش نیروهای فنی برنامهریزی شود. علاوهبر این، موضوع استانداردها، شمارهگذاری، بیمه، ارزشگذاری خودروهای کارکرده و نحوه نقلوانتقال نیز باید پیش از اجرا تعیینتکلیف شود. اگر این زیرساختها فراهم نباشد، ممکن است بازار با مشکلات جدیدی روبهرو شود که هزینه آن را درنهایت مصرفکننده پرداخت خواهد کرد.
در سالهای اخیر بارها شاهد بودهایم که سیاستهای مقطعی، به جای کاهش التهاب، خود به عاملی برای افزایش سفتهبازی تبدیل شدهاند. چه اقداماتی باید همزمان با اجرای این طرح انجام شود تا منافع آن به مصرفکننده واقعی برسد و نه دلالان؟
برای جلوگیری از سودجویی، نخستین اقدام باید شفافسازی کامل مقررات و زمانبندی اجرای طرح باشد. هرچه فاصله میان اعلام سیاست و اجرای آن کمتر باشد، فرصت سوءاستفاده نیز کاهش مییابد. همچنین لازم است با تبلیغات گمراهکننده، دریافت بیعانههای غیرقانونی و معاملات مبتنی بر شایعه برخورد جدی صورت گیرد. از سوی دیگر، نظارت بر سامانههای خرید و فروش، اطلاعرسانی مستمر و حذف تصمیمات متناقض، از جمله اقداماتی است که میتواند منافع این طرح را به مصرفکننده واقعی برساند و مانع از شکلگیری موج جدیدی از سفتهبازی شود.
اگر امروز یک خانواده با هدف مصرف شخصی قصد خرید خودرو داشته باشد، با توجه به ابهامات موجود، توصیه شما چیست؟ آیا خرید را به تعویق بیندازد یا تصمیم خود را بر اساس نیاز واقعی عملی کند؟
اگر خرید خودرو برای یک خانواده صرفا جنبه مصرفی دارد و نیاز آنها فوری است، نباید تصمیم خود را فقط بر اساس اخبار مربوط به این طرح به تعویق بیندازند؛ زیرا هنوز زمان اجرا و آثار واقعی آن مشخص نیست. اما اگر خرید جنبه سرمایهگذاری دارد، بهتر است تا روشن شدن جزئیات آییننامه و واکنش واقعی بازار صبر کنند. در هر صورت، توصیه این است که مردم از تصمیمهای احساسی و اعتماد به شایعات پرهیز کنند. بازار خودرو در سالهای اخیر بارها نشان داده است که تصمیمهای مبتنی بر هیجان، معمولا به سود واسطهها و به زیان مصرفکننده واقعی تمام میشود.
