خریدارانی که تا چند سال پیش بهراحتی میتوانستند یک خودرو جدید را با اقساط قابلمدیریت تهیه کنند، اکنون با شرایطی روبهرو هستند که هر تصمیم مالی را به یک محاسبه دقیق تبدیل میکند.
در چنین فضایی، صنعتخودرو نیز با چالشهای تازهای مواجه شده است. افزایش هزینههای تولید، محدودیتهای زنجیرهتامین و رقابت شدید میان برندها باعث شده قیمتها در سطحی باقی بماند که برای بسیاری از خریداران قابل تحمل نیست. از سوی دیگر، بانکها و موسسات مالی با سختگیری بیشتر در اعطای وام، عملا دسترسی به اعتبار را محدود کردهاند؛ موضوعی که فشار را بر خریداران کمدرآمد و متوسط بیشتر میکند. این شرایط، بازار خودروهای کارکرده را نیز تحتتاثیر قرار داده و نوسانات قیمت در این بخش، تصمیمگیری را دشوارتر کرده است.
در کنار این تحولات، روندهای اجتماعی نیز نقش مهمی ایفا میکنند. بسیاری از خانوارها که در سالهای گذشته بهدلیل دورکاری یا کاهش رفتوآمد توانسته بودند هزینههای حملونقل را مدیریت کنند، اکنون با بازگشت کامل فعالیتها بهروال عادی، دوباره به خودرو وابسته شدهاند.
این وابستگی در شرایطی شکل گرفته که هزینه مالکیت خودرو (از بیمه گرفته تا تعمیرات و سوخت) به بالاترین سطح خود در سالهای اخیر رسیده است. این مجموعهعوامل، تصویری پیچیده از بازار خودرو ترسیم میکند؛ بازاری که در آن فشار اقتصادی، تغییر رفتار مصرفکننده و سیاستهای مالی همزمان در حال اثرگذاری هستند. در چنین شرایطی، هر تحول جدید میتواند پیامدهای گستردهای برای صنعتخودرو، خانوارها و حتی اقتصاد کلان داشته باشد.
وقتی وامها نیز کمارزش میشوند
دادههای جدید نشان میدهد فشار مالی ناشی از قیمت بالای خودروها و وامهای طولانیمدت اکنون بهمرحلهای رسیده که بودجه بسیاری از خانوارها را تحتفشار قرار داده است.
صنعت خودرو سالها بر «قسط ماهانه» تمرکز داشت و نه بر قیمت واقعی خودرو؛ اما اکنون نتیجه این رویکرد آشکار شده است. مشتریان درمجموع حدود ۱.۷ تریلیوندلار بدهی خودرو دارند و نرخ بازپسگیری خودروها بهسطحی رسیده که آخرینبار در دوران رکود بزرگ ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ دیده شده بود. در این میان، شرکتهای مالی بیش از هر زمان دیگری مجبورند خودروهایی را پس بگیرند که مالکانشان دیگر توان ادامه پرداخت اقساط را ندارند.
این وضعیت نه نتیجه عملکرد صنعت بازپسگیری است، نه ناشی از وامدهی بیمحابا و نه صرفا تقصیر خریداران؛ بلکه حاصل یک فشار اقتصادی گسترده است. تحقیقی تازه از نشریه «نیویورکر» مجموعهای از روایتهای انسانی و تلخ درباره بازپسگیری خودروها ارائه میدهد؛ اما فراتر از این داستانها، روند کلی کاملا اقتصادی است.
طبق این گزارش، تنها دو نفر از هر ده خریدار خودرو نو و چهار نفر از هر ده خریدار خودرو کارکرده قادرند خودرو را نقدی خریداری کنند؛ یعنی اکثریت مطلق خریداران ناچار به استفاده از وام هستند. این موضوع با توجه به اینکه میانگین قیمت خودرو نو در سال گذشته از ۵۰ هزار دلار عبور کرده، قابل درک است.
از سال ۲۰۱۹ تاکنون، میانگین قسط ماهانه خودرو حدود ۳۰۰ دلار افزایش یافته و همین رشد، بسیاری از خانوارها را در آستانه ناتوانی مالی قرار داده است.
وامهای طولانیتر، پرداختیهای بیشتر
افزایش هزینههای مالکیت خودرو اکنون درحال تغییر دادن ساختار بازار است. حدود یک نفر از هر پنج خریدار خودرو نو در آمریکا امروز با قسط ماهانه بالای هزار دلار روبهرو است؛ رقمی که تا چند سال پیش غیرمعمول بود. همزمان، موسسات مالی همچنان وامهایی با دورههای ۹۶ ماهه ارائه میکنند؛ وامهایی ۸ ساله که زمانی بسیار نادر بودند، اما اکنون به گزینهای رایج تبدیل شدهاند؛ زیرا مصرفکنندگان تلاش میکنند خودروهای گرانقیمت را «قابل خرید» جلوه دهند.
یکی از فعالان باسابقه صنعت بازپسگیری در گفتوگو با «نیویورکر» گفته است: «کاری میکنند وارد معامله شوی؛ چه توان پرداخت داشته باشی چه نداشته باشی.» این جمله خلاصهای از وضعیتی است که بسیاری از خریداران را در تنگنای مالی قرار داده است.
طولانیکردن دوره وام البته هزینه مالکیت را کاهش نمیدهد؛ در اغلب موارد آن را افزایش میدهد. در کنار این، حق بیمههای بیمه خودرو نیز بالا رفتهاند. هزینه تعمیرات افزایش یافته و قیمت قطعات بیشتر شده است. قیمت سوخت نیز همچنان بیثبات است و بهدلیل جنگ ایران، احتمالا برای چند ماه آینده در سطح بالا باقی خواهد ماند؛ در برخی مناطق قیمت بنزین اخیرا از ۵ دلار برای هر گالن عبور کرده و قیمت دیزل حتی بالاتر است.
در چنین شرایطی، وقتی بودجه خانوارها تحت فشار قرار میگیرد، حتی کسانی که در ابتدا واجد شرایط دریافت وام بودهاند نیز ممکن است در ادامه با مشکل مواجه شوند. این مجموعهعوامل باعث شده فشار مالی بر خریداران خودرو بهسطحی برسد که بسیاری از آنها دیگر قادر به ادامه پرداخت نیستند؛ روندی که اکنون در آمارهای بازپسگیری خودروها بهوضوح دیده میشود.
