پیمان مولوی

کاهش ارزش پول ملی، تورم مزمن، محدودیت واردات، نبود رقابت کافی و فاصله میان عرضه و تقاضا باعث شده خودرو برای بسیاری از مردم به ابزاری برای حفظ ارزش سرمایه تبدیل شود

سال‌هاست خودرو در اقتصاد ایران از یک وسیله مصرفی برای جابه‌جایی، به یکی از مهم‌ترین دارایی‌های قابل معامله تبدیل شده است؛ تغییری که نه‌تنها رفتار خریداران را تغییر داده، بلکه ساختار بازار خودرو را نیز تحت‌تاثیر قرار داده است. در بسیاری از اقتصادهای جهان، خودرو کالایی مصرفی محسوب می‌شود که با گذشت زمان ارزش آن کاهش پیدا می‌کند و مصرف‌کننده برای دسترسی به‌مدل جدیدتر، خودرو قبلی خود را جایگزین می‌کند. اما در ایران، شرایط متفاوت است. کاهش ارزش پول ملی، تورم مزمن، محدودیت واردات، نبود رقابت کافی و فاصله میان عرضه و تقاضا باعث شده خودرو برای بسیاری از مردم به ابزاری برای حفظ ارزش سرمایه تبدیل شود؛ به‌گونه‌ای که خرید خودرو دیگر فقط یک تصمیم مصرفی نیست و گاهی به یک تصمیم اقتصادی برای حفظ قدرت خرید تبدیل شده است. این تغییر جایگاه، پرسش مهمی را ایجاد می‌کند؛ آیا سرمایه‌ای شدن خودرو صرفا نتیجه تورم است یا سیاست‌های اقتصادی و محدودیت‌های بازار نیز در شکل‌گیری این وضعیت نقش داشته‌اند؟ آیا می‌توان با اصلاح سیاست‌های تجاری و ایجاد رقابت، خودرو را دوباره به یک کالای مصرفی تبدیل کرد؟

برای بررسی این موضوع، با پیمان مولوی، اقتصاددان، درباره ریشه‌های سرمایه‌ای شدن خودرو، نقش محدودیت‌های وارداتی و امکان بازگشت این بازار به شرایط طبیعی گفت‌وگو کرده‌ایم.

چرا خودرو از کالای مصرفی به کالای سرمایه‌ای تبدیل شد؟

خودرو در سال‌های اخیر از کالایی که ماهیتا مصرفی بود، به کالایی سرمایه‌ای تبدیل شده است. در شرایطی که تورم افسارگسیخته ادامه دارد، بسیاری از مردم خرید خودرو را نه فقط برای استفاده، بلکه برای حفظ ارزش پول خود انجام می‌دهند. پرسش اصلی این است که آیا اساسا راهکاری وجود دارد که یک کالا دوباره به جایگاه مصرفی خود بازگردد؟ به‌ویژه درباره خودرو، آیا امکان بازگشت این محصول به جایگاه اصلی خود وجود دارد؟

مولوی درپاسخ به این پرسش معتقد است که هر کالایی صرفا به‌دلیل افزایش قیمت، تبدیل به کالای سرمایه‌ای نمی‌شود. او توضیح می‌دهد: «درحال حاضر خودرو کالای سرمایه‌ای شده است؛ اما باید به یک نکته توجه کنیم. هر کالایی صرفا به‌دلیل افزایش قیمت، تبدیل به کالای سرمایه‌ای نمی‌شود. سوال این‌جاست که آیا پارچه کالای سرمایه‌ای شده است؟ آیا ساعت کاسیو کالای سرمایه‌ای شده است؟»

به گفته این اقتصاددان، اگر صرفا تورم باعث سرمایه‌ای شدن کالاها می‌شد، باید امروز تمام کالاهای موجود در اقتصاد چنین ویژگی‌ای پیدا می‌کردند؛ اما واقعیت این است که چنین اتفاقی برای همه کالاها رخ نداده است. وی ادامه می‌دهد: «موضوع اصلی این است که وقتی یک کالا در اقتصاد با محدودیت عرضه مواجه می‌شود و در مقابل، تقاضا برای آن همچنان وجود دارد، شرایط تغییر می‌کند. در این وضعیت، یک کالای مصرفی می‌تواند به تدریج نقش یک دارایی را پیدا کند.»

چرا برخی کالاها سرمایه‌ای نمی‌شوند، اما خودرو می‌شود؟

یکی از بخش‌های مهم این گفت‌وگو به تفاوت میان افزایش قیمت کالاها و سرمایه‌ای شدن آن‌ها مربوط می‌شود. در شرایط تورمی، بسیاری از کالاها گران می‌شوند؛ اما هر افزایش قیمتی به معنای تبدیل شدن یک کالا به دارایی سرمایه‌ای نیست.

مولوی در توضیح این موضوع ابتدا پرسشی را مطرح می‌کند با این مضمون: «من یک سوال از شما دارم؛ آیا پارچه کالای سرمایه‌ای است؟»

درپاسخ به این پرسش، این نکته مطرح می‌شود که پارچه برای مصرف‌کننده عادی یک کالای سرمایه‌ای محسوب نمی‌شود، اما ممکن است برای یک فعال اقتصادی یا کاسب چنین نقشی پیدا کند؛ چراکه یک فروشنده ممکن است با خرید کالا، افزایش نرخ ارز یا تورم را در نظر بگیرد و در آینده آن را با قیمت بالاتری به‌فروش برساند. مولوی در ادامه این تفاوت را یادآوری می‌کند که این رفتار مربوط به‌همان فعال اقتصادی است و نمی‌توان آن را به‌عموم جامعه تعمیم داد. به بیان دیگر، خرید یک کالا با هدف تجارت و کسب سود، با سرمایه‌ای شدن آن کالا برای عموم مردم تفاوت دارد. او سپس مثال دیگری مطرح می‌کند و درباره ساعت کاسیو می‌پرسد که آیا چنین کالایی نیز سرمایه‌ای محسوب می‌شود یا خیر؟ در این بخش، این نکته مطرح می‌شود که در شرایط تورمی، بسیاری از مردم تصور می‌کنند تقریبا هر کالایی می‌تواند نقش حفظ ارزش پول پیدا کند؛ زیرا ممکن است فردی امروز کالایی بخرد و سال آینده با فروش آن، امکان خرید مدل بالاتری را داشته باشد.

با این حال، مولوی معتقد است این موضوع ناشی از تورم عمومی اقتصاد است، نه ویژگی سرمایه‌ای آن کالا. به‌گفته او، تفاوت مهمی میان کالایی مانند ساعت کاسیو و کالاهایی مانند ساعت‌های لوکس وجود دارد. او توضیح می‌دهد: «ساعت‌هایی مثل رولکس این‌گونه هستند؛ نه هر ساعتی. کسی ساعت کاسیو را برای افزایش قیمت و سرمایه‌گذاری نمی‌خرد.»

از نگاه این اقتصاددان، برخی کالاها به‌دلیل ویژگی‌هایی مانند کمیابی، برند بودن، محدود بودن عرضه یا جایگاه خاص در بازار، می‌توانند واقعا نقش سرمایه‌ای پیدا کنند؛ همان‌طور که برخی ساعت‌های لوکس مانند رولکس در بسیاری از بازارها علاوه‌بر مصرف، به‌عنوان یک دارایی نیز خرید و فروش می‌شوند. اما درباره خودرو در ایران، مساله متفاوت است. مولوی معتقد است خودرو به‌دلیل ماهیت خود تبدیل به کالای سرمایه‌ای نشده، بلکه شرایطی که در بازار ایجاد شده، این تغییر رفتار را رقم زده است. به‌گفته او، زمانی که برای واردات یک کالا محدودیت ایجاد می‌شود و این محدودیت سال‌ها ادامه پیدا می‌کند، ترکیب کاهش عرضه، وجود تقاضا و نبود گزینه‌های جایگزین باعث می‌شود یک کالای مصرفی به‌تدریج نقش سرمایه‌ای پیدا کند. مولوی دراین‌باره می‌گوید: «وقتی برای واردات یک کالا محدودیت ایجاد می‌کنید و این محدودیت سال‌ها ادامه پیدا می‌کند، به‌خصوص در مورد کالاهایی مانند لوازم‌خانگی و مخصوصا خودرو، به‌دلیل کمبودی که در اقتصاد ایجاد می‌شود و از طرف دیگر محدودیت واردات و وجود تقاضا، خودتان با دست خودتان آن کالا را به‌کالای سرمایه‌ای تبدیل می‌کنید.» بر این اساس، از نگاه مولوی، تفاوت اصلی خودرو با بسیاری از کالاهای دیگر در ایران، نه در خود محصول، بلکه در ساختار بازار است؛ بازاری که در آن محدودیت عرضه باعث شده مصرف‌کننده خودرو را نه فقط برای استفاده، بلکه به‌عنوان ابزاری برای حفظ ارزش پول خریداری کند.

کمبود مصنوعی چگونه به بازار خودرو جهت داد؟

یکی از محورهای اصلی این گفت‌وگو، نقش کمبود عرضه در تغییر رفتار بازار خودرو است. پرسش اصلی این است که آیا تورم به‌تنهایی باعث سرمایه‌ای شدن خودرو شده یا محدودیت‌های عرضه نیز در این روند نقش داشته‌اند؟

مولوی معتقد است تورم و کمبود دو موضوع جدا از یکدیگر هستند. او می‌گوید: «این‌که به دلیل تورم قیمت‌ها بالا می‌رود، یک بحث است؛ اما این‌که کمبود وجود دارد، بحث دیگری است. اگر واردات آزاد باشد و کالا به‌اندازه کافی در بازار وجود داشته باشد، دیگر سرمایه‌ای نمی‌شود.»

این اقتصاددان تاکید می‌کند: «این کمبود در بازار خودرو یک کمبود تصنعی است؛ یعنی با محدودیت واردات، محدودیت در تامین ارز، محدودیت در ورود انواع مختلف خودروها و ایجاد موانع متعدد، به‌صورت مصنوعی شکل گرفته است.» به گفته مولوی، نتیجه این شرایط را می‌توان در قیمت خودروهای قدیمی مشاهده کرد. او توضیح می‌دهد: «به‌همین دلیل می‌بینید که قیمت خودروهای قدیمی، به‌عنوان مثال مدل‌های ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸، در بازار ایران بعضا از نمونه‌های مشابه خارجی هم گران‌تر شده است. دلیل آن همین بازار تصنعی است.» وی اضافه می‌کند: «رتبه آزادی تجارت خارجی ایران ۱۶۵ از ۱۶۵ و رتبه آزادی اقتصادی ایران ۱۶۱ از ۱۶۵ است و خروجی این وضعیت، همین شرایطی است که امروز شاهد آن هستیم.»

آیا آزادسازی واردات می‌تواند خودرو را دوباره مصرفی کند؟

یکی از پرسش‌های اصلی این گفت‌وگو این است که اگر محدودیت‌های موجود حذف شود، آیا خودرو دوباره می‌تواند به یک کالای مصرفی تبدیل شود یا تغییر رفتار مصرف‌کنندگان دائمی شده است؟

مولوی در پاسخ می‌گوید: اگر هر کسی بتواند با ارز حاصل از صادرات خودش یا از هر مسیر قانونی، بدون محدودیت خودرو وارد کند و همه محدودیت‌ها برداشته شود، اگر تعرفه‌ها هم حذف شوند و به‌صفر برسند، به نظر من ظرف سه ماه قیمت خودرو در ایران با قیمت کشورهای اطراف تقریبا یکسان خواهد شد.» او معتقد است ایجاد امکان واردات و افزایش عرضه، مهم‌ترین عامل برای بازگشت بازار به تعادل است؛ زیرا در یک بازار رقابتی، کالا به دلیل کمیابی ارزش غیرواقعی پیدا نمی‌کند.

تعرفه‌های سنگین؛ حمایت از تولید یا عامل گرانی؟

در ادامه این گفت‌وگو، موضوع تعرفه‌های سنگین واردات خودرو مطرح شد. در شرایطی که تعرفه برخی خودروهای بنزینی حتی به ۱۶۰ درصد می‌رسد، این پرسش وجود دارد که آیا چنین سیاستی واقعا به توسعه صنعت‌خودرو کمک می‌کند یا باعث افزایش فاصله قیمتی و محدود شدن انتخاب مشتری شده است؟ مولوی در پاسخ می‌گوید: «اگر کالایی را تولید نمی‌کنید، چرا باید برای ورود آن محدودیت ایجاد کنید؟»

او معتقد است حمایت از تولید داخلی زمانی معنا دارد که به افزایش کیفیت، کاهش هزینه تولید و افزایش توان رقابت منجر شود.

تجربه جهانی؛ رقابت چگونه بازار خودرو را اصلاح می‌کند؟

در بخش دیگری از این گفت‌وگو، موضوع تجربه کشورهای دیگر در زمینه واردات خودرو مطرح شد. این پرسش مطرح شد که آیا در جهان کشورهایی وجود دارند که کالاهایی مانند خودرو را با تعرفه صفر یا بسیار پایین وارد کنند؟

مولوی در پاسخ توضیح می‌دهد: «بسیاری از کشورهای جهان، به‌ویژه کشورهایی که در سطح متوسط توسعه قرار دارند، اگر کالایی را تولید نکنند، آن را با تعرفه صفر یا تعرفه بسیار پایین وارد می‌کنند.» او ادامه می‌دهد: «در بسیاری از کشورها بیشتر مدل‌های خودرو در بازار حضور دارند؛ از خودروهای آمریکایی گرفته تا مدل‌های چینی. رقابت میان خودروسازان در بازار، درنهایت به نفع مشتری تمام می‌شود.» به گفته این اقتصاددان، حضور برندهای مختلف در یک بازار رقابتی باعث می‌شود خودروسازان برای حفظ مشتری، کیفیت را افزایش دهند و قیمت‌ها را کنترل کنند.

جمع‌بندی؛ بازگشت خودرو به جایگاه مصرفی چه زمانی ممکن است؟

آنچه از صحبت‌های پیمان مولوی برمی‌آید این است که سرمایه‌ای شدن خودرو در ایران بیش از آن‌که ناشی از ویژگی ذاتی این کالا باشد، نتیجه شرایط اقتصادی و سیاست‌های حاکم بر بازار است. در این نگاه، محدودیت عرضه، کاهش رقابت و نااطمینانی اقتصادی باعث شده خودرو از یک محصول مصرفی فاصله بگیرد و به ابزاری برای حفظ ارزش پول تبدیل شود. با این حال، بازگشت خودرو به جایگاه مصرفی تنها با تغییر یک سیاست امکان‌پذیر نیست. آزادسازی واردات، افزایش رقابت، کاهش موانع تجاری و ایجاد ثبات اقتصادی باید هم‌زمان اتفاق بیفتد. زمانی خودرو دوباره به یک کالای مصرفی تبدیل خواهد شد که مردم آن را برای استفاده خریداری کنند، نه برای فرار از کاهش ارزش پول.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha