صنعتخودرو در حال عبور از دورهای است که در آن ارزش یک خودرو عمدتا با موتور، جعبهدنده، بدنه و مجموعهای از قطعات مکانیکی سنجیده میشد. توسعه سامانههای کمکراننده پیشرفته و حرکت تدریجی صنعت به سمت خودروهای خودران، تعریف قطعه و قطعهساز را نیز تغییر داده است. خودروهای جدید برای درک محیط پیرامون، تصمیمگیری و واکنش به شرایط رانندگی، به مجموعهای از حسگرها، دوربینها، سامانههای راداری، پردازندههای پرقدرت، تجهیزات ارتباطی و نرمافزارهای پیچیده نیاز دارند؛ بنابراین سهم قطعات الکترونیکی و نرمافزاری در ارزش خودرو رو به افزایش است. این تغییر تنها یک تحول در محصول نهایی نیست، بلکه ساختار زنجیرهتامین را نیز تحتتاثیر قرار داده است. گزارشهای مککینزی نشان میدهد بازار جهانی نرمافزار و تجهیزات الکترونیکی خودرو میتواند تا میانه دهه آینده به حدود ۵۱۹ میلیارددلار برسد؛ رشدی که بهمراتب سریعتر از رشد کلی بازار خودرو خواهد بود. این موسسه همچنین تاکید دارد که خودروهای متکی بر نرمافزار، سامانههای خودران، برقیسازی و اتصال خودرو بهشبکه، فرصتهای تازهای برای تامینکنندگان ایجاد میکنند. از سوی دیگر، گزارش گروه مشاوره بوستون درباره تامینکنندگان صنعتخودرو نشان میدهد که شرکتهای قطعهساز در حال بازتعریف سبد محصولات و سرمایهگذاری خود برای ورود به حوزههای الکترونیک، نرمافزار و فناوریهای پیشرفته هستند. در چنین شرایطی، قطعهساز سنتی با یک انتخاب مهم مواجه است؛ یا باید خود را با معماری جدید خودرو تطبیق دهد و به سمت تولید قطعات هوشمند و سامانههای الکترونیکی حرکت کند، یا بخشی از بازار آینده را به شرکتهای فناوری واگذار خواهد کرد.
پایان قطعهسازی سنتی یا آغاز یک دوره تازه؟
خودروهای خودران به معنای حذف قطعهساز نیستند؛ بلکه نیازهای جدیدی برای صنعت قطعه ایجاد میکنند. تفاوت اصلی در این است که در خودروهای سنتی، بخش بزرگی از ارزش زنجیرهتامین در قطعات مکانیکی متمرکز بود، اما در خودروهای هوشمند، بخش بیشتری از ارزش به توانایی خودرو در دریافت اطلاعات، پردازش داده و تصمیمگیری مربوط میشود. برای نمونه، یک خودرو مجهز به سامانههای پیشرفته رانندگی باید بتواند خودروهای اطراف، عابرپیاده، موانع، خطوط جاده و شرایط محیطی را تشخیص دهد. این فرآیند به دوربین، رادار، حسگرهای مختلف و در سطوح بالاتر به حسگرهای لیزری نیاز دارد. اما وجود حسگر به تنهایی کافی نیست؛ اطلاعات دریافتی باید در زمان بسیار کوتاه پردازش و بهتصمیم قابل اجرا تبدیل شود. بههمین دلیل، پردازندههای خودرویی به یکی از مهمترین حلقههای زنجیرهتامین تبدیل شدهاند. بررسی «اساندپی گلوبال» نشان میدهد تقاضای صنعتخودرو برای تراشه دیگر یک مشکل مقطعی ناشی از کمبود نیست، بلکه به یک وابستگی ساختاری تبدیل شده است. این موسسه همچنین تاکید دارد رشد خودروهای برقی، سامانههای کمکراننده و معماریهای جدید الکترونیکی، تقاضا برای تراشههای پیشرفته و حافظههای خودرویی را تغییر داده است. این تحول برای قطعهسازان به معنای تغییر تعریف محصول است. یک شرکت تولیدکننده قطعات الکتریکی که در گذشته تنها سیمکشی خودرو را تولید میکرد، اکنون میتواند وارد حوزه شبکه ارتباطی خودرو، واحدهای کنترل الکترونیکی و تجهیزات انتقال داده شود. تولیدکننده قطعات بدنه نیز ممکن است بهسمت ساخت مجموعههایی برود که محل نصب حسگرها و دوربینها هستند و دقت آنها بر عملکرد سامانههای ایمنی تاثیر مستقیم دارد. بنابراین، خودران شدن خودروها الزاما تعداد قطعات را کاهش نمیدهد؛ بلکه ترکیب آنها را تغییر میدهد.
حسگرها؛ بازار جدید قطعهسازان
یکی از مهمترین فرصتهای ایجادشده در زنجیرهتامین، افزایش تقاضا برای انواع حسگرهاست. خودرو برای شناخت محیط پیرامون خود به اطلاعاتی نیاز دارد که از چند منبع مختلف دریافت میشوند. دوربینها برای تشخیص علائم، خطوط جاده، عابران و خودروها مورد استفاده قرار میگیرند. رادار میتواند فاصله و سرعت اشیا را اندازهگیری کند و حسگرهای لیزری نیز تصویری دقیقتر از محیط پیرامون خودرو ترسیم میکنند. ترکیب اطلاعات این تجهیزات باعث میشود خودرو بتواند شرایط اطراف را با دقت بیشتری تحلیل کند. همین موضوع، فرصت بزرگی برای شرکتهای قطعهساز ایجاد میکند. درواقع زنجیرهتامین آینده تنها به تولید یک قطعه محدود نخواهد بود، بلکه مجموعهای از شرکتها باید از طراحی حسگر تا تولید، کالیبراسیون، اتصال بهسامانه خودرو و خدمات پس از فروش را پوشش دهند. شرکتهایی مانند بوش نیز در توسعه فناوریهای مرتبط با نقشهبرداری محیط و ترکیب اطلاعات رادار، حسگرهای لیزری و سامانههای تصویری فعال هستند. این روند یک پیام روشن برای قطعهسازان دارد: بازار آینده به شرکتی تعلق خواهد داشت که بتواند از «قطعه» به «سامانه» حرکت کند.
پردازندهها جای موتورهای کوچک را میگیرند
یکی از عمیقترین تغییرات در زنجیرهتامین، افزایش اهمیت توان پردازشی خودرو است. در خودروهای جدید، پردازنده دیگر یک قطعه جانبی نیست؛ بلکه بخشی از هسته عملکرد خودرو محسوب میشود. نمونههای جدید خودروهای خودران نشان میدهند حجم دادهای که باید در خودرو پردازش شود بسیار بالاست. شرکت وایمو در سامانههای خودران خود از رایانههای بسیار پرقدرت استفاده میکند که باید اطلاعات دوربینها، رادار و حسگرهای لیزری را در لحظه پردازش کنند. گزارشهای منتشرشده درباره نسل جدید سامانه این شرکت نشان میدهد هزینه سختافزار پردازشی در نسلهای جدید به شکل محسوسی کاهش یافته، اما همچنان بخش مهمی از هزینه و پیچیدگی خودرو به همین تجهیزات اختصاص دارد. این تحول، فرصت تازهای برای تولیدکنندگان بردهای الکترونیکی، واحدهای کنترل، سامانههای خنککننده، تجهیزات انتقال داده و حتی شرکتهای فعال در طراحی نرمافزار ایجاد میکند. از این منظر، قطعهسازی آینده دیگر تنها یک فعالیت کارخانهای نیست. شرکت قطعهساز باید در کنار توان تولید، توان طراحی، آزمون، توسعه نرمافزار و مدیریت داده را نیز داشته باشد.
یکی از عمیقترین تغییرات در زنجیرهتامین، افزایش اهمیت توان پردازشی خودرو است. در خودروهای جدید پردازنده دیگر یک قطعه جانبی نیست؛ بلکه بخشی از هسته عملکرد خودرو محسوب میشود
نرمافزار وارد زنجیره قطعهسازی میشود
یکی از تفاوتهای مهم خودروهای هوشمند با خودروهای سنتی این است که بخشی از قابلیتهای خودرو را میتوان پس از تولید نیز تغییر داد. طراحی جدید خودرو بهشرکت سازنده اجازه میدهد برخی قابلیتها را با بهروزرسانی نرمافزاری ارتقا دهد. پژوهشهای جدید درباره خودروهای متکی بر نرمافزار نشان میدهد طراحی خودرو در حال حرکت از تعداد زیادی واحد کنترل مستقل بهسمت معماریهای متمرکزتر و ناحیهای است. این تغییر، علاوهبر کاهش پیچیدگی سیمکشی و هماهنگی سامانهها، رابطه میان خودروساز و قطعهساز را نیز تغییر میدهد. در گذشته، قطعهساز یک قطعه مشخص را تولید و تحویل خودروساز میداد. اما در معماری جدید، تامینکننده ممکن است مسئول یک مجموعه کامل شامل سختافزار، نرمافزار، الگوریتم و خدمات بهروزرسانی باشد. این تغییر میتواند ارزش افزوده بسیار بیشتری ایجاد کند؛ اما همزمان ورود شرکتهای قطعهساز به این بازار را دشوارتر خواهد کرد. شرکتهایی که نیروی متخصص نرمافزار، الکترونیک و هوش مصنوعی ندارند، نمیتوانند بهراحتی در این بخش رقابت کنند.
زنجیرهتامین از کارخانه تا شرکت فناوری
یکی دیگر از پیامدهای توسعه خودروهای خودران، ورود بازیگران جدید به زنجیرهتامین خودرو است. در گذشته، خودروساز عمدتا با شرکتهای قطعهساز، فولادسازان، تولیدکنندگان مواداولیه و شرکتهای خدماتی در ارتباط بود. اکنون شرکتهای نیمهرسانا، مخابرات، رایانش ابری، امنیت سایبری و توسعه نرمافزار نیز به این زنجیره وارد شدهاند. بههمین دلیل، مرز میان صنعتخودرو و صنعت فناوری روزبهروز کمرنگتر میشود. مککینزی نیز در بررسی صنعتخودرو اروپا تاکید کرده است که برخی خودروسازان برای دستیابی به توانمندیهای پیشرفته سختافزاری و نرمافزاری بهسمت همکاری با شرکتهای فناوری و مشارکتهای جدید حرکت کردهاند. این اتفاق میتواند ساختار تامینکنندگان را از یک زنجیره عمودی به یک شبکه گستردهتر تبدیل کند؛ شبکهای که در آن یک قطعهساز سنتی ممکن است همزمان با خودروساز، شرکت نرمافزاری و تولیدکننده تراشه همکاری داشته باشد.
یکی دیگر از پیامدهای توسعه خودروهای خودران، ورود بازیگران جدید به زنجیرهتامین خودرو است. در گذشته، خودروساز عمدتا با شرکتهای قطعهساز، فولادسازان، تولیدکنندگان مواداولیه و شرکتهای خدماتی در ارتباط بود
فرصتی که بدون سرمایهگذاری از دست میرود
توسعه فناوری خودران برای صنعت قطعهسازی یک فرصت بزرگ است؛ اما بهرهبرداری از این فرصت نیازمند سرمایهگذاری جدی است. شرکتهایی که همچنان تنها بر تولید قطعات مکانیکی با فناوری قدیمی تکیه دارند، بهتدریج با کاهش سهم خود در ارزش خودرو مواجه خواهند شد. درمقابل، قطعهسازانی که بتوانند به سمت تولید حسگر، سامانههای کنترل، تجهیزات ارتباطی، پردازندههای خودرویی، سیمکشیهای پیشرفته و نرمافزار حرکت کنند، میتوانند جایگاه خود را در نسل جدید خودرو تثبیت کنند. حتی شرکتهای تولیدکننده قطعات سنتی نیز میتوانند با تغییر محصول خود از این تحول بهره ببرند. برای مثال، تولیدکننده سیم و دستهسیم میتواند بهسمت شبکههای پرسرعت انتقال داده حرکت کند و تولیدکننده قطعات پلاستیکی میتواند محفظههای دقیق برای تجهیزات الکترونیکی و حسگرها تولید کند. بنابراین ورود به زنجیرهتامین خودروهای خودران لزوما به معنای ساخت یک محصول کاملا جدید نیست؛ گاهی ارتقای فناوری محصول فعلی میتواند نقطه آغاز این تحول باشد.
خودروسازان، قطعهسازان را وادار به تغییر میکنند
نکته مهم دیگر این است که تغییر فناوری تنها از سوی قطعهسازان اتفاق نمیافتد. خودروسازان نیز درحال تغییر معیارهای انتخاب تامینکننده هستند. در آینده، یک قطعهساز تنها با داشتن ظرفیت تولید بالا نمیتواند قراردادهای بزرگ دریافت کند. توانایی طراحی، کیفیت نرمافزار، امنیت سایبری، قابلیت بهروزرسانی، امنیت تامین مواداولیه و توانایی پاسخگویی سریع به تغییرات فناوری نیز اهمیت خواهد داشت. گزارشهای صنعت تامین خودرو نشان میدهد شرکتهای تامینکننده در حال بازنگری راهبرد سرمایهگذاری خود هستند و حوزههای مرتبط با خودروهای برقی، الکترونیک، نرمافزار و سامانههای پیشرفته رانندگی به بخش مهمی از برنامه توسعه آنها تبدیل شده است. این موضوع برای صنعت قطعه ایران نیز یک هشدار جدی است. اگر قطعهساز ایرانی همچنان عمده توان خود را صرف ساخت قطعاتی کند که ارزش آنها در خودروهای نسل آینده کاهش پیدا میکند، فاصله فناوری با زنجیرهتامین جهانی بیشتر خواهد شد.
زنجیره تامین آینده، هوشمندتر و تخصصیتر است
حرکت به سمت خودروهای خودران، صنعت قطعهسازی را حذف نمیکند؛ بلکه آن را از نو تعریف میکند. در این مسیر، قطعهساز از یک تولیدکننده سختافزار به یک شریک فناوری برای خودروساز تبدیل میشود. ارزش آینده در خودرو نه فقط در موتور و بدنه، بلکه در توانایی خودرو برای دیدن، شنیدن، تحلیل کردن، تصمیم گرفتن و ارتباط برقرار کردن خواهد بود. بههمین دلیل حسگر، پردازنده، نرمافزار، ارتباطات و امنیت سایبری هماناندازه قطعات مکانیکی اهمیت پیدا خواهند کرد. این تغییر همچنین نشان میدهد زنجیرهتامین خودرو دیگر محدود به کارخانههای قطعهسازی نیست. شرکتهای فناوری، تولیدکنندگان تراشه، مراکز پژوهشی، شرکتهای نرمافزاری و حتی فعالان حوزه داده، بخشی از زنجیره جدید صنعتخودرو خواهند بود. برای قطعهسازان، پیام روشن است: خودرو خودران پیش از آنکه راننده را از فرآیند رانندگی کنار بزند، قواعد بازی در صنعت قطعهسازی را تغییر میدهد. شرکتی که زودتر این تغییر را درک کند و سرمایهگذاری خود را از تولید صرف به سمت مهندسی، الکترونیک، نرمافزار و توسعه سامانهها هدایت کند، سهم بیشتری از ارزش خودروهای آینده بهدست خواهد آورد. در مقابل، قطعهسازی که تحول فناوری را صرفا یک تغییر در محصول نهایی بداند، احتمالا زمانی متوجه عمق تغییر خواهد شد که بخش قابلتوجهی از بازار آینده را از دست داده باشد.
