image.png

تاخیر در تامین ارز می‌تواند به تاخیر در سفارش‌گذاری و ورود کالا منجر شود و اثر آن با فاصله زمانی به خط‌تولید برسد

صنعت‌خودرو پیش از آن‌که در سالن تولید با چالش مواجه شود، ممکن است در جاده، گمرک، انبار یا حتی در فرآیند تامین مواد اولیه متوقف شود. خودرویی که امروز از خط تولید خارج می‌شود، حاصل اتصال مجموعه‌ای بزرگ از زنجیره‌های تامین است؛ از فولاد، پتروشیمی و آلومینیوم گرفته تا قطعات الکترونیکی، سامانه‌های انتقال قدرت، تایر، شیشه، مواد پلیمری و ده‌ها قطعه‌ای که هر کدام باید در زمان مشخصی به دست خودروساز برسند.

به‌همین دلیل، هر اختلال در زنجیره‌تامین می‌تواند مستقیما برنامه تولید خودروسازان را تحت‌تاثیر قرار دهد. در شرایطی که صنعت‌خودرو کشور برای افزایش تولید، کاهش تعهدات معوق و پاسخ‌گویی به تقاضای بازار تحت فشار قرار دارد، تامین به‌موقع مواداولیه و قطعات دیگر یک موضوع صرفا عملیاتی نیست؛ بلکه به یکی از الزامات اصلی استمرار تولید تبدیل شده است.

تولید خودرو به یک قطعه وابسته است

ماهیت صنعت‌خودرو به‌گونه‌ای است که برخلاف بسیاری از صنایع، وجود بخش عمده قطعات به‌تنهایی کافی نیست و همه اجزا باید در زمان مشخص در اختیار خطوط تولید قرار گیرند. به‌عبارت دیگر، ممکن است خودروساز برای تولید هزاران دستگاه خودرو مواداولیه کافی در اختیار داشته باشد، اما نبود یک قطعه کوچک الکترونیکی یا مکانیکی، امکان تکمیل خودرو را از بین ببرد.

این ویژگی، برنامه‌ریزی تولید را به‌شدت به عملکرد زنجیره‌تامین وابسته کرده است. هرگونه تاخیر در تامین قطعه، مشکلات حمل‌ونقل، توقف ترخیص کالا، ناهماهنگی میان تامین‌کننده و خودروساز یا تاخیر در تامین مواد اولیه می‌تواند برنامه تولید را تغییر دهد.

مشکل زمانی جدی‌تر می‌شود که اختلال در تامین به شکل مقطعی و غیرقابل پیش‌بینی اتفاق بیفتد. در این شرایط، خودروساز نمی‌تواند ظرفیت خطوط تولید، نیروی انسانی، موجودی انبار و برنامه تحویل را با اطمینان مدیریت کند.

از سوی دیگر، انباشته شدن خودروهای ناقص در محوطه کارخانه نیز یکی از پیامدهای چنین وضعیتی است. خودرویی که بخش عمده فرآیند تولید آن انجام شده اما یک یا چند قطعه را در اختیار ندارد، عملا قابل عرضه به مشتری نیست. این خودرو علاوه‌بر اشغال فضای تولید و پارکینگ، سرمایه شرکت را نیز برای مدتی قفل می‌کند.

لجستیک؛ حلقه‌ای که کمتر دیده می‌شود

در بررسی مشکلات تولید خودرو، معمولا تمرکز اصلی روی خودروساز و قطعه‌ساز است؛ اما بخش مهمی از اختلالات می‌تواند در حوزه لجستیک اتفاق بیفتد.

مواداولیه و قطعات باید از نقاط مختلف کشور یا خارج از کشور به‌کارخانه برسند. بنابراین وضعیت حمل‌ونقل جاده‌ای، ظرفیت ناوگان، هزینه حمل، زمان‌بندی تحویل، فرآیندهای گمرکی و حتی محدودیت‌های ناشی از شرایط جغرافیایی و زیرساختی می‌تواند بر تولید اثرگذار باشد.

در چنین شرایطی، لجستیک دیگر یک هزینه جانبی برای صنعت‌خودرو نیست؛ بخشی از فرآیند تولید است.

خودروسازی مدرن بر مبنای تحویل زمان‌بندی‌شده قطعات فعالیت می‌کند. هرچه موجودی انبار کاهش پیدا کند و نظام تامین به سمت تحویل دقیق‌تر حرکت کند، حساسیت کارخانه نسبت به کوچک‌ترین اختلال در حمل‌ونقل افزایش می‌یابد. بنابراین در شرایطی که زیرساخت‌های لجستیکی با محدودیت مواجه هستند، نسخه‌های ساده‌شده از نظام تامین «به‌موقع» ممکن است بدون ایجاد زیرساخت لازم، خودروساز را در برابر توقف تولید آسیب‌پذیرتر کنند.

مواداولیه؛ از کارخانه تا زنجیره بالادست

چالش تامین نیز فقط به قطعات وارداتی محدود نیست. صنایع خودروسازی به‌طیف گسترده‌ای از محصولات صنایع بالادستی وابسته هستند. فولاد، محصولات پتروشیمی، آلومینیوم، مس، مواد پلیمری و بسیاری از مواد دیگر باید با کیفیت، قیمت و زمان تحویل مناسب در اختیار زنجیره قطعه‌سازی قرار گیرد.

هرگونه بی‌ثباتی در این بخش می‌تواند هزینه تولید را افزایش دهد و برنامه‌ریزی قطعه‌ساز را مختل کند. قطعه‌ساز نیز زمانی که با افزایش هزینه یا تاخیر در دریافت مواداولیه مواجه شود، نمی‌تواند بدون اثرگذاری بر قیمت و زمان تحویل، همان برنامه قبلی را ادامه دهد.

در نتیجه، زنجیره‌تامین خودرو را باید یک مجموعه به‌هم‌پیوسته دید. نمی‌توان انتظار داشت خودروساز تولید خود را افزایش دهد، اما قطعه‌ساز با محدودیت مواداولیه، نقدینگی یا حمل‌ونقل مواجه باشد.

تامین ارز؛ مساله‌ای فراتر از واردات

در بخش دیگری از زنجیره، تامین ارز برای قطعات و تجهیزات وارداتی اهمیت پیدا می‌کند. صنعت‌خودرو حتی در صورت افزایش ساخت داخل، همچنان برای برخی قطعات، مواداولیه، تجهیزات تولید و فناوری‌های خاص به واردات نیاز دارد.

بنابراین تاخیر در تامین ارز می‌تواند به تاخیر در سفارش‌گذاری و ورود کالا منجر شود و اثر آن با فاصله زمانی به خط‌تولید برسد. مشکل این‌جاست که آثار اختلال ارزی معمولا در همان روز دیده نمی‌شود؛ ممکن است امروز سفارش یک قطعه با مشکل مواجه شود، اما چند هفته یا چند ماه بعد، اثر آن در برنامه تولید کارخانه نمایان شود.

از همین رو، سیاستگزاری در این حوزه باید نگاه بلندمدت‌تری داشته باشد و تامین نیازهای ضروری تولید را از تصمیم‌های مقطعی و غیرقابل پیش‌بینی جدا کند.

وزارت صمت و ضرورت مدیریت زنجیره‌تامین

در این میان، وزارت صنعت، معدن و تجارت می‌تواند نقش مهمی در هماهنگ‌سازی این زنجیره داشته باشد. انتظار از وزارت صمت صرفا صدور مجوز یا تعیین اهداف تولید نیست؛ این وزارتخانه باید بتواند تصویری دقیق از وضعیت زنجیره‌تامین صنعت‌خودرو داشته باشد و گلوگاه‌های اصلی را پیش از تبدیل شدن به بحران شناسایی کند.

این موضوع به‌خصوص در شرایطی اهمیت دارد که برای خودروسازان اهداف تولید و تعهدات فروش تعیین می‌شود. نمی‌توان از یک شرکت انتظار تولید و تحویل مشخص داشت، اما ابزار لازم برای تامین مواداولیه و قطعات را در اختیار زنجیره قرار نداد.

وزارت صمت باید در هماهنگی با بانک‌مرکزی، گمرک، وزارت راه، صنایع بالادستی و شبکه قطعه‌سازی، یک سازوکار منسجم برای پایش زنجیره‌تامین ایجاد کند. اولویت باید با قطعات و مواداولیه‌ای باشد که نبود آن‌ها مستقیما می‌تواند خط تولید را متوقف کند.

تولید پایدار مهم‌تر از تولید مقطعی

صنعت‌خودرو برای عبور از مشکلات فعلی به تولید پایدار نیاز دارد، نه افزایش مقطعی آمار تولید. تولیدی که در یک ماه افزایش پیدا کند اما ماه بعد به‌دلیل کمبود قطعه یا مواداولیه متوقف شود، نمی‌تواند مبنای برنامه‌ریزی بلندمدت قرار گیرد.

تولید پایدار زمانی شکل می‌گیرد که خودروساز و قطعه‌ساز بتوانند درباره دسترسی به مواداولیه، ارز، حمل‌ونقل و سفارش قطعات چشم‌انداز قابل اتکایی داشته باشند.

از سوی دیگر، خودروسازان نیز باید مدیریت موجودی و ریسک تامین را جدی‌تر دنبال کنند. وابستگی شدید به یک تامین‌کننده برای قطعات حساس، نبود تامین‌کننده جایگزین و ضعف در پیش‌بینی تقاضا می‌تواند آسیب‌پذیری زنجیره را افزایش دهد.

درنهایت، چالش زنجیره‌تامین خودرو را نباید به مساله «کمبود قطعه» تقلیل داد. آن‌چه امروز صنعت‌خودرو به آن نیاز دارد، یک نظام جامع مدیریت زنجیره‌تامین است که از مواداولیه و تامین ارز آغاز شود، از تولید قطعه و لجستیک عبور کند و درنهایت به خط‌تولید خودروساز برسد.

اگر وزارت صمت بتواند این زنجیره را نه به‌صورت بخشی، بلکه به‌عنوان یک سیستم یکپارچه مدیریت کند، بخش قابل توجهی از اختلالات تولید و تاخیر در عرضه خودرو قابل کنترل خواهد بود. در غیر این صورت، حتی در صورت فراهم بودن ظرفیت تولید، یک حلقه ضعیف در زنجیره می‌تواند تمام برنامه تولید را تحت‌تاثیر قرار دهد؛ چراکه در صنعت‌خودرو، گاهی ارزش یک قطعه کوچک در توقف یا تداوم یک خط تولید، از ارزش صدها قطعه دیگر بیشتر است.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha