بهگزارش «دنیایاقتصاد» از بهار سال جاری بهطور ماهانه شاهد رشد کارخانهای برخی از محصولات خودروسازی هستیم؛ هرچند افزایش قیمتها تنها از تصمیم خودروسازان ناشی نمیشود و تغییر هزینههای تولید، نوسانات ارزی و هزینههای قانونی نیز در تعیین بهای نهایی خودرو نقش دارند. با این حال، تداوم این روند، بهویژه در شرایطی که برخی مشتریان پیشتر در طرحهای فروش و مشارکتی ثبتنام کردهاند، پرسشهایی درباره نحوه تعیین قیمت نهایی و میزان پیشبینیپذیری هزینه خرید ایجاد کرده است. از این منظر، اگرچه اصلاح قیمتها میتواند بخشی از الزامات فعالیت اقتصادی خودروسازان باشد، اما شفافیت در اعلام قیمتها و تعیینتکلیف تعهدات فروش همچنان اهمیت دارد.
در حال حاضر فردی که برای خرید خودرو ثبتنام کرده، باید بتواند برآوردی از هزینه نهایی داشته باشد. وقتی قیمتها در فاصلههای کوتاه تغییر میکنند، این برآورد برای خریدار دشوارتر میشود. بنابراین بهتر است که خودروساز یا سیاستگزار شفافسازی را در دستور کار قرار دهند و این اطمینان را به مشتریان خودرو بدهند که خصوصیسازی این صنعت در جهت حفظ منافع مشتریان است. آنچه مشخص است خصوصیسازی زمانی به اصلاح رابطه خودروساز و مصرفکننده کمک میکند که در کنار افزایش اختیار بنگاه در تصمیمگیری اقتصادی، شفافیت و پاسخگویی آن نیز تقویت شود. قیمتگذاری دستوری راهحل پایدار نیست؛ اما صرف واگذاری اختیار قیمتگذاری نیز بهتنهایی همه مسائل بازار خودرو را حل نمیکند.
واقعیت این است که تورم و نوسانات ارزی و هزینههای تولید، بنگاههای خودروساز را به اصلاح قیمتها سوق داده و از سوی دیگر، هزینههای ناشی از مقررات دولتی نیز به بهای تمامشده خودرو اضافه میشود. به این ترتیب، هم دولت و هم خودروسازان در شکلگیری قیمت نهایی خودرو نقش دارند؛ درحالی که مصرفکننده درنهایت باید هزینه این تغییرات را بپردازد. این وضعیت، در کنار تکرار افزایش قیمتها و ابهام در هزینه نهایی خرید برای برخی مشتریان، این پرسش را مطرح میکند که آیا قیمتگذاری دستوری عملا جایگاه پیشین خود را در صنعتخودرو از دست داده است؟ در شرایطی که آزادسازی قیمتها میتواند بخشی از مسیر اصلاح اقتصاد خودروسازی باشد، نحوه اجرای آن و میزان شفافیت در اعلام قیمتها نیز به مسالهای مهم در رابطه میان خودروساز و مصرفکننده تبدیل شده است.
تغییرات قیمت خودرو در ماههای اخیر نشان میدهد که عوامل متعددی در تعیین بهای نهایی محصولات خودروسازان نقش دارند. در شهریورماه، اعمال هزینههای جدید مرتبط با گواهی اسقاط خودروهای فرسوده، در چارچوب آییننامه ماده ۱۰ قانون ساماندهی صنعتخودرو به افزایش قیمت محصولات ایرانخودرو منجر شد. براساس فهرست قیمتهای اعلامشده در آن مقطع، تمام محصولات این شرکت حدود ۴۲ میلیون و ۸۰۰ هزارتومان افزایش قیمت داشتند؛ افزایشی که علاوهبر نوسانات ارزی، با انتقال هزینههای جدید به قیمت تمامشده تولیدات همراه بود. قیمتهای اعلامی نیز هزینههای جانبی را در بر میگرفتند. این نمونه نشان میدهد که بخشی از افزایش قیمت خودرو، نه لزوما از تصمیم مستقل خودروساز برای بالا بردن حاشیهسود، بلکه از تغییر هزینههایی ناشی میشود که در فرآیند تولید و عرضه خودرو به بنگاه تحمیل میشوند.
با این حال، منشأ افزایش قیمت هرچه باشد، اثر نهایی آن بر قدرت خرید مصرفکننده تفاوت چندانی ندارد؛ خریدار برای تهیه همان خودرو باید مبلغ بیشتری بپردازد. در هفته گذشته نیز اعلام قیمت محصولات ایرانخودرو در مهرماه با افزایشهایی در محدوده ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیونتومان برای خودروهای مختلف همراه بود. فاصله این افزایشها با تغییر قیمت ماه قبل، بار دیگر موضوع نحوه محاسبه قیمت خودرو و سهم عوامل مختلف در آن را مطرح میکند. البته برای ارزیابی دقیق این تغییرات، باید مشخص شود که چه میزان از افزایش قیمت به تغییر هزینههای تولید و چه میزان به سایر عوامل مرتبط با سیاست قیمتگذاری شرکت مربوط است. بدون تفکیک این عوامل، نسبت دادن تمام افزایش قیمتها به تصمیم خودروساز یا دولت، تصویری کامل از آنچه در بازار خودرو میگذرد ارائه نمیدهد.
مساله اصلی این است که در شرایط تورمی اقتصاد ایران، قیمت خودرو دیگر تنها از یک مسیر و به تصمیم یک بازیگر تعیین نمیشود. هزینه مواداولیه، دستمزد، قطعات، تامین مالی، حملونقل و نوسانات نرخ ارز، در کنار هزینههای ناشی از مقررات و الزامات قانونی، بر قیمت تمامشده اثر میگذارند. در چنین شرایطی، سیاست تثبیت قیمت فروش بدون توجه به تغییر هزینهها میتواند به افزایش زیان بنگاه، کاهش انگیزه تولید یا انتقال فشار مالی به بخشهای دیگر فعالیت خودروساز منجر شود.
از سوی دیگر، افزایش قیمتها نیز بدون توضیح روشن درباره مبنای آن، میتواند پیشبینیپذیری بازار را کاهش دهد و برنامهریزی مالی مصرفکنندگان را دشوارتر کند. از این منظر، بحث بر سر قیمت خودرو را نمیتوان تنها به دوگانه افزایش قیمت یا تثبیت آن محدود کرد. آنچه اهمیت دارد، سازوکار تعیین قیمت، شفافیت در اعلام اجزای آن و چگونگی مدیریت آثار تغییرات قیمت بر مصرفکننده است. اگر دولت با وضع مقررات جدید، هزینهای را به فرآیند تولید اضافه میکند، باید سهم این هزینه در قیمت نهایی قابل شناسایی باشد. اگر خودروساز نیز بهدلیل افزایش هزینههای تولید، قیمت محصولات خود را اصلاح میکند، ضروری است مبنای این تغییرات برای مشتریان روشن باشد.
