کد مطلب: 260266
تاریخ انتشار: ۱۹ مهر ۱۴۰۵ - ۲۰:۳۸
شهرام شیرکوند - کراپ‌شده

دکتر شهرام شیرکوند، پژوهشگر حوزه های صنعت و اقتصاد *

بازار سرمایه فراتر از مجموعه‌ای از معاملات، نمادها و سامانه‌های معاملاتی، شبکه‌ای پویا از تعاملات میان ناشران، سرمایه‌گذاران، نهادهای مالی، ارکان بازار، تحلیلگران، حسابرسان، رسانه‌ها و نهاد ناظر است. در این ساختار، کیفیت تعاملات میان ذینفعان، شفافیت اطلاعات، سرعت پاسخگویی و میزان اعتماد متقابل، مهم‌ترین شاخص‌های کارایی و اعتبار بازار محسوب می‌شوند. با این رویکرد، مدیریت ارتباط با شرکاء PRM (Partner Relationship Management) از یک ابزار مدیریتی در بنگاه‌های اقتصادی فراتر رفته و به رویکردی راهبردی برای سامان‌دهی و توسعه روابط در شبکه مالی کشور تبدیل می‌شود.

مدیریت ارتباط با شرکاء (PRM) در ادبیات کلاسیک، چارچوبی برای مدیریت ساختاریافته روابط با شرکای تجاری و راهبردی است؛ با این حال، در فضای بازار سرمایه می‌توان دامنه این مفهوم را متناسب با الزامات این حوزه بازتعریف کرد و آن را به مدیریت منسجم تعامل با ذینفعان گسترش داد. در این چارچوب، ناشران، نهادهای مالی و ارکان بازار قادرند مناسبات خود را با سهامداران، تحلیلگران، نهادهای ناظر، حسابرسان، بازارگردان‌ها، رسانه‌ها و سایر گروه‌های مرجع و مخاطبان حرفه‌ای، به شیوه‌ای یکپارچه، شفاف، اطلاعات‌محور و دوسویه سامان‌دهی کنند. تمرکز بسیاری از سازمان‌ها همچنان بر الگوی مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) است؛ حال آنکه بنگاه‌های فعال در بازار سرمایه با شبکه‌ای به‌مراتب پیچیده‌تر و گسترده‌تر از ذینفعان سروکار دارند. در این فضای تعاملی، سرمایه‌گذار تنها بخشی از اجزای شبکه ارتباطی است؛ چرا که ناشران ملزم به برقراری تعاملاتی چندسویه و مستمر با نهاد ناظر، ارکان بازار، طیف متنوع سهامداران (حقیقی، حقوقی و نهادی)، تحلیلگران، حسابرسان، مشاوران، رسانه‌ها و نهادهای مالی هستند. در چنین ساختاری، همان‌طور که CRM نقش محوری در حفظ مشتری دارد، مدیریت ارتباط با شرکاء (PRM) از یک ابزار ساده مدیریتی فراتر رفته و به ضرورتی اجتناب‌ناپذیر برای اعتمادسازی، تثبیت اعتبار و خلق ارزش پایدار برای بنگاه‌های فعال در بازار سرمایه تبدیل شده است.
 
ارتقای شفافیت و بهینه‌سازی جریان اطلاعات، از مهم‌ترین کارکردهای PRM در بازار سرمایه است. در شرایطی که سرمایه‌گذاران به داده‌های دقیق، متقن و به‌موقع نیاز دارند، نباید واحد روابط سرمایه‌گذاران (Investor Relations) IR  تنها به انتشار خبر، اطلاعیه‌ها و پاسخگویی موردی به سهامداران محدود شود؛ این واحد نیازمند یک رویکرد سیستماتیک و ساختاریافته است و ضرورت دارد به مرکزی راهبردی و کانونی اثرگذار برای رصد، پایش و مدیریت هوشمند بازخوردهای بازار تغییر ماهیت دهد. در این راستا، مطالبات و پرسش های پرتکرار سهامداران، دغدغه‌های تحلیلگران، بازخوردها و خروجی‌های مجامع، دیدگاه‌های نهادهای مالی و حتی موضوعات مورد توجه رسانه‌های تخصصی، همگی منبعی غنی از داده‌های ارزشمند برای تصمیم‌سازی‌های کلان در شرکت‌ها محسوب می‌شوند.

 در الگوی سنتی، تعامل شرکت با محیط پیرامونی، حالتی واکنشی و گسسته است؛ اما در مدل نوین مدیریت ارتباط با شرکاء (PRM)، این تعامل به فرآیندی مستمر، سازمان‌یافته و پیش‌دستانه تبدیل می‌شود. به جای آنکه بنگاه تنها در زمان انتشار گزارش‌های مالی، برگزاری مجامع یا تغییرات مدیریتی با مخاطبان وارد گفت‌وگو شود، یک جریان ارتباطی دائمی شکل می‌گیرد که در آن اطلاعات و بازخورد در هر دو جهت حرکت می‌کنند. چنین سازوکاری می‌تواند به کاهش شکاف اطلاعاتی، افزایش کیفیت اطلاع‌رسانی و شناسایی زودهنگام مسائل کمک کند. اعتبار برند شرکت‌های بورسی، تا حد زیادی از کیفیت تعامل آن‌ها با محیط پیرامونی تأثیر می‌پذیرد. برند، فراتر از تبلیغات و هویت بصری، تجلی عینی عملکرد و رفتار سازمان است که در ذهن سهامداران، تحلیلگران و نهادهای مالی تثبیت می‌گردد. نظم در اطلاع‌رسانی و انتشار اطلاعات، شفافیت در موقعیت‌های بحرانی، کیفیت گزارش‌های مالی و پاسخگویی مسئولانه مدیران، ارکان اصلی شکل گیری این تصویر حرفه‌ای هستند. از این منظر، تمام گروه‌های مرتبط با شرکت، در معماری اعتبار آن نقش دارند. ناشری که مناسبات خود را بر پایه شفافیت، اعتماد متقابل و پاسخگویی بنا می‌کند، تصویری منسجم و قدرتمند در بازار می‌سازد؛ در مقابل، ضعف در اطلاع‌رسانی یا انتشار پیام‌های پراکنده و متناقض، سرمایه اعتماد حرفه‌ای را به‌سرعت کاهش می‌دهد. از همین رو، مدیریت ارتباط با شرکاء را باید یکی از زیرساخت‌های راهبردی برای برندسازی شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس و فرابورس دانست.
اهمیت این رویکرد در فرآیند تأمین مالی نیز ملموس است. بازار سرمایه بستری برای ابزارهای مالی و عرصه‌ای برای محک اعتبار ناشران است؛ تجهیز منابع، بیش از آنکه به تنوع ابزارها وابسته باشد، بر پایه اعتبار ناشر و کیفیت اعتماد سرمایه‌گذاران بنا می‌شود. شرکتی که ارتباطی پویا با بازار دارد و حضوری مستمر و حرفه‌ای را دنبال می‌کند، فرصت‌های مطلوب‌تری برای تعامل با سرمایه‌گذاران و نهادهای مالی ایجاد می‌کند. البته باید تأکید کرد که PRM به معنای تضمین بازدهی یا افزایش دستوری قیمت سهام نیست؛ هدف و کارکرد اصلی آن، بهبود کیفیت تعامل، رفع نارسایی‌های ارتباطی و تقویت زیرساخت اطلاعات و اعتماد است. نقش PRM به‌ویژه در موقعیت‌های بحرانی نمایان می‌شود. 
بازار سرمایه به‌طور طبیعی با رویدادهایی نظیر تغییرات عملیاتی، توقف نماد، اصلاح مقررات یا تحولات کلان صنعت روبروست که ابهاماتی را برای سرمایه‌گذاران ایجاد می‌کند. در چنین شرایطی، سازمانی که از پیش سازوکار ارتباطی مدونی طراحی کرده باشد، توانایی انتقال پیام‌های منسجم و شفاف را خواهد داشت. مدیریت بحران در این سطح، در گروی نظام‌مندی و پاسخگویی کانال‌های رسمی، ثبت و تحلیل هوشمندانه پرسش‌ها و هم‌افزایی میان واحدهای مالی، حقوقی، روابط عمومی و امور سهام و مدیریت ارشد است. اجرای موفق  PRM در بازار سرمایه، بدون اتکا به داده‌های تحلیلی، به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. ناشران باید تعاملات خود با ذی‌نفعان را در قالب یک نظام هوشمند اطلاعاتی مدیریت کنند؛ به‌گونه‌ای که از ماهیت و سطح پرسش‌های تحلیلی بازار تا ارزیابی اثربخشی پاسخ‌ها در مجامع، همگی مورد واکاوی دقیق قرار گیرند.تحلیل هوشمندانه این داده‌ها، تصویری دقیق و عینی از انتظارات و ابهامات حاکم بر بازار به مدیران ارائه می‌دهد تا بتوانند راهبردهای ارتباطی خود را بر مبنای شواهد متقن استوار سازند.
در سطح کلان، زمان آن فرا رسیده است که تدوین چارچوبی بومی برای «مدیریت ارتباط با ذی‌نفعان بازار سرمایه» در دستور کار قرار گیرد. در این الگوی جامع، ناشران، نهادهای مالی و ارکان بازار باید فرآیندهای نظام‌مندی برای تعامل با سهامداران و گروه‌های مرتبط داشته باشند؛ به‌گونه‌ای که نهادهای مالی، روابط خود با شرکای حرفه‌ای را به شکلی داده‌محور ساماندهی و راهبری کنند و ارکان بازار نیز، با رصد بازخوردهای دریافتی، نسبت به شناسایی موانع ارتباطی و اصلاح فرآیندها اقدام نمایند.
یکی از پیشنهادهای راهبردی در این مسیر، طراحی «سامانه یکپارچه مدیریت ارتباط با شرکاء و ذی‌نفعان بازار سرمایه» است؛ ابزاری که فراتر از ثبت صرف درخواست‌ها، از قابلیت طبقه‌بندی و تحلیل هوشمند داده‌های ارتباطی برخوردار باشد. چنین زیرساختی به‌دقت مشخص می‌کند که فعالان بازار در چه سرفصل‌ها و موضوعاتی با بیشترین ابهام مواجه‌اند، کدام فرآیندها بیشترین حجم از پرسش‌ها را برای ذی نفعان تولید می‌کنند و چه حوزه‌هایی نیازمند آموزش، تنویر افکار یا اطلاع‌رسانی تکمیلی‌اند.

مدیریت ارتباط با شرکاء (PRM) در بازار سرمایه، به معنای افزودن ابزاری تشریفاتی به سازوکارهای موجود نیست؛ بلکه تحولی راهبردی از «تعاملات موردی» به «مدیریت منسجم روابط با ذی نفعان» است. یک بازار کارآمد، فراتر از قوانین، سامانه‌ها و ابزارهای مالی، به زیرساختی استوار برای اعتمادآفرینی و ارتباطات حرفه‌ای نیاز دارد. هرچه روابط میان سازمان بورس، ناشران، نهادهای مالی، سرمایه‌گذاران و سایر بازیگران شفاف‌تر، منظم‌تر، دوسویه‌تر و مبتنی بر داده باشد، ظرفیت بیشتری برای شناسایی مسائل، اصلاح فرآیندها و ارتقای کیفیت تعاملات ایجاد خواهد شد. 
بنابراین، اولویت پیش‌رو، پذیرش اهمیت مدیریت ارتباط با شرکاء (PRM) نیست؛ تمرکز باید از تبیین ضرورت PRM به سمت مهندسی مدل اجرایی آن معطوف شود. در این راستا، طراحی و استقرار مدلی بومی، استاندارد، یکپارچه و قابل‌سنجش برای اجرای مدیریت ارتباط با شرکاء، نقشی تعیین‌کننده دارد. چنین مدلی می‌تواند با ایجاد هم‌افزایی میان حاکمیت شرکتی، روابط سرمایه‌گذاران (Investor Relations) IR، روابط عمومی، شفافیت اطلاعاتی، داده‌محوری و اعتمادسازی، زمینه ارتقای اثربخشی ارتباطات و تعاملات با شرکاء را فراهم سازد؛ به این ترتیب، PRM  از یک مفهوم مدیریتی صرف، به بخشی جدایی‌ناپذیر از زیرساخت حرفه‌ای و کارآمد بازار سرمایه ایران تبدیل خواهد شد.


* شهرام شیرکوند ، حائز 37 رتبه برتر در جشنواره های بین المللی و ملی مطبوعات و خبرگزاری های کشور

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha