سردبیر روزنامه دنیای خودرو در این باره نوشت :
خودرو در اقتصاد ایران از کارکرد اصلی خود فاصله گرفته و در کنار داراییهایی مانند ارز و طلا، به ابزاری برای حفظ ارزش پول تبدیل شده است. تورم مزمن و کاهش قدرت خرید، رفتار خریداران را تغییر داده و معادلات بازار را از مسیر طبیعی خود خارج کرده است. در چنین شرایطی، بخشی از تقاضا نه از نیاز واقعی به حملونقل، بلکه از انتظار افزایش قیمت و حفظ ارزش سرمایه شکل میگیرد؛ موضوعی که سیاستگزاری در حوزه تولید، واردات و قیمتگذاری را پیچیدهتر میکند.
در اقتصادهای باثبات، خودرو کالایی مصرفی است که با گذشت زمان مستهلک میشود و ارزش آن کاهش مییابد؛ اما در ایران، برخی خریداران هنگام انتخاب خودرو، بیش از هزینه نگهداری، مصرف سوخت و کیفیت محصول، به قیمت فروش آینده آن توجه میکنند. بههمین دلیل، افزایش قیمت نیز لزوما به کاهش تقاضا منجر نمیشود و حتی میتواند انتظارات تورمی را تقویت کند. البته خودرو از نظر نقدشوندگی با ارز و طلا تفاوت دارد؛ اما تبدیل شدن آن به پناهگاهی در برابر تورم، فاصله میان تقاضای واقعی و تقاضای سرمایهای را افزایش داده است.
بازگرداندن خودرو به جایگاه کالای مصرفی، صرفا با افزایش عرضه یا تصمیمهای مقطعی امکانپذیر نیست. ثبات اقتصادی، پیشبینیپذیری قیمتها و شکلگیری رقابت واقعی، پیششرط اصلاح رفتار بازار هستند. سیاستگزار نیز باید میان نیاز واقعی جامعه به خودرو و تقاضایی که با انگیزه حفظ سرمایه ایجاد میشود، تمایز قائل شود.
در سوی دیگر، صنعتخودرو با مسالهای اساسیتر در حوزه تولید مواجه است: آیا نوسازی محصولات توان صنعتی کشور را نیز تقویت کرده است؟ عرضه خودروهای جدید، ارتقای کیفیت و افزایش امکانات، ضرورت انکارناپذیر رقابت در بازار امروز است؛ اما این مسیر زمانی به پیشرفت پایدار منجر میشود که توسعه محصول با افزایش توان مهندسی و عمق ساخت داخل همراه باشد.
در بخشی از محصولات جدید، وابستگی به قطعات و مجموعههای وارداتی همچنان یکی از گلوگاههای تولید است. اگر تامین قطعات الکترونیکی، سامانههای کنترلی و مجموعههای کلیدی به منابع خارجی وابسته بماند، اختلال در مبادلات بانکی، حملونقل یا تامین مواداولیه میتواند استمرار تولید را تهدید کند. بنابراین، ظاهر بهروز خودرو بهتنهایی نشانه پیشرفت صنعتی نیست؛ معیار اصلی، توان کشور برای تامین قطعات، پشتیبانی فنی و تولید پایدار در شرایط دشوار است.
این موضوع به معنای مخالفت با نوسازی سبد محصولات یا بازگشت به فناوریهای قدیمی نیست. صنعتخودرو برای بقا به فناوری جدید نیاز دارد، اما هر محصول تازه باید با برنامهای روشن برای توسعه تامینکنندگان داخلی، انتقال دانش فنی و ساخت اقتصادی قطعات همراه شود. داخلیسازی نیز نباید به مونتاژ یا اعلام درصدهای صوری محدود بماند؛ هدف باید ایجاد ارزش افزوده واقعی و کاهش گلوگاههای زنجیره تامین باشد.
در این مسیر، خودروسازان بهتنهایی مسئول نیستند. سیاستگزار باید با ثبات مقررات، تامین مالی قابل پیشبینی و حمایت هدفمند از فناوری، زمینه سرمایهگذاری بلندمدت را فراهم کند. قطعهسازان نیز برای ارتقای کیفیت و ورود به زنجیرهتامین محصولات جدید، به منابع مالی و قراردادهای پایدار نیاز دارند.
صنعتخودرو ایران همزمان با بازاری متاثر از تقاضای سرمایهای و ساختاری نیازمند تقویت تابآوری تولید روبهرو است. عبور از این وضعیت، مستلزم پیوند میان اصلاح سیاستهای بازار و توسعه توان فنی کشور است. آینده صنعت را نه فقط تعداد خودروهای عرضهشده و نه ظاهر محصولات جدید، بلکه توان تولید رقابتپذیر، عمق ساخت داخل و استمرار تامین قطعات تعیین خواهد کرد.
