آلودگی هوا

با فرا رسیدن فصل سرما و افزایش پایداری جو، آلودگی هوا بار دیگر به یکی از چالش‌های جدی کلان‌شهر تهران تبدیل می‌شود؛ معضلی که کنترل آن تنها با تعطیلی مدارس، محدودیت تردد خودروها و اجرای مقطعی طرح‌های ترافیکی امکان‌پذیر نیست.

کاهش پایدار آلودگی به نوسازی ناوگان فرسوده، توسعه حمل‌ونقل عمومی، اصلاح کیفیت سوخت و اجرای سیاست‌های هماهنگ در حوزه خودرو و انرژی نیاز دارد.

آلودگی زمستانی؛ حاصل انباشت آلاینده‌ها

در ماه‌های سرد سال، پدیده وارونگی دما و کاهش جابه‌جایی عمودی هوا می‌تواند موجب انباشت آلاینده‌ها در لایه‌های نزدیک به سطح زمین شود. در چنین شرایطی، حتی اگر میزان انتشار آلاینده‌ها نسبت به روزهای دیگر تغییر محسوسی نداشته باشد، غلظت آن‌ها در هوای تنفسی افزایش می‌یابد. بنابراین، سیاست کنترل آلودگی هوا باید هم‌زمان دو هدف را دنبال کند: کاهش انتشار آلاینده‌ها از منابع مختلف و مدیریت شرایط اضطراری در روزهایی که وضعیت جوی امکان پراکندگی آلاینده‌ها را محدود می‌کند.

در تهران، خودروهای شخصی، موتورسیکلت‌ها، ناوگان حمل‌ونقل عمومی دیزلی، خودروهای باری و منابع ثابت آلاینده، هر یک سهمی در مساله دارند. با این حال، نباید تمام بار آلودگی هوا را به یک گروه از منابع نسبت داد. سهم هر بخش با توجه به نوع آلاینده، محدوده جغرافیایی، زمان و شرایط فعالیت متفاوت است. سیاستگزاری موثر نیز باید بر پایه اطلاعات دقیق از سهم منابع آلاینده انجام شود، نه صرفا بر اساس راهکارهای عمومی و محدودیت‌های کوتاه‌مدت.

نوسازی ناوگان؛ اولویت فراموش‌شده

یکی از مهم‌ترین اقدامات برای کاهش آلودگی هوای تهران، خروج تدریجی خودروها و موتورسیکلت‌های فرسوده از چرخه تردد است. خودروهای قدیمی، به‌ویژه نمونه‌هایی که از نگهداری نامناسب برخوردارند یا سامانه کنترل آلایندگی آن‌ها کارایی خود را از دست داده است، می‌توانند آلایندگی بالایی داشته باشند. در بخش موتورسیکلت نیز تعداد زیاد وسایل‌نقلیه فرسوده و تردد روزانه آن‌ها در معابر شهری، ضرورت اجرای برنامه‌ای مستقل برای نوسازی این ناوگان را نشان می‌دهد.

با این حال، اسقاط بدون فراهم‌ کردن امکان جایگزینی، راهکاری پایدار نخواهد بود. بخش قابل توجهی از مالکان خودروهای قدیمی، توان مالی خرید خودرو جدید را ندارند. از این رو، دولت باید با ارائه تسهیلات هدفمند، طرح‌های جایگزینی شفاف و حمایت از تولید خودروهای کم‌مصرف، برقی و هیبریدی، امکان خروج خودروهای پرآلاینده را فراهم کند. در این میان، حمایت از تولید داخل اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نوسازی گسترده ناوگان بدون توجه به توان تولیدی کشور و قدرت خرید مصرف‌کننده، می‌تواند به طرحی محدود و کم‌اثر تبدیل شود.

البته خودرو کم‌مصرف به‌تنهایی به معنای خودرو پاک نیست. میزان پیمایش، استاندارد آلایندگی، کیفیت نگهداری و نوع سوخت نیز در عملکرد زیست‌محیطی آن نقش دارند. بنابراین، نوسازی ناوگان باید بر اساس معیارهای فنی و میزان واقعی کاهش آلایندگی انجام شود.

حمل‌ونقل عمومی؛ جایگزین خودروهای شخصی

محدودیت تردد خودروهای شخصی زمانی می‌تواند اثر ماندگار داشته باشد که شهروندان به جایگزین مناسب دسترسی داشته باشند. توسعه مترو، افزایش تعداد و کیفیت اتوبوس‌ها، تکمیل شبکه خطوط تندرو و ایجاد مسیرهای ایمن دوچرخه‌سواری، باید در مرکز برنامه کاهش آلودگی تهران قرار گیرد.

در این میان، افزایش تعداد اتوبوس‌ها به‌تنهایی کافی نیست. فاصله زمانی حرکت، پوشش خطوط، دسترسی محله‌ها به ایستگاه‌ها، ایمنی، نظافت و قابلیت اطمینان خدمات، عواملی هستند که شهروند را به استفاده از حمل‌ونقل عمومی ترغیب می‌کنند. اگر رفت‌وآمد با خودرو شخصی سریع‌تر، قابل پیش‌بینی‌تر و در دسترس‌تر باشد، محدودیت‌های ترافیکی به‌تنهایی نمی‌توانند الگوی سفر شهری را تغییر دهند.

تامین مالی پایدار برای خرید اتوبوس‌های جدید، توسعه ناوگان برقی و گازسوز در مسیرهای متناسب، نوسازی تاکسی‌ها و بهبود خدمات حمل‌ونقل عمومی باید در اولویت مدیریت شهری و دولت قرار گیرد. درعین حال، توسعه ناوگان برقی بدون توجه به هزینه خرید، زیرساخت شارژ، تامین برق و خدمات پس از فروش، نمی‌تواند جایگزین یک برنامه جامع حمل‌ونقل شود.

خودروهای برقی و هیبریدی؛ راهکار مشروط به زیرساخت

برقی‌سازی ناوگان شهری می‌تواند انتشار آلاینده‌ها در محل تردد را کاهش دهد و در صورت تامین برق با آلایندگی کمتر، منافع زیست‌محیطی گسترده‌تری به همراه داشته باشد. تاکسی‌ها، موتورسیکلت‌های پرتردد و اتوبوس‌های فعال در مسیرهای مشخص، از جمله گزینه‌هایی هستند که به‌دلیل پیمایش بالا و امکان برنامه‌ریزی برای شارژ، قابلیت بررسی در اولویت‌های برقی‌سازی را دارند.

با این حال، توسعه خودروهای برقی نباید صرفا به واردات محدود شود. شکل‌گیری زنجیره تولید داخلی، توسعه فناوری باتری، ایجاد شبکه تعمیر و نگهداری، استانداردسازی تجهیزات شارژ و تدوین مشوق‌های قابل پیش‌بینی، از الزامات این مسیر است. خودروهای هیبریدی نیز می‌توانند در دوره گذار، مصرف سوخت و انتشار آلاینده‌ها را کاهش دهند؛ اما میزان این کاهش به فناوری خودرو، شرایط رانندگی و نحوه استفاده از آن وابسته است.

سوخت، معاینه‌فنی و کنترل واقعی آلایندگی

اصلاح کیفیت سوخت، نظارت بر عملکرد خودروها و اجرای دقیق معاینه‌فنی از دیگر محورهای ضروری است. معاینه فنی زمانی اثربخش خواهد بود که علاوه‌بر کنترل اولیه، خودروهای دارای نقص فنی و سامانه‌های غیرفعال کنترل آلایندگی نیز شناسایی شوند. پایش مراکز معاینه فنی، جلوگیری از صدور گواهی غیرواقعی و کنترل خودروهای دودزا در سطح شهر باید با جدیت دنبال شود.

در بخش سوخت نیز باید کیفیت بنزین و گازوئیل، انطباق آن‌ها با استانداردهای لازم و عملکرد سامانه توزیع به‌طور مستمر بررسی شود. در ناوگان دیزلی، تعمیر و نگهداری موتور، عملکرد سامانه‌های کنترل آلایندگی و جلوگیری از تردد وسایل نقلیه معیوب اهمیت ویژه‌ای دارد. از سوی دیگر، بهبود مصرف سوخت خودروهای داخلی از طریق ارتقای فناوری موتور، کاهش وزن، بهینه‌سازی انتقال قدرت و توسعه سامانه‌های هیبریدی، می‌تواند هم‌زمان به کاهش مصرف انرژی و انتشار آلاینده‌ها کمک کند.

مدیریت آلودگی؛ فراتر از تعطیلی و محدودیت

تعطیلی مدارس و ادارات یا اجرای محدودیت‌های تردد ممکن است در روزهای اضطراری به کاهش مواجهه شهروندان با آلودگی کمک کند، اما نباید به جای سیاست‌های ساختاری بنشیند. مدیریت بحران باید بر پیش‌بینی شرایط جوی، اطلاع‌رسانی دقیق، کاهش فعالیت منابع آلاینده و حمایت از گروه‌های حساس متمرکز باشد. هم‌زمان، انتشار عمومی داده‌های کیفیت هوا و گزارش عملکرد دستگاه‌های مسئول می‌تواند امکان ارزیابی سیاست‌ها را فراهم کند.

درنهایت، کاهش آلودگی هوای تهران به تقسیم مسئولیت روشن میان دولت، شهرداری، خودروسازان، شرکت‌های حمل‌ونقل و شهروندان نیاز دارد. دولت باید سیاست‌های پایدار و منابع مالی را تامین کند، خودروسازان به ارتقای فناوری و کاهش مصرف سوخت متعهد باشند و مدیریت شهری نیز حمل‌ونقل عمومی کارآمد و نظارت موثر را در اولویت قرار دهد. تهران زمانی از چرخه تکراری آلودگی زمستانی فاصله می‌گیرد که به‌جای اتکا به راهکارهای مقطعی، کاهش آلایندگی را به معیاری ثابت در سیاستگزاری خودرو، انرژی و حمل‌ونقل تبدیل کند.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha