توسعه خودروهای هیبریدی در ایران را نمیتوان صرفا به واردات چند مدل جدید یا عرضه محصولات کممصرف محدود کرد. حرکت به سمت این فناوری، به سیاستی نیاز دارد که همزمان توان خرید مصرفکننده، ظرفیت تولید داخل، زیرساخت خدمات پس از فروش و اقتصاد انرژی کشور را در نظر بگیرد. در شرایطی که مصرف بنزین، آلودگی هوا و هزینه تامین سوخت به مسائل مهم اقتصاد ایران تبدیل شدهاند، خودروهای هیبریدی میتوانند بخشی از راهکار کاهش مصرف سوخت باشند؛ اما تحقق این ظرفیت، بدون حمایت هدفمند دولت از خریدار و خودروساز امکانپذیر نیست.
هیبرید؛ راهکاری متناسب با شرایط ایران
خودرو هیبریدی با ترکیب موتور احتراقداخلی و موتور الکتریکی، بخشی از انرژی مورد نیاز حرکت را از طریق بازیابی انرژی ترمز و مدیریت هوشمند نیروی محرکه تامین میکند. در بسیاری از خودروهای هیبریدی، بهویژه در ترددهای شهری و مسیرهای پرتوقف، موتور الکتریکی میتواند سهم بیشتری از حرکت را برعهده بگیرد و مصرف بنزین را کاهش دهد.
مزیت این فناوری برای ایران از آن جهت اهمیت دارد که توسعه خودروهای تمامبرقی با محدودیتهایی مانند هزینه بالای خرید، نیاز به گسترش زیرساخت شارژ و ضرورت آمادهسازی شبکه خدمات تخصصی مواجه است. در مقابل، خودروهای هیبریدی معمولی برای شارژ باتری به ایستگاه شارژ خارجی نیاز ندارند و باتری آنها از طریق موتور احتراقی و بازیابی انرژی ترمز شارژ میشود. این ویژگی میتواند استفاده از آنها را در شرایط فعلی کشور عملیتر کند.
البته میزان صرفهجویی در مصرف سوخت به نوع سامانه هیبریدی، وزن خودرو، شرایط رانندگی، ظرفیت باتری و الگوی استفاده بستگی دارد. بنابراین، سیاستگزاری در این حوزه باید بر عملکرد واقعی خودروها و میزان کاهش مصرف سوخت متمرکز باشد، نه صرفا عنوان هیبریدی در مشخصات محصول.
حمایت از مصرفکننده؛ شرط شکلگیری تقاضای پایدار
نخستین مانع گسترش خودروهای هیبریدی در ایران، هزینه اولیه خرید است. فناوری دوگانه محرکه، باتری، سامانههای کنترل الکترونیکی و تجهیزات مدیریت انرژی، هزینه تولید خودرو را افزایش میدهد. اگر این هزینه بهطور کامل به قیمت نهایی منتقل شود، محصول کممصرف ممکن است از دسترس بخش بزرگی از خانوارها خارج بماند. درچنین شرایطی، دولت میتواند با طراحی مشوقهای هدفمند، فاصله میان هزینه اولیه خرید و منافع بلندمدت مصرف سوخت را کاهش دهد. تخفیفهای مالیاتی، تسهیلات خرید، تامین مالی کمهزینه و امتیازهای مرتبط با نوسازی خودروهای فرسوده، از جمله ابزارهایی هستند که میتوانند تقاضا برای خودروهای کممصرف را تقویت کنند. این حمایتها باید بر مبنای میزان کاهش مصرف سوخت و آلایندگی طراحی شوند و بهگونهای نباشند که صرفا به افزایش واردات خودروهای گرانقیمت منجر شوند. هدف اصلی، دسترسی بیشتر مصرفکنندگان به فناوری کممصرف و ایجاد بازاری پایدار برای آن است.
صنعت خودرو به مشوق تولید نیاز دارد
حمایت از مصرفکننده بهتنهایی کافی نیست. اگر خودروساز داخلی امکان سرمایهگذاری در توسعه قوای محرکه هیبریدی، تامین قطعات تخصصی و ارتقای دانش فنی را نداشته باشد، بازار این محصولات به واردات وابسته خواهد ماند. از این رو، سیاست حمایتی باید در کنار تحریک تقاضا، تولید و توسعه فناوری در داخل را نیز هدف قرار دهد. توسعه موتورهای کممصرف، سامانههای مدیریت انرژی، تجهیزات الکترونیکی قدرت و زنجیرهتامین باتری، به سرمایهگذاری بلندمدت و همکاری میان خودروسازان، قطعهسازان و مراکز دانشگاهی نیاز دارد. دولت میتواند با تامین مالی پروژههای تحقیق و توسعه، تسهیل دسترسی به تجهیزات و مواداولیه، حمایت از آزمونهای فنی و ایجاد ثبات در مقررات، هزینه ورود صنعت به این حوزه را کاهش دهد. در این مسیر، حمایتها باید به پیشرفت فنی، افزایش بهرهوری، ارتقای کیفیت و شکلگیری توان تولیدی واقعی گره بخورند. اختصاص منابع بدون برنامه مشخص برای توسعه محصول و انتقال دانش فنی، نمیتواند به ایجاد مزیت رقابتی پایدار منجر شود.
ثبات مقررات و خدمات پس از فروش
یکی دیگر از الزامات توسعه خودروهای هیبریدی، پیشبینیپذیر بودن سیاستهای تجاری و صنعتی است. تغییرات ناگهانی تعرفهها، محدودیتهای ارزی و دشواری تامین قطعات میتواند برنامه تولیدکننده را مختل کند و هزینه نگهداری خودرو را برای مصرفکننده افزایش دهد. درنتیجه، تدوین یک نقشه راه چندساله برای واردات هدفمند، تولید داخلی و توسعه زنجیرهتامین ضروری است. همچنین، شبکه خدمات پس از فروش باید توان عیبیابی و تعمیر سامانههای برقی و الکترونیکی این خودروها را داشته باشد. تامین قطعات، آموزش تعمیرکاران، دسترسی به تجهیزات تخصصی و تعیین چارچوب روشن برای ضمانت باتری، از عواملی هستند که بر اعتماد خریدار اثر میگذارند. بدون این الزامات، حتی خودرویی با مصرف سوخت پایین نیز ممکن است به دلیل نگرانی از هزینه تعمیرات با استقبال کافی مواجه نشود.
سیاست صنعتی با هدف کاهش مصرف سوخت
توسعه خودروهای هیبریدی زمانی به نتیجه اقتصادی میرسد که دولت منافع آن را در مقیاس کلان نیز محاسبه کند. کاهش مصرف بنزین میتواند فشار بر تامین و توزیع سوخت را کمتر کند و در صورت جایگزینی خودروهای پرمصرف، به کاهش بخشی از آلایندگی ناشی از تردد شهری کمک کند. در مقابل، میزان منفعت نهایی به تعداد خودروهای جایگزینشده، میزان پیمایش و صرفهجویی واقعی هر خودرو وابسته است. بنابراین، حمایت از خودروهای هیبریدی نباید سیاستی مقطعی یا محدود به مشوق خرید باشد. هماهنگی میان سیاستهای انرژی، صنعت، تجارت و محیطزیست میتواند زمینه توسعه بازاری را فراهم کند که در آن، مصرفکننده از هزینه بهرهبرداری کمتر برخوردار شود و صنعتخودرو نیز برای سرمایهگذاری در فناوریهای جدید انگیزه داشته باشد. درنهایت، مسیر توسعه خودروهای هیبریدی در ایران از حمایت همزمان از دو سوی بازار میگذرد: مصرفکنندهای که باید توان خرید و اطمینان از خدمات مناسب داشته باشد و صنعتی که برای توسعه فناوری به سرمایه، ثبات مقررات و فرصت رقابت نیاز دارد. تنها با ایجاد این توازن میتوان خودروهای هیبریدی را از محصولات محدود بازار به بخشی موثر از برنامه کاهش مصرف سوخت و نوسازی ناوگان کشور تبدیل کرد.
