image.png - کراپ‌شده

به نظر شما چرا خودروهای جدید این‌قدر عجیب و حتی زننده به‌نظر می‌رسند؟ این پرسشی نیست که فقط در کافه‌های پاتوق ماشین‌بازها مطرح شود؛ امروز در کامنت‌های اینستاگرام، ویدئوهای یوتیوب و انجمن‌های تخصصی به شکایتی جمعی تبدیل شده است.

مقاله برندینگ تازه‌ای با عنوان «زشتِ عمدی: چگونه برندهای خودرو برای بقا می‌جنگند» به قلم رافی الیف، مشاور برند، تلاش کرده از زاویه کسب‌وکار به این گلایه پاسخ دهد. پاسخ او فراتر از سلیقه است: در صنعتی که زمستان سختی در پیش دارد، زشتی می‌تواند عمدی، حساب‌شده و حتی ضروری باشد. قاعده جدید بازار روشن است: بدون وایرال شدن، فروش هم در کار نیست.

شکایت جمعی؛ وقتی خودروها دیگر زیبا نیستند

نویسنده مقاله با ثبت چهار شکایت نمادین، ویترین این حس غریب را می‌چیند. شکایت‌هایی که هر کدام نماینده یک بحران هویتی است. مورد اول ب‌ام‌و است. جلوپنجره کلیوی‌شکل این برند باواریایی که روزگاری نماد ظرافت بود، هر نسل بزرگ‌تر، عمودی‌تر و جنجالی‌تر شده است.

منتقدان اروپایی آن را کاریکاتور و توهین به میراث می‌خوانند، اما پاسخ رئیس طراحی ب‌ام‌و غافلگیرکننده است: «چین همچنان جلوپنجره بزرگ می‌خواهد.» وقتی بزرگ‌ترین و سودآورترین بازار جهان چنین چیزی طلب می‌کند، زیبایی‌شناسی مونیخی باید عقب بنشیند. نکته مهم این‌جاست که خود ب‌ام‌و تاکید می‌کند این انتقادها هرگز در نمودار فروش خود را نشان نداده است؛ یعنی صدای بلند منتقدان، لزوما صدای مشتری واقعی نیست.

از هند تا بریتانیا؛ وقتی مشتری اصلی عوض می‌شود

مورد دوم سوزوکی است؛ خودروهایی که به تعبیر مقاله «هندی‌طور» به‌نظر می‌رسند. این توصیف نه توهین، بلکه تشریح یک واقعیت تجاری است. ۶۰ درصد تولید جهانی سوزوکی در هند انجام می‌شود و ماروتی سوزوکی به‌تنهایی ۵۵ درصد فروش جهانی گروه را در بازه آوریل تا دسامبر ۲۰۲۲ در اختیار داشته است.

وقتی قلب تپنده برندت در دهلی و گجرات می‌تپد، دیگر دلیلی ندارد برای سلیقه لندن یا برلین خودرو طراحی کنی. سوزوکی تصمیم گرفته برای کسی که واقعا پول می‌دهد، غیرقابل چشم‌پوشی باشد، نه برای همه قابل قبول. مورد سوم جگوار است؛ برندی که حالا غیرقابل شناسایی است. بازآفرینی جنجالی جگوار در سال ۲۰۲۴ با شعار «از هیچ‌چیز کپی نکن» یکی از رادیکال‌ترین ری‌برندهای یک دهه اخیر صنعت‌خودرو بود.

لوگوی مینیمال، حذف گربه جهنده، کمپینی با مدل‌هایی با لباس‌های فاخر و رنگ‌های جیغ و خداحافظی کامل با چوب و چرم کلاسیک بریتانیایی. جگوار به عمد خریداران سنتی و مسن خود را پشت سر گذاشت تا سراغ نسلی جوان‌تر، ثروتمندتر، جهانی‌تر و عمدتا خارج از بریتانیا برود.

اولین محصول برقی این دوران هنوز نیامده، اما جنجال رسانه‌ای کار خود را کرده و نام جگوار را پس از سال‌ها سکوت، دوباره سر زبان‌ها انداخته است. مورد چهارم از همه تکان‌دهنده‌تر است: فراری؛ فراری لوچه، خودرو ۶۴۰ هزار دلاری تمام‌برقی است که با همکاری جانی آیو، طراح افسانه‌ای آیفون ساخته شد.

این خودرو بیش از آن‌که یک فراری با غرش موتور 12 سیلندر باشد، شبیه یک وسیله الکترونیکی لوکس و مینیمال است. طرفداران دوآتشه فراری دو شقه شده‌اند؛ عده‌ای آن را خیانت می‌خوانند و عده‌ای دیگر آینده. اما این دقیقا همان کاری است که فراری می‌خواهد انجام دهد؛ ورود به اکوسیستم جدیدی که در آن خودرو کمتر یک ماشین و بیشتر یک گجت است.

چطور زمستان صنعت‌خودرو فرا رسید

پرسش کلیدی این‌جاست: این زشتی‌ها تصادفی است یا عمدی؟ برای پاسخ، باید تصویر بزرگ‌تر را دید. صنعت خودرو در میانه یک توفان کامل گرفتار شده است. اول، اکوسیستم خودرو برقی. در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۰.۷ میلیون خودرو برقی در جهان فروخته شد؛ یعنی ۲۵ درصد کل فروش خودروهای نو. خودروسازان چینی به‌تنهایی حدود ۶۰ درصد این بازار را تأمین کردند. این یعنی قواعد بازی عوض شده و فشار قیمت و تکنولوژی بی‌سابقه است. دوم، جهان بیش از حد تحریک‌شده و نقش شبکه‌های اجتماعی. براساس نظرسنجی اسنپ‌چت و آژانس هاواس، ۷۴ درصد خریداران خودرو از نسل Z هنگام خرید از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند. فرهنگ و ترند در تیک‌تاک و اینستاگرام ظرف چند هفته عوض می‌شود، اما توسعه یک خودرو به کارخانه، زنجیره‌تامین، تست تصادف و مقرراتی نیاز دارد که ۳ تا ۵ سال زمان می‌برد. این شکاف زمانی مرگبار است. خودروساز نمی‌تواند هر هفته طراحی‌اش را عوض کند، پس باید کاری کند که در همان نیم‌ثانیه اول اسکرول، متوقف‌کننده باشد، حتی اگر به قیمت شوکه کردن باشد.

قانون جدید؛ بدون وایرال، فروش نیست

از دل همین شکاف، قانون جدید متولد شده است: بدون وایرال شدن، فروشی هم در کار نیست. جلب‌توجه نقطه‌ای است که جست‌وجو آغاز می‌شود، هرچند تضمینی برای فروش نیست. این جمله را نگه دارید و به تسلا فکر کنید؛ برندی که بدون یک دلار تبلیغات تلویزیونی سنتی، فقط با وایرال بودن زنده ماند و رشد کرد. اما وایرال بودن هزینه دارد و حقیقت تلخ این است که طراحی زیبای صرف دیگر در بازاری فوق رقابتی جواب نمی‌دهد. فشار مالی واقعی است. پورشه در سه ماهه اول ۲۰۲۶ با افت ۲۲ درصدی سود عملیاتی و کاهش حدود ۱۵ درصدی تحویل مواجه شد، هرچند هنوز با حاشیه سود ۷.۱ درصدی سودآور است و آن را در راستای انتظارات خود می‌داند. وضعیت برای گروه جگوار-لندروور فاجعه‌بارتر بود؛ سود پیش از مالیات سال مالی ۲۰۲۶ به حدود ۱۹ میلیون‌دلار سقوط کرد؛ درحالی که سال قبل ۳.۴ میلیارددلار بود؛ افتی ۹۹ درصدی که ترکیبی از حمله سایبری گسترده، تعرفه‌های سنگین آمریکا و توقف تولید مدل‌های قدیمی جگوار برای آماده‌سازی ری‌برند، آن را رقم زد.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha