امیرحسین جلالی

فرسایش ماشین‌آلات، محدودیت ارزی و نبود سرمایه‌گذاری موثر، توان نوسازی فناوری و ارتقای کیفیت قطعات را کاهش داده و انتظارات جدید بازار را با چالش مواجه کرده است

قطعه‌سازی ایران امروز در نقطه‌ای ایستاده که نتیجه سال‌ها کمبود سرمایه‌گذاری، فرسودگی تجهیزات و فشارهای مزمن اقتصادی است و خود را به‌وضوح در کیفیت و توان تولید نشان می‌دهد. در شرایطی که فناوری‌های تولید در جهان با شتابی بی‌سابقه در حال تحول است، قطعه‌سازان داخلی با ماشین‌آلاتی کار می‌کنند که عمر برخی از آن‌ها به دو دهه می‌رسد و همین موضوع مسیر نوسازی و ارتقای کیفیت را دشوار کرده است. از سوی دیگر، تغییرات ساختاری در مدیریت خودروسازی، انتظارات جدیدی را پیش‌ روی زنجیره‌تامین قرار داده است؛ انتظاراتی که بدون تغییر نگاه، حمایت عملی و مشارکت واقعی در توسعه محصول، تحقق آن‌ها دور از دسترس خواهد بود.

در این رابطه گفت‌وگوی «دنیای خودرو» با امیرحسین جلالی، عضو هیات‌رئیسه انجمن صنایع‌همگن نیرومحرکه و قطعه‌سازان خودرو کشور را در ادامه خواهید خواند:

* با توجه به ساختار حاکم بر صنعت‌خودرو در سال‌های گذشته و پیامدهایی که این نوع حکمرانی برای زنجیره‌تامین و به‌ویژه قطعه‌سازان به همراه داشته است، وضعیت امروز سرمایه‌گذاری در صنعت قطعه‌ را چگونه توصیف می‌کنید و این روند چه تاثیری بر توان نوسازی تجهیزات، ارتقای فناوری تولید و حفظ یا بهبود کیفیت قطعات داشته است؟

واقعیت این است که ما سال‌های طولانی است که در عمل، سرمایه‌گذاری جدید و موثری در صنعت قطعه نداشتیم و این موضوع امروز به یکی از چالش‌های جدی ما تبدیل شده است. بخش قابل توجهی از ماشین‌آلاتی که در خطوط تولید قطعه‌سازان مورد استفاده قرار می‌گیرد، دیگر ماشین‌آلات جدید محسوب نمی‌شود و حتی ماشین‌آلاتی که زمانی به عنوان تجهیزات نو وارد خطوط تولید شده‌اند، امروز عمری بالای ۱۰ سال دارند و بخش دیگری از تجهیزات نیز با قدمتی ۱۵ تا ۲۰ ساله همچنان در حال فعالیت هستند.

این درحالی است که تکنولوژی تولید در دنیا به سرعت در حال تغییر و به‌روزرسانی است و فاصله ما با تکنولوژی روز جهانی روز به‌روز بیشتر می‌شود و این فاصله اثر مستقیم خود را بر کیفیت نشان می‌دهد.

* وقتی از فاصله موجود میان فناوری تولید داخل و فناوری‌های روز دنیا صحبت می‌شود، این فاصله در عمل چگونه در فرآیندهای تولید نمود پیدا می‌کند و چه تاثیری بر کیفیت نهایی قطعات می‌گذارد؟

یکی از نمودهای اصلی این عقب‌ماندگی، وابستگی شدید خطوط تولید ما به نیروی انسانی در نقاط کنترلی بین فرآیندها است. در بسیاری از خطوط تولید، به‌جای استفاده از سیستم‌های کنترلی هوشمند، تجهیزات اندازه‌گیری آنلاین و ابزارهای اتوماتیک تشخیص خطا، همچنان از انسان برای کنترل کیفیت بین ایستگاه‌های تولید استفاده می‌شود.

انسان ذاتا دچار خطا می‌شود؛ ممکن است در پایان شیفت کاری خسته باشد، ممکن است حتی خسته سر کار بیاید و تمرکز کافی نداشته باشد و همین عوامل باعث می‌شود دقت لازم در کنترل کیفیت همیشه به‌صورت یکنواخت وجود نداشته باشد. نتیجه این شرایط آن است که برخی ایرادات از چشم کنترل انسانی پنهان می‌ماند و قطعه معیوب از خط تولید خارج می‌شود و به خودروساز تحویل داده می‌شود و درنهایت این مشکل به مصرف‌کننده نهایی منتقل می‌شود.

* با توجه به اینکه اکنون بخشی از خودروسازی کشور به سمت مدیریت خصوصی حرکت کرده، انتظار افکار عمومی و مشتریان از صنعت قطعه‌ چیست و شما این انتظارات را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

امروز مردم به‌طور طبیعی انتظار دارند وقتی مدیریت خودروسازی به‌سمت بخش‌خصوصی حرکت می‌کند، تغییر محسوسی در کیفیت محصولات نهایی مشاهده شود و این انتظار، انتظار درستی است. مردم می‌خواهند تفاوت را در عمل ببینند، نه فقط در شعار و وعده. اما باید توجه داشت که این تغییر محسوس در کیفیت، صرفا با تغییر مدیریتی در سطح خودروساز اتفاق نمی‌افتد و نیازمند تغییر نگرش عمیق در کل زنجیره‌تامین است.

از یک طرف نگاه مدیریتی جدید و اصلاح فرآیندها اهمیت دارد و از طرف دیگر، سخت‌افزار تولید نیز نیازمند نوسازی جدی است و بدون تجهیزات جدید و تکنولوژی به‌روز، نمی‌توان انتظار جهش کیفی واقعی داشت.

* در شرایط فعلی، وضعیت اقتصاد، تورم و مشکلات ارزی چه تاثیری بر امکان سرمایه‌گذاری جدید در صنعت قطعه‌ گذاشته است؟

با شرایط فعلی اقتصاد کشور، تورم بالا و محدودیت‌های شدید ارزی، ما عملا به نقطه‌ای رسیده‌ایم که سرمایه‌گذاری جدید برای بسیاری از قطعه‌سازان غیرممکن یا بسیار دشوار شده است. تامین ارز برای خرید ماشین‌آلات جدید یا تجهیزات اندازه‌گیری روز دنیا با موانع جدی مواجه است و حتی اگر قطعه‌ساز منابع ریالی محدودی هم در اختیار داشته باشد، امکان تبدیل آن به تجهیزات مدرن به سادگی وجود ندارد.

در چنین شرایطی، بسیاری از واحدهای قطعه‌سازی تمام تلاش خود را به کار گرفته‌اند تا فقط بتوانند تولید فعلی را حفظ کنند و حتی همین حفظ سطح تولید نیز با سختی فراوان همراه است.

* با توجه به این محدودیت‌ها، قطعه‌سازان چه انتظاری از خودروسازان دارند تا بتوانند کیفیت را ارتقا دهند؟

ما به صورت شفاف این موضوع را با خودروسازان مطرح کرده‌ایم که اگر واقعا انتظار کیفیت بهتر از قطعه‌ساز وجود دارد، این انتظار باید با حمایت عملی همراه باشد. یکی از پیشنهادهای مشخص ما این بوده است که خودروسازان از محل سپرده‌های گارانتی که در سال‌های گذشته از قطعه‌سازان دریافت و بلوکه کرده‌اند، به قطعه‌سازان کمک کنند.

این منابع می‌تواند برای خرید ماشین‌آلات جدید، تجهیزات کنترلی مدرن و وسایل اندازه‌گیری مطابق با استانداردهای روز جهان مورد استفاده قرار گیرد تا وابستگی کیفیت به نیروی انسانی کاهش پیدا کند و فرآیندها پایدارتر شود.

* آیا این درخواست فقط به حوزه سخت‌افزار و تجهیزات محدود می‌شود یا شما در حوزه توسعه محصول نیز مطالباتی از خودروسازان دارید؟

قطعا موضوع فقط سخت‌افزار نیست و یکی از مهم‌ترین خواسته‌های ما، مشارکت واقعی خودروسازان در توسعه محصول است. توسعه محصول جایی است که کیفیت در آن شکل می‌گیرد و اگر توسعه محصول به درستی انجام نشود، انتظار کیفیت بالا در مرحله تولید انتظار واقع‌بینانه‌ای نخواهد بود.

درآمد پایدار صنعت‌خودرو در توسعه محصول نهفته است و همگامی با صنعت جهانی نیز از مسیر توسعه محصول می‌گذرد. با وضعیت فعلی و با سخت‌افزاری که امروز در اختیار داریم، تولید محصول فاخر از نظر کیفیت بسیار دشوار است و بدون مشارکت خودروساز در این حوزه، این مسیر به نتیجه نمی‌رسد.

* درباره تجربه‌ همکاری‌تان با شرکت‌هایی مانند رنو بفرمایید. این شرکت‌ها چه رویکردی داشتند که توانستند با همین قطعه‌سازان داخلی به کیفیت بالاتری دست پیدا کنند؟

تجربه همکاری با شرکت‌هایی مانند رنو نشان داد که مساله کیفیت صرفا به توان ذاتی قطعه‌ساز ایرانی محدود نمی‌شود، بلکه به مدل همکاری و نگاه خودروساز به زنجیره‌تامین بازمی‌گردد.

این شرکت‌ها در توسعه محصول نقش فعالی داشتند و در بسیاری از موارد برای خرید قالب‌ها، قالب‌های پشتیبان و حتی دستگاه‌های خاص تولید و کنترل کیفیت، به قطعه‌سازان کمک بلاعوض می‌کردند. این کمک‌ها باعث می‌شد زیرساخت تولید قطعه از ابتدا بر اساس استانداردهای کیفی بالا شکل بگیرد و ریسک خطا در تولید کاهش پیدا کند.

* این همکاری‌ها در حوزه قراردادها و الزامات کیفی چگونه مدیریت می‌شد؟

در این مدل همکاری، قطعات بر اساس قراردادهای هوشمند تعریف می‌شد و این قراردادها به‌صورت دوره‌ای و مثلا هر سه ماه یک‌بار به‌روزرسانی می‌شدند. این به‌روزرسانی‌ها هم شامل الزامات فنی جدید بود و هم شامل شاخص‌های کیفی سخت‌گیرانه‌تر می‌شد.

نتیجه این رویکرد آن بود که قطعه‌ساز و خودروساز به صورت هم‌زمان رشد می‌کردند و کیفیت به یک فرآیند پویا تبدیل می‌شد، نه یک دستور اداری یا فشار یک‌طرفه.

* آیا این مطالبات و انتظارات امروز نیز از سوی قطعه‌سازان به خودروسازان داخلی منتقل شده است؟

بله؛ ما به صراحت این خواسته‌ها را مطرح کرده‌ایم و اعلام کرده‌ایم که انتظار داریم همان الگوهای موفق گذشته، متناسب با شرایط امروز، دوباره مورد توجه قرار گیرد. البته باید اذعان کرد که اجرای این رویکرد کار ساده‌ای نیست؛ زیرا صنعت‌خودرو فعلی ما در طول سال‌ها با همین ساختارها و ذهنیت‌ها بزرگ شده است و تغییر این طرز فکرها نیازمند زمان، اراده و شجاعت تصمیم‌گیری است. تغییر ذهنیت‌ها و عبور از نگاه‌های سنتی واقعا کار آسانی نیست؛ اما راه دیگری برای بهبود پایدار کیفیت وجود ندارد.

* با وجود همه این دشواری‌ها، چشم‌انداز شما برای ادامه مسیر چیست و قطعه‌سازان چگونه می‌خواهند در این شرایط به کار خود ادامه دهند؟

واقعیت این است که ما کاری جز ادامه دادن بلد نیستیم و ناچار هستیم در همین شرایط سخت، تلاش کنیم کاری را که انجام می‌دهیم، هر روز بهتر از گذشته انجام دهیم. برای بهتر شدن، مشارکت جمعی ضروری است و این مشارکت فقط محدود به قطعه‌ساز و خودروساز نمی‌شود، بلکه مشتریان و سایر ذی‌نفعان نیز باید در این مسیر نقش خود را ایفا کنند.

اگر این مشارکت به تدریج شکل بگیرد و حمایت‌های لازم فراهم شود، امیدواریم در طول زمان بتوانیم به اهداف کیفی مورد انتظار دست پیدا کنیم و فاصله خود را با استانداردهای جهانی کاهش دهیم.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =