در چنین شرایطی، برخلاف تصور عمومی که افزایش قیمتها را به معنای سودآوری بیشتر فعالان بازار میداند، رکود معاملاتی به یکی از مهمترین دغدغههای فروشندگان و فعالان حوزه خودرو تبدیل شده است؛ چراکه افزایش قیمتها بدون گردش مناسب معاملات، نهتنها درآمد پایداری برای این گروه ایجاد نمیکند، بلکه تامین هزینههای جاری، اجاره واحدهای صنفی، دستمزد کارکنان و سایر هزینههای سربار را نیز دشوارتر میسازد. از سوی دیگر، وابستگی بازار خودرو به وضعیت تولید داخلی و روند واردات باعث شده است هرگونه اختلال در این دو بخش، آثار خود را بهسرعت در بازار خریدوفروش خودرو نشان دهد. در همین زمینه، مجتبی گودرزی یکی از فعالان بازار خودرو در گفتوگو با «دنیایخودرو» به تشریح وضعیت این بازار، دلایل تداوم رکود و چالشهای پیش روی فعالان صنفی پرداخت.
بازار خودرو در ماههای اخیر با افزایش قابلتوجه قیمتها مواجه بوده است. آیا این روند به معنای رونق بازار و افزایش درآمد فعالان این حوزه است؟
واقعیت این است که افزایش قیمتها لزوما به معنای رونق بازار نیست. ممکن است قیمت خودرو در بازار افزایش پیدا کند، اما تعداد معاملات بهشدت کاهش یابد. در چنین شرایطی، نمیتوان گفت فعالان بازار از افزایش قیمتها منتفع شدهاند؛ زیرا درآمد این گروه بیش از آنکه صرفا به قیمت خودرو وابسته باشد، به میزان خریدوفروش و گردش معاملات بستگی دارد. وقتی قیمت خودرو افزایش پیدا میکند، قدرت خرید مشتریان کاهش مییابد و بخش قابلتوجهی از متقاضیان خرید، تصمیم خود را به تعویق میاندازند. برخی افراد نیز که پیشتر قصد تعویض خودرو یا خرید خودرو جدید را داشتند، بهدلیل فاصله گرفتن قیمتها از توان مالیشان، از بازار خارج میشوند. نتیجه این وضعیت، کاهش تعداد مشتریان واقعی و طولانیتر شدن زمان فروش خودروهاست. بنابراین، افزایش قیمتها در بازاری که با رکود مواجه است، الزاما به نفع فروشندگان نیست. چهبسا خودرویی که پیشتر در مدت کوتاهی معامله میشد، اکنون هفتهها در معرض فروش قرار بگیرد، بدون آنکه مشتری مناسبی برای آن پیدا شود. در چنین شرایطی، قیمتهای بالا بیشتر از آنکه نشانه رونق باشند، بیانگر دشوارتر شدن شرایط معامله و کاهش دسترسی مصرفکنندگان به بازار خودرو هستند.
چرا فعالان بازار از افزایش قیمتها و شرایط فعلی نگران هستند؟ مگر افزایش ارزش خودروها به معنای افزایش سرمایه آنها نیست؟
باید میان افزایش اسمی ارزش خودرو و درآمد واقعی فعالان بازار تفاوت قائل شد. ممکن است ارزش خودروهای موجود در یک نمایشگاه یا واحد صنفی افزایش پیدا کند، اما تا زمانی که معاملهای انجام نشود، این افزایش ارزش به درآمد نقدی تبدیل نمیشود. در مقابل، هزینههای جاری فعالان بازار متوقف نمیشود و آنها باید بهصورت مستمر هزینههایی مانند اجاره محل فعالیت، حقوق کارکنان، مالیات، عوارض، هزینههای نگهداری و سایر مخارج مرتبط با کسبوکار خود را پرداخت کنند. مساله اصلی این است که وقتی معاملات کاهش پیدا میکند، جریان درآمدی کسبوکار نیز تحت فشار قرار میگیرد؛ اما هزینهها همچنان برقرار هستند. فعال بازار ممکن است خودرویی را با سرمایه قابلتوجهی خریداری کرده باشد، ولی اگر نتواند آن را در زمان مناسب بفروشد، سرمایهاش برای مدت طولانی درگیر میشود. در این فاصله، هم هزینههای فعالیت خود را دارد و هم با عدم قطعیت درباره قیمت و شرایط معامله بعدی روبهرو است. از سوی دیگر، در بازار پرنوسان، فروش یک خودرو بهمعنای تضمین امکان جایگزینی آن با خودرویی مشابه نیست. فروشنده باید بتواند با منابع حاصل از معامله، خودرو دیگری تهیه کند و فعالیت خود را ادامه دهد. اگر فاصله قیمتها و نوسانات بازار این چرخه را مختل کند، حتی فعالانی که دارایی قابلتوجهی در اختیار دارند نیز ممکن است با مشکل نقدینگی مواجه شوند. به همین دلیل، ثبات نسبی بازار و انجام معاملات مستمر برای فعالان این حوزه اهمیت زیادی دارد. بازار خودرو زمانی میتواند برای فروشنده و خریدار شرایط مناسبتری فراهم کند که قیمتها با قدرت خرید جامعه تناسب بیشتری داشته باشند و امکان خریدوفروش واقعی وجود داشته باشد.
به نظر شما مهمترین عامل رکود فعلی بازار خودرو چیست؟ آیا باید آن را صرفا به کاهش قدرت خرید مردم نسبت داد؟
کاهش قدرت خرید یکی از عوامل اصلی است؛ اما برای تحلیل وضعیت بازار باید مجموعهای از عوامل را در نظر گرفت. بازار خودرو از یک سو به وضعیت اقتصادی خانوارها و توانایی آنها برای تامین هزینه خرید وابسته است و از سوی دیگر از شرایط تولید داخلی، عرضه خودروهای وارداتی، هزینههای تامین و انتظارات قیمتی تاثیر میپذیرد. وقتی مصرفکننده با افزایش هزینههای زندگی و کاهش قدرت خرید مواجه است، طبیعی است که خرید خودرو را به تعویق بیندازد یا بهدنبال گزینههایی با قیمت پایینتر باشد. در چنین فضایی، حتی افرادی که به خودرو نیاز دارند نیز ممکن است خرید خود را تا روشنتر شدن شرایط به زمان دیگری موکول کنند. در کنار این موضوع، نوسانات قیمت و نبود چشمانداز روشن از وضعیت آینده بازار نیز بر تصمیم خریداران تاثیر میگذارد. مشتری زمانی برای خرید اقدام میکند که بتواند تا حدی درباره توان مالی خود و هزینه نهایی معامله تصمیم بگیرد. اما هنگامی که قیمتها مرتب تغییر میکنند، بخشی از خریداران ترجیح میدهند منتظر بمانند. در سمت عرضه نیز شرایط تولیدکنندگان داخلی و واردکنندگان اهمیت دارد. هرگونه تغییر در میزان عرضه، هزینههای تولید، روند واردات یا دسترسی به منابع مورد نیاز میتواند بر قیمت و تنوع خودروهای موجود در بازار اثر بگذارد. بنابراین، رکود فعلی را نمیتوان نتیجه یک عامل منفرد دانست؛ بلکه با مجموعهای از مشکلات اقتصادی و ساختاری مواجه هستیم که درنهایت خود را در کاهش معاملات نشان میدهند.
شما به وابستگی بازار خودرو به تولید داخل و واردات اشاره کردید. این وابستگی چگونه بر وضعیت خریدوفروش خودرو اثر میگذارد؟
بازار خودرو بهصورت مستقیم از وضعیت تولید خودروسازان داخلی و روند واردات تاثیر میپذیرد. این بازار مستقل از زنجیرهتامین خودرو فعالیت نمیکند و هرگونه اختلال در بخش تولید یا واردات میتواند بهکاهش عرضه، تغییر قیمتها و برهم خوردن تعادل میان عرضه و تقاضا منجر شود. در بخش تولید داخلی، مشکلات مربوط به تامین قطعات، هزینه مواداولیه، نقدینگی تولیدکنندگان و محدودیتهای احتمالی در روند تولید میتواند بر تعداد خودروهای عرضهشده اثر بگذارد. هنگامی که عرضه متناسب با نیاز بازار نباشد، فشار بر قیمتها افزایش پیدا میکند و مصرفکننده نیز با دشواری بیشتری برای انتخاب و خرید خودرو مواجه میشود.در بخش واردات نیز موضوعاتی مانند مقررات تجاری، تعرفهها، تامین ارز، هزینههای حملونقل و زمان ورود خودروها اهمیت دارند. واردات میتواند در افزایش تنوع محصولات و ایجاد رقابت در بازار نقش داشته باشد، اما این اثرگذاری زمانی محسوس خواهد بود که عرضه خودروهای وارداتی از استمرار و حجم مناسبی برخوردار باشد و خودروها با قیمت قابلدسترستری بهدست مصرفکننده برسند. درواقع، تولید داخلی و واردات دو بخش اثرگذار بر عرضه خودرو هستند و اختلال در هرکدام میتواند وضعیت بخش دیگر را نیز تحتتاثیر قرار دهد. اگر تولید داخلی با محدودیت مواجه شود و واردات نیز نتواند بخشی از نیاز بازار را پوشش دهد، نتیجه آن میتواند کاهش گزینههای موجود برای خریداران و تشدید نوسانات قیمتی باشد. از همین رو، برای ارزیابی وضعیت بازار باید به جای تمرکز صرف بر قیمتهای روز، روند عرضه، میزان تولید، وضعیت واردات و حجم معاملات را نیز بررسی کرد. قیمت خودرو تنها یکی از نشانههای وضعیت بازار است و بهتنهایی نمیتواند تصویری کامل از شرایط آن ارائه دهد.
درچنین شرایطی، افزایش قیمتها چه پیامدی برای مصرفکنندگان و فعالان صنفی خواهد داشت؟
تداوم افزایش قیمتها در کنار رکود معاملاتی میتواند به زیان هر دو طرف بازار تمام شود. مصرفکننده برای خرید خودرو باید هزینه بیشتری بپردازد و در نتیجه، بخشی از تقاضای واقعی از بازار خارج میشود. از سوی دیگر، فروشنده نیز با کاهش تعداد مشتریان و طولانی شدن زمان معاملات مواجه خواهد شد. در چنین فضایی، ممکن است فاصله میان قیمتهای اعلامی فروشندگان و قیمتهایی که خریداران توان پرداخت آن را دارند، بیشتر شود. فروشندگان با توجه به هزینه جایگزینی خودرو و نوسانات بازار، تمایل دارند قیمتهای بالاتری پیشنهاد دهند؛ اما خریداران با توجه به محدودیت منابع مالی خود، حاضر به پرداخت این قیمتها نیستند. نتیجه این اختلاف، کاهش معاملات و افزایش فاصله میان قیمت پیشنهادی و معاملهشده است. اگر این شرایط ادامه پیدا کند، بخشی از واحدهای صنفی ممکن است برای تامین هزینههای جاری خود با دشواری بیشتری روبهرو شوند. این موضوع بهویژه برای کسبوکارهایی که هزینه ثابت بالایی دارند یا بخش زیادی از سرمایه آنها در خودروهای موجود در انبار و نمایشگاه متمرکز شده است، اهمیت دارد. از طرف دیگر، مصرفکننده نیز در چنین بازاری نمیتواند با اطمینان درباره زمان مناسب خرید تصمیم بگیرد. بنابراین، آنچه بازار به آن نیاز دارد صرفا کاهش یا افزایش قیمت نیست، بلکه بازگشت امکان معامله، بهبود قدرت خرید و ایجاد شرایطی است که خریدار و فروشنده بتوانند با اطمینان بیشتری وارد معامله شوند.
برای خروج بازار خودرو از وضعیت رکودی، چه اقداماتی باید در اولویت قرار بگیرد؟
در درجه نخست، باید شرایطی فراهم شود که عرضه خودرو با نیاز واقعی بازار هماهنگتر شود. این موضوع هم به بهبود وضعیت تولید داخلی و رفع موانع موجود در مسیر تولید مربوط است و هم به ایجاد یک روند قابل پیشبینی در واردات خودرو. هنگامی که عرضه از ثبات بیشتری برخوردار باشد، امکان شکلگیری انتظارات منطقیتر درباره قیمتها نیز افزایش پیدا میکند. موضوع بعدی، توجه به قدرت خرید مصرفکنندگان است. بازار خودرو زمانی میتواند از رکود خارج شود که متقاضیان واقعی امکان خرید داشته باشند. اگر فاصله میان درآمد خانوارها و قیمت خودرو همچنان افزایش یابد، حتی عرضه بیشتر نیز لزوما به رونق معاملات منجر نخواهد شد. بههمین دلیل، سیاستگزاری در این حوزه باید علاوهبر وضعیت تولید و واردات، شرایط اقتصادی خریداران را نیز در نظر بگیرد. همچنین، ثبات در تصمیمگیریها و پرهیز از تغییرات ناگهانی در مقررات میتواند به کاهش بلاتکلیفی فعالان بازار کمک کند. تولیدکننده، واردکننده، فروشنده و مصرفکننده همگی برای تصمیمگیری به چشماندازی روشنتر نیاز دارند. هرچه میزان عدماطمینان بیشتر باشد، احتمال به تعویق افتادن خریدها و سرمایهگذاریها نیز افزایش پیدا میکند. درنهایت، باید توجه داشت که رونق بازار خودرو تنها با بالا رفتن قیمتها ایجاد نمیشود. رونق واقعی زمانی شکل میگیرد که خودرو با قیمت متناسبتری در دسترس مصرفکننده قرار گیرد، معاملات به جریان بیفتد و فعالان صنفی بتوانند از محل فعالیت اقتصادی خود هزینههای جاری را تامین کنند. در غیر این صورت، ممکن است بازار از نظر قیمتی در سطوح بالایی قرار داشته باشد، اما از نظر حجم معاملات و توان اقتصادی فعالان آن، همچنان در وضعیت رکودی باقی بماند.
