رئیس شورای سیاستگزاری روزنامه دنیای خودرو در این باره نوشت :
صنعتخودرو جهان در مسیر عبور از پیشرانههای بنزینی قرار گرفته، اما همه کشورها این مسیر را با یک سرعت و فناوری یکسان طی نمیکنند. چین با سرمایهگذاری گسترده در زنجیره تولید باتری، توسعه زیرساخت شارژ و حمایت هدفمند از خودروسازان، به یکی از قطبهای خودروهای تمامبرقی تبدیل شده است. ژاپن در مقابل، سالهاست توسعه خودروهای هیبریدی را بهعنوان یکی از راهکارهای اصلی کاهش مصرف سوخت دنبال میکند. این تفاوت نشان میدهد انتخاب فناوری در صنعتخودرو صرفا تابع پیشرفت مهندسی نیست؛ جغرافیا، منابع انرژی و توان اقتصادی کشورها نیز در آن نقش تعیینکننده دارند.
ایران نیز نمیتواند بدون توجه به شرایط خاص خود، نسخه کشورهای دیگر را تکرار کند. گستردگی جغرافیایی، اختلاف دمای مناطق مختلف، فاصله شهرها، وضعیت شبکه برق و محدودیت ایستگاههای شارژ، عواملی هستند که باید در تعیین مسیر برقیسازی ناوگان کشور لحاظ شوند. خودرو تمامبرقی برای ترددهای روزانه شهری، ناوگان تاکسی و خودروهای خدماتی با مسیرهای مشخص، ظرفیت قابل توجهی دارد؛ اما برای خانوادهای که به شارژر خانگی دسترسی ندارد یا مرتب مسیرهای طولانی بینشهری را طی میکند، هنوز چالشهایی مانند زمان شارژ و دسترسی به زیرساخت مطرح است.
از سوی دیگر، شرایط آبوهوایی نیز بر عملکرد باتری تاثیر میگذارد. در مناطق بسیار گرم یا سرد، استفاده از سامانههای سرمایش و گرمایش و تغییر شرایط عملکرد باتری میتواند برد واقعی خودرو را کاهش دهد. بنابراین نمیتوان صرفا با استناد به برد اعلامشده در کاتالوگ، درباره کارایی یک خودرو برقی در تمام مناطق ایران قضاوت کرد.
درچنین شرایطی، خودروهای هیبریدی میتوانند نقش مهمی در کاهش مصرف بنزین ایفا کنند. این خودروها بدون نیاز به زیرساخت گسترده شارژ، از ترکیب موتور احتراقی و الکتریکی بهره میبرند و با بازیابی انرژی ترمز، مصرف سوخت را کاهش میدهند. البته هیبریدی معمولی با هیبریدی شارژی تفاوت دارد؛ مدل شارژی برای دستیابی به بیشترین بازده به امکان اتصال منظم به شبکه برق نیازمند است.
موضوع مهم دیگر، ناترازی برق در کشور است. توسعه خودروهای تمامبرقی بدون برنامهریزی برای مدیریت بار شبکه و ایجاد ظرفیت شارژ، میتواند چالش تازهای به سیستم انرژی تحمیل کند. این به معنای کنار گذاشتن برقیسازی نیست؛ بلکه ضرورت هماهنگی سیاستهای خودرویی و انرژی را نشان میدهد. بهنظر میرسد ایران به جای انتخاب یک فناوری و حذف گزینه دیگر، باید بر اساس نوع کاربری تصمیم بگیرد. برقیسازی ناوگان عمومی، تاکسیها و خودروهای پرتردد با مسیرهای مشخص میتواند در اولویت قرار گیرد و در بخش خودروهای شخصی نیز توسعه هیبریدها، بهویژه در دورهای که زیرساخت شارژ هنوز فراگیر نشده، راهکاری منطقی باشد. اشتباه بزرگ آن است که برقیسازی را با واردات چند مدل خودرو یا اعلام برنامه تولید محصولات جدید یکسان بدانیم. آینده حملونقل ایران به نقشه راهی نیاز دارد که ظرفیت شبکه برق، شرایط اقلیمی، قدرت خرید مردم و هزینه تمامشده مالکیت خودرو را همزمان بسنجد. فناوری برتر لزوما همان فناوری مناسب برای همه کشورها نیست؛ هنر سیاستگزاری صنعتی، انتخاب فناوری درست در جغرافیای درست است.
مجموعه این ملاحظات، از شرایط جغرافیایی و اقلیمی گرفته تا ظرفیت شبکه انرژی، الگوی سفر و توان اقتصادی مصرفکنندگان، مولفههای اصلی شکلدهنده استراتژی صنعتخودرو هستند. با این حال، صنعتخودرو ایران پس از سالها همچنان از فقدان یک راهبرد جامع، شفاف و الزامآور رنج میبرد؛ راهبردی که مشخص کند کشور در چه بخشهایی باید به سمت خودروهای تمامبرقی حرکت کند و کجا توسعه فناوری هیبریدی اولویت دارد.
تدوین چنین سندی نباید به تهیه یک برنامه و اعلام اهداف کلی محدود شود؛ بلکه باید مسئولان ذیربط و خودروسازان را به اجرای تعهدات مشخص، زمانبندیشده و قابل ارزیابی ملزم کند. آینده صنعتخودرو با تصمیمهای مقطعی و انتخابهای سلیقهای ساخته نمیشود؛ این صنعت بیش از هر زمان دیگری به استراتژی و پایبندی عملی به آن نیاز دارد.
